E.A

E.A

اتحادیه آزاد کارگران ایران

✍ مرتضی شریفی

بازنشستگان در کرمانشاه در تجمع اعتراضی خود، خطاب  به رانندگان فریاد زدند: بوق بزن! بوق بزن!


بازنشستگان در کرمانشاه، در تجمع اعتراضی خود در روز سه شنبه ۲۳ مهر دست به ابتکار تازه ای زدند! آنها از رانندگانی که در حال عبور از محل تجمع بازنشستگان بودند تقاضا کردند تا با صدا در آوردن بوق های ماشین های خود، "بوق بزن، بوق بزن" از تجمع اعتراضی آنها حمایت کنند. بزودی صدای بوق زدن های ماشین ها بود که همگی را بوجد آورده بود. این بوق زدن ها در حقیقت پاسخی است به  شعار "درد ما درد شماست، مردم به ما ملحق شوید" که این روزها در تجمعات اعتراضی بازنشستگان در شهرهای مختلف فریاد زده میشود.

حاکمان دزد و غارتگرِ اندوختهِ دسترنج بازنشستگان، تصور میکردند که این انسانهای شریف و سالخورده، که عده ای از آنها بعلت مشکلات جسمانی مجبور میشوند با تکیه بر عصا به تظاهرات میآیند، دیر یا زود خسته شده، تعداد تظاهرکنندگان کم و کمتر و بالاخره این تجماعات بخودی خود برچیده میشوند.

اما چه خیال ابلهانه ای! هر هفته جمعیت این تظاهرکنندگان در شهرهای مختلف بیشتر و بیشتر میشود. شعارهای صنفی و سیاسی در هم میآمیزند؛ زنان بیشتری در این تجمعات شرکت میکنند و هم دوش بازنشستگان مرد بلند گو بدست میگیرند و شعار میدهند. این زن بازنشسته در رشت است که با قامتی استوار و صدایی رسا نه تنها با شعار، "کارگر، معلم، کشوری، لشکری اتحاد اتحاد" بلکه با شعار، "درد ما درد شماست، مردم به ما ملحق شوید" همه رنجبران و زحمتکشان را به اتحاد و همبستگی دعوت میکند. 

این همه شور و اشتیاق در تجماعات بازنشستگان تصادفی نیست. این انسانهای شریف هر هفته و به نوبت در روزهای یکشنبه، دوشنبه و سه شنبه به خیابان میآیند تا بر علیه تمام فجایعی که از طرف عده ای دزد و غارتگر به معیشت و زندگی مردم تحمیل میشود اعلام انزجار نمایند.

شعارهایی نظیر "اعدام هر نفر، علیه حقوق بشر"، "شریفه محمدی آزاد باید گردد"، "تحریم کاغذ پاره، مردم شدن بیکاره"، "نه جنگ میخوایم نه کشتار، رفاه میخوایم ماندگار" و دیگر شعارهایی که مستقیما کلیت حکومت را نشانه میگیرند همگی نشانه ای از درک بالای بازنشستگان و احساس مسئولیت آنها نسبت به ظلم و ستمی است که حاکمان بر دیگر اقشار محروم و زحمتکش جامعه روا میدارند.

حاکمان درمانده از این همه شهامت و استقامت بازنشستگان، بهمان شیوه ای متوسل میشوند که به روال همیشگی در مورد دیگر اقشار جامعه بکار میبرند؛ ضرب و شتم و حبس و زندان!

چند روزی از یورش نیروهای وزارت اطلاعات به منزل ژاله روحزاد، معلم و فعال کارگری که در آن تمامی وسایل الکترونیکی او و همسربازنشسته اش اسماعیل گرامی را ضبط کردند نگذشته بود که در روز نوزدهم مهر، محمد زمان کامروا، بازنشسته اهوازی بازداشت وبه اطلاعات سپاه این شهر منتقل میشود. بازداشت این بازنشسته در زمانی صورت میگیرد که کامروا حدود یکماه پیش بدلیل بیماری تومور مغزی به مدت دو هفته در بیمارستان بستری بود. این فعال بازنشسته اهوازی همچنین از بیماریهای حاد قلبی و ریوی رنج می برد و در حال حاضر در شرایط جسمانی بسیار وخیمی قرار دارد.

اما دستگیری کامروا بدون جواب نماند.  بازنشستگان تامین اجتماعی خوزستان، اهواز در تجمع اعتراضی روز یکشنبه بیستم مهر و با شعار "محمد کامروا  آزاد باید گردد!" خواهان آزادی او شدند. هم چنین جمعی از معلمان خوزستان در روز بیست ویک مهرماه  با صدور بیانیه ای اعتراض خود را نسبت به این عمل وحشیانه حکومت نشان دادند. در این بیانیه آمده است:

بازداشت محمدزمان کامروا فریادی دیگر را در سینه ما نشاند. او که سالها در کنار مردم زیسته و صدای کارگران و بازنشستگان این سرزمین بوده است.

این بیانیه در ادامه مینویسد:

و اگر ندای حق‌خواهی ما بی‌پاسخ ماند، روز پنج‌شنبه، هم‌صدا و هم ‌قدم فریادمان را به خیابان می‌کشانیم. این نه التماس که اخطاری است در برابر هر آن که آزادی را به بند می‌کشد، ما وارستگان عرصه تعلیم و تربیت، به صف شده‌ایم تا نشان دهیم که خواست جمعی معلمان قدرتی است که سخت‌ترین سدها را می‌شکند.

براستی اعتراض بازنشستگان سزاوار بیشترین حمایت ها از طرف همه اقشار محروم و زحمتکش جامعه است!

تنها در پرتو اتحاد و همبستگی همه مزدبگیران و ایجاد تشکل های مستقل کارگری و دیگر اقشار اجتماعی است که میتوان بسوی تغییرات بنیادی در کشور حرکت کرده، بر بحرانهای متعدد فایق آمد و جامعه‌ای بر مبنای آزادی و برابری و رفاه همگانی ایجاد نمود.

Report Page