E.A
"سینه های سوخته و لباس های دوخته": تلخیص گزارشی از روزنامه اعتماد در باره کارگاه های غیر رسمی، كارگاهه های تولیدی پوشاک و کفش …✍️مرتضی شریفی
🔴"سینه های سوخته و لباس های دوخته": تلخیص گزارشی از روزنامه اعتماد در باره کارگاه های غیر رسمی، كارگاهه های تولیدی پوشاک و کفش در تهران
گزارش "سينههای سوخته و لباسهاي دوخته" گزارشی است که توسط بنفشه سام گیس، یکی از خبرنگاران روزنامه اعتماد، از وضعیت اسفناک کارگران "غیر رسمی" در کارگاه های تولیدی پوشاک و کفش، كارگاههايی بدون تابلو و بدون كد، در قلب تهران در خیابان های نظیر خیابان جمهوری و یا چهارراه مخبرالدوله تهیه شده است.
ما در اینجا نظر خوانندگان محترم را به گوشه هایی از این گزارش جلب میکنیم. علاقه مندان میتوانند گزارش کامل آنرا در لینک زیر، بر گفته از روزنامه اعتماد، بخوانند.
"براي كارفرمايي كار ميكنند كه قائل به رعايت هيچ كدام از الزامات قانون كار نيست؛ حق بيمه منظم و كامل نميپردازد، كارگاهش ايمن نيست، حقوق كافي نميدهد، بيشتر از ساعت موظف از كارگرانش كار ميكشد، مزد اضافه كاري نميدهد، قراردادي امضا نميكند و همه چيز به «كلام» بند است؛ اخراج كلامي، مزد كلامي، ادامه كار كلامي ..... نه وزارت كار از تعداد اين كارگران باخبر است و نه بازرس و ماموري سراغ از حضورشان ميگيرد و نه محكمهاي براي پس گرفتن حقشان دارند". ......
کارگاه هایی که بقول صاحب یکی از آنها:
" توليديهايي مثل او، روز به روز كوچكتر شدهاند و در اين آب رفتن روزانه، اولين تصميم، كاهش تعداد كارگر بوده و همين است كه هر روز در پيادهروهاي اين راسته، تعداد زيادي از كارگران برشكار و راستهدوز و چرخكار را ميتوان ديد كه از اين كارگاه به آن كارگاه سر ميزنند تا ببينند آيا ممكن است به جاي همكار اخراجيشان مشغول به كار شوند".
کارگاه های غیر رسمی تولید کفش نمونه دیگری از این کارگاه های غیر رسمی در قلب پایتخت است:
"نزديك به باغ سپهسالار و بازار بزرگ كفش، دهها كارگاه زيرزميني كفاشي است. كارگاههاي كفاشي، پنهانيتر از توليديهاي غيررسمي پوشاك كار ميكنند اگرچه كه خيلي هم نيازي به پنهانكاري نيست چون بوي گند سريش و چسبي كه توي كوچهها پخش شده، در حدي افشاگر است كه بازرس اداره كار را يك راست به سمت كارگاه ميبرد و البته چون اصولا تا به حال هيچ بازرسي گذرش به اين كوچهها نيفتاده كه سراغي از اين كارگاهها بگيرد، صاحبانش هم بدون هيچ ترسي، روز را به شب و نيمه شب و بامداد گره ميزنند......".
کارگاه هایی که وقتی خبرنگار از فروشنده یکی از این کارگاه ها مپرسد، که آیا "تا حالا ديده يا شنيده كه بازرسي يا ماموري از وزارت كار و اداره بيمه به اين كارگاههاي پنهان بيايد" و فروشنده با "پوزخند" ميگويد: "بياد كه چه كنه؟ بدنام بشه با رشوهاي كه از صاحبكار ميگيره تا چشمش رو ببنده و گزارش بده كه هيچ كارگاه غيرقانوني اينجا نديده و نبوده؟"
در اینجا جا دارد یاد آوری کنیم وقتی وضعیت کاری کارگران غیررسمی، بعبارت بهتر وضعیت کارگرانی بدون هرگونه قرار داد و مزایای قانونی، در قلب تهران چنین باشد میتوان تصور کرد که وضعیت کارگرانی که در مناطق محروم، روستایی و مرزی کار میکنند چگونه است. مناطقی که از همین الان دست اندرکاران تعیین دستمزد و در دفاع از "دستمزد منطقه ای" در جلسات خود اخطار میکنند که "اگر فقط نیازهای کارگران را در نظر بگیریم، ممکن است دستمزدها به حدی برسند که فراتر از ظرفیت پرداخت بسیاری از بنگاهها باشد که این امر میتواند منجر به از دست رفتن شغلها و افزایش اشتغال غیررسمی شود".
به این عالیجنابان باید گفت که شما "نگران" افزایش اشتغال غیر رسمی نباشید. "دستمزد منطقه ای" نه در مناطق روستایی بلکه در قلب پایتخت و بدون آنکه قانونی شده باشد همین الان در حال اجرایی شدن است.
https://www.etemaad.ir/fa/main/detail/228840/%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D9%88%D8%AE%D8%AA%D9%87-%D9%88-%D9%84%D8%A8%D8%A7%D8%B3%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%AE%D8%AA%D9%87