E.A
«کارگران» قربانیان اصلیِ حادثه بندرعباس/ «اسماعیل» در غبار گم شد/ پولدارها همیشه سالم میمانند!آنچه در یک دهه بر سر طبقهی کارگر آمد؛
«کارگران» قربانیان اصلیِ حادثه بندرعباس/ «اسماعیل» در غبار گم شد/ پولدارها همیشه سالم میمانند!
اکثریت فوتیهای انفجار کارگر بودهاند، مصدومان هم همینطور، تعدادی هم راننده ماشین سنگین بودند که برای بارگیری به اسکله آمده بودند. کارگران فوتی و مصدوم، در شرکتهای تخلیه و بارگیری و انبارها مشغول به کار بودهاند
هوای بندرعباس، بوی بحران و نفستنگی میدهد؛ چشمها سرخ میشود، سینه و ریهها میگیرد، اکسیژن نیست و نفس کشیدن در هوای انفجارهای مهیب، دشوار است.
کارگران اسکله شهید رجایی دو روز اخیر به سر کار نرفتهاند اما ششم اردیبهشت، شاهد صحنههای سیاه و تلخی بودند که تا جان در بدن داشته باشند، فراموش نمیکنند. یکی از این کارگران که تعدادی از همکارانش جزو مصدومین بستری در بیمارستان هستند، نمیتواند بدون لکنت و مکث صحبت کند: «حالم خوش نیست، نمیخواهم حرفی بزنم؛ فقط این را بگویم که ما مشغول کار بودیم که بیگ بنگ اتفاق افتاد؛ انگار آخرالزمان شد، همکارانم را دیدم که هر کدام گوشهای افتادهاند یا در هوا معلقاند، واقعاً آخر الزمان بود....».
تا لحظهی تنظیم این گزارش (صبح هشتم اردیبهشت)، تعداد فوتیهای حادثه بندرعباس به بیش از چهل نفر رسیده، بیش از هزار نفر هم مصدوم شدهاند و تعدادی نیز هنوز مفقوداند؛ پیگیریهای ما نشان میدهد که «اسماعیل محمدزاده» یکی از فعالان کارگری شرکتهای اسکله که نماینده کارگر هم بود، جزو مفقودان است؛ بعد از انفجار، از این کارگر مجرد و باسابقه خبری نیست و مادر و خانوادهاش بعد از حادثه تمام بیمارستانهای شهر را زیر پا گذاشتهاند، ملافه از روی پیکرهای بیجان کشیدهاند و همچنان به دنبال رد و نشانی از «اسماعیل» هستند.
اسماعیل گم شد.....
گم شدنِ «اسماعیل» در انفجار سهمگینِ اسکلهی شهید رجایی، یک نماد تلخ از سیاهی روزگار کارگران است؛ حوادث تلخ و مرگبار یکی پس از دیگری بر سر کارگران و مزدبگیران آوار میشود؛ کارگران قربانیان اصلی سهلانگاریها هستند اما پولدارها همیشه سالم میمانند و به تریج قبایشان برنمیخورد که اینچنین فجیع، آدمها به خاطر بیتوجهیها جان خود را از دست میدهند؛ امثال «اسماعیل» در غبار حوادث گم میشوند، خیلی ساده و ناگهانی هم گم میشوند....
بیش از ۹۰ درصد قربانیان انفجار اسکله شهید رجایی، کارگران بودند؛ کارگران شرکتهای صنایع دریایی، انبارداری و تخلیه؛ انفجار کانتینرها در محوطهی یکی از شرکتهای اسکله رخ داده و اکثر کارگران این شرکت به سختی مصدوم شدهاند یا جان خود را از دست دادهاند اما به احتمال زیاد، ضرر و زیان چندانی به صاحبان قدرقدرت این شرکتها نمیخورد؛ کانتینرهایشان بیمه است، حتی جان و زندگی آدمها بیمه است؛ پول خسارت را بیمه میدهد، بابت سهلانگاری مواخذه و بازخواست نمیشود؛ پایشان به حبس و زندان باز نمیشود و چند وقت دیگر خوش و خرم به «اسکله» برمیگردند، ترانزیت را در سایهروشن دنبال میگیرند، تحریمها را دور میزنند، کالا صادر میکنند و مثل همیشه پول هنگفت به جیب میزنند....
برای نمونه، ظهر روز دوشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۱ برج متروپل که با رانت و پارتی بالا رفته بود، در خیابان امیرکبیر (امیری) واقع در مرکز آبادان فرو ریخت. این حادثه ۴۳ فوتی و ۳۷ نفر مصدوم داشت که اکثر آنها کارگران ساختمانی و مزدبگیران بودند. سرنوشت مالکان این ساختمان، مهندسان و معماران و بستگان آنها مثل همیشه در هالهای از ابهام پیچیده شد، فقط خانوادههای ضعیف و کمدرآمد به سوگ نشستند.
یا ۳۱ شهریور ۱۴۰۳ انتشار گاز متان در معدنجوی طبس، جان ۵۳ معدنچی بینوا را گرفت و تعدادی را با قطع نخاع و مصدومیت همیشگی خانهنشین کرد؛ در آن حادثه هم کارفرما کوچکترین خراشی برنداشت؛ گرچه شاهدان عینی گفتند کارگران بوی گاز را شنیده بودند و میترسیدند اما مجبورشان کردند پا به تونل بگذارند و علیرغم اینکه به وضوح تخلف صورت گرفته بود -معدن یک تهویه و گازسنج سالم نداشت- پای کارفرما و مالکان هرگز به زندان و حبس باز نشد؛ چند روز بعد، برداشت ذغالسنگ دوباره آغاز شد و قطار سودآوری به راه افتاد.
همیشه قدرتمندان و ثروتمندان خطا میکنند اما کارگران و فرودستان قربانی میشوند؛ گروهی اندک به قیمت محرومیت و قربانی شدن اکثریت، پول روی پول میگذارند، هر روز حسابهای بانکیشان پربارتر میشود، سفرهای خارجیشان، غنیتر و خانههای درندشتِ شمال شهرشان لاکچریتر؛ اینها پا بر پُشتِ خمیدهی قربانیان ضعیف میگذارند و در دنیای زد و بندها به رستگاری میرسند....
گزارش: نسرین هزاره مقدم
🆔
https://t.me/ettehad
✉️ 🔚 tamas
https://t.me/Ettehadyeh20