E.A
اتحادیه آزاد کارگران ایران✍مرتضی شریفی
بازنشستگان کرمانشاه: درد ما درد شماست، مردم به ما ملحق شوید!
هر روز و هر هفته تجمعات اعتراضی در جای جای کشور بر پا میشود. فارغ از شعارهای این تجماعات و اینکه این تجمعات به چه منظوری برگزار میشوند، همگی درد مشترکی را فریاد میزنند. همگی از این همه ظلم و بی عدالتی، بیکاری و تورم و فسادی که تار و پود حکومت را فرا گرفته است به فغان آمده اند.
شعار "اصلاح طلب ، اصولگرا، ایران رو بردین قهقرا" در تجمع متحدانه بازنشستگان کشوری، لشگری، تأمین اجتماعی، بهداشت رمان، مخابرات و سایر صندوقها در کرمانشاه؛
شعار "نانینو دزدی میکنه، دولت حمایت میکنه" در تجمع اعتراضی نانوایان مشهدی در اعتراض به پرداختن نشدن یارانه و ناتوانی در ادامه تولید نان؛
خروش کارگران گروه ملی فولاد ایران در بازار اهواز و مقابل فرماندهان نیروی انتظامی آنجا که فریاد میزنند، "فرماندار، استاندار نوکر بی اختیار " و یا شعار، "همشهری به هوش باش، اهواز صاحب نداره"
کفن پوشیدن دختران و پسران جوانِ با پایه های علمی بالا که برروی آن نوشته شده است "کفن من سندی است بر پایان امید در آموزش"؛ جوابی بر یاوه گویی حاکمان که ادعای فتح قله ها را دارند؛
بیانیه ۱۵۰ زندانی سیاسی سابق درباره مرگ سیستماتیک سمیه رشیدی؛
همگی این تجمعات و راه پیمایی های اعتراضی، این بیانه ها از درون و برون زندان گوشه هایی از یک جنبش عظیم اجتماعی هستند که در جوهر خود کلیت این حاکمیت غرق در فساد و دزدی را نشانه گرفته اند.
اما حکومتی که جوابی به هیچکدام از مطالبات مردم ندارد تنها راه نجات خود را در سرکوب، زندان، شکنجه و اعدام میبیند. حاکمان در قدرت بجای جوابگویی به مطالبات ۴۰۰۰ کارگر شرکت ایرالکو که منجر به ده روز اعتصاب غدایشان شده بود، پنج نفر از فعالین کارگری را تهدید به محاکمه در بیدادگاه حکومتی در روزهای نهم و پانزدهم مهرماه میکنند.
فشار برزندانیان سیاسی و اجتماعی روز به روز افزایش مییابد بطوریکه در مواردی به مرگ زندانیان نظیر سمیه رشیدی منتهی میشود. مرگی که به گفته بیانیه ۱۵۰ زندانی سابق نه ناگهانی بود و نه اجتنابناپذیر بلکه یک مرگ سیستماتیک بود.
اعدام، این حربه حاکمان در به بند کشاندن جامعه، تنها شامل زندانیان سیاسی نمیشود بلکه زندانیان متهم به جرایم دیگر، جرایمی نظیر قتل و مواد مخدر، را نیز در بر میگیرد. به گفته کارشناسان حقوق بشری سازمان ملل، در کمتر از ۹ ماه اخیر در سال ۲۰۲۵ میلادی، بیش از یکهزار نفر در ایران اعدام شدهاند!
اما حاکمان درمانده از پاسخگویی به مطالبات مردم کارکن و زحمتکش و در شرایطی که با فعال شدن مکانیسم ماشه زندگی و معیشت مردم هر روز رو بوخامت میرود، همراه با ایجاد ترس و وحشت در جامعه، با تبلیغات پوچ و توسل به کالا برگ الکترونیک و یارانه های نقدی و غیر نقدی تلاش مذبوحانه ای را انجام میدهند تا به خیال خود آبی بر آتش خشم مردمی بریزند که از این همه دروغ و فریب، تورم وگرانی، بیکاری و بیخانمانی جانشان دیگر به لبشان رسیده است. به گفته وزیر اقتصادشان بازگشت تحریم ها را به چالشی برای "فرصت تحول" تبدیل کنند! و این درشرایطی است که از همین الان و به گفته احمد میدری وزیر کار "برای تامین منابع اجرای طرح کالا برگ" اسامی حدود ۶ میلیون نفر ازلیست یارانه بگیران حذف شده است.
قابل ذکر است که آنچه از این فرصت تحولِ وزیر اقتصاد نصیب یک خانواده فقیر یارانه بگیر سه نفره میشود حدود ۲ میلیون تومان است. یعنی با در نظر گرفتن خط فقر ۳۰ میلیون تومانی، کل هزینه دولت برای یک خانواده کمدرآمد، معادل ۶.۵ درصدِ حداقل هزینه ماهانه برای زنده ماندن این خانواده است. پولی که در حال حاضر میتواند صرف خرید دو کیلو گوشت برای یک خانواده سه نفره در یک ماه شود.
بی جهت نیست که حسین راغفر، اقتصاد دان و مشاور اقتصادی حکومتی که همیشه سعی کرده است عصای دست حکومت باشد و با توصیه های اقتصادی خودْ حاکمان را از مخمصه ای که در آن گیر کرده اند نجات دهد این بار نیز به دولت پزشکیان توصیه میکند که اگرچه یارانه ها و کمک های نقدی و غیر نقدی از نظر مقدار کم هستند ولی "همین مقدار ناچیز یارانه ها و کمک های نقدی و غیر نقدی از جنبه روانی اهمیت دارد".
ما کارگران و دیگر اقشار محروم و زحمتکش جامعه به حاکمان و اقتصاد دانانی نظیر راغفر میگوییم که شما نمیتوانید با این چندر غاز کالا برگ، یارانه های نقدی و غیر نقدی جامعه ای که از هرگوشه آن تنفر و انزجار ازاین سیستم حکومتی چپاولگرو استثمار گر فوران میکند را فریب دهید. این چندر غاز شما نه از نظر اقتصادی و نه از نظر "روانی" نمیتواند کوچکترین مرهمی بر درد ما باشد.
بهمین خاطر، هر هفته به خیابان میآییم و دیگر محرومان جامعه را دعوت میکنیم که به تجماعات ما بپیوندد و فریاد میزنیم، "درد ما درد شماست، مردم به ما ملحق شوید"!