سالی با گامهای مثبت دیپلماتیک
ابراهیم یزدی
یادداشت روز13/2/1393
از زمانی که جامعه بشری به یاد دارد هیچ جامعهای مستغنی و بی نیاز از تبادل با سایر جوامع بشری نبودهاست. در دنیای امروز هم در دهکده جهانی هیچ دولتی، چه ایران، چه امریکا و.. باشد بی نیاز از همکنشی و تبادل با جهان بیرون نیست. بنابراین دولت ایران نمیتواند نسبت به وضعیت خودش در جهان بیرون بی اعتنا باشد. یک دولت ملی، متعهد به منافع و توسعه ملی است؛ نخستین کاری که این دولت باید انجام دهد این است که مشکلات خود را با دنیا حل کند، این هم از طریق مذاکرات مستقیم انجام میشود. مذاکرات با طرفینی که با آنها اختلاف داریم. مذاکره با روسها یا چینیها برای حل مسایل ایران و آمریکا معنایی ندارد. باید مستقیما با خود آمریکا مذاکره کنیم. برای مذاکرات مستقیم، یک فلسفه مبتنی بر تجربههای تاریخی وجود دارد زیرا تجربه به ما نشان میدهد وقتی دو کشور اختلاف دارند و کشور ثالثی برای وساطت وارد ماجرا میشود، آن کشور ثالث فرایند مذاکرات را در چارچوب منافع ملی خودش حل و فصل میکند. به همین دلیل کشورهای جهان به این نتیجه رسیدند که برای حل مشکلات بهترین و بهینهترین وسیله و ابزار مذاکره مستقیم است. دولت ایران هم خوشبختانه تابوی مذاکرات با آمریکا را شکسته و این خود گام بسیار مثبتی است که برداشته شده اما کافی نیست.
یکی از مشکلاتی که هنوز در دولت آقای روحانی اقدامی برای حل آن انجام نشده است، بحث خدمات کنسولی آمریکا در ایران است. دولت ایالات متحده آمریکا، برخلاف معمول در دفتر حافظ منافع خود در تهران هیچگونه خدمات کنسولی ارائه نمیدهد و این موضوع برای ایرانیانی که هر ساله نیازمند دریافت ویزا و مسافرت به آمریکا هستند، هزینههای مالی و زمانی زیادی بهبار میآورد، چراکه ناگزیر برای کار، درمان، تحصیل و امور دیگری که در آمریکا دنبال ميکنند باید به یک کشور ثالث سفر کرده و هزینههای اقامت در آن محل تا زمان دریافت ویزا را متقبل شوند. این ایرانیان که تعداد آنها در سال به چند هزار نفر نیز ميرسد، جدای از آنکه سرمایههای ملی را در کشور ثالث هزینه میکند، در این کشورها مورد توهین و رفتارهای دون شأن یک ایرانی نیز قرار میگیرند. افراد محترمی مانند اساتید دانشگاه و فرهنگیان، باید در کشوری مانند ترکیه یا امارات از ساعات نیمهشب پشت درهای سفارت به انتظار نوبت بایستند تا در زمان آغاز به کار سفارت آمریکا، ویزای خود را دریافت کنند. این در حالی است که دفتر حافظ منافع ایران در آمریکا، خدمات کنسولی ارائه میکند و این یک رویه درست دیپلماتیک است. دریافت خدمات کنسولی یکی از منافع و حقوق اتباع ایران است و دولت تدبیر و امید موظف است از این منافع پاسداری کند.
مسئله دیگری که طی یکسال گذشته دستگاه دیپلماسی ایران را بهخود مشغول کرده بود، بحث مذاکرات هستهای است که ابعاد گوناگونی دارد: در بعد نخست بهعنوان یک ایرانی متعهد به منافع ملی، تفکیکی بین برخورداری از دانش هستهای و ایجاد نیروگاههای هستهای قائل می شوم. برخورداری از دانش هستهای بخشی از علم روز است و منطقی نیست که دانشمندان ایرانی که در سطح جهانی نیز برجسته هستند، نتوانند دانش خود را بهروز کرده و با پیشرفتها هماهنگ شوند. مقوله دوم ایجاد نیروگاههای هستهای برای تولید انرژی، در حالیکه بسیاری از کشورهایی که سالها قبل این فناوری را بهدست آوردهاند، اکنون یا نیروگاههای هستهای خود را تعطیل کردهاند یا ضرورت اینکار را در دست بررسی دارند. بهعنوان نمونه ایتالیا سالهاست که نیروگاههای هستهای خود را از مدار خارج کرده است و مردم اتریش به دولت این کشور اجازه ایجاد این نیروگاهها برای بینیاز شدن از واردات برق را ندادند. در آسیا نیز ژاپن به عنوان سومین مصرف کننده بزرگ انرژی و دومین وارد کننده بزرگ نفت (از زمانی که واردات نفت آمریکا بهشدت کاهش یافته است)، در حال بررسی امنیت نیروگاههای اتمی خود و برچیدن برخی از آنها است. درحال حاضر در دنیا بحث انرژیهای جایگزین و تجدیدپذیر مطرح است، در ایران نیز با داشتن ذخایر عظیم گاز و آفتاب همیشه تابان که دومی منبع رایگان و بسیار ارزشمندی از انرژی را در اختیار ما میگذارد، بهصرفه بودن انرژی هستهای زیر سؤال میرود و در این شرایط پرداخت هزینههای مالی و معنوی سنگین برای دستیابی به غنیسازی اورانیوم و نیروگاههای اتمی چندان مقرون به صرفه نیست، اما امروز ایران منابع عظیمی را در بخش انرژیاتمی سرمایهگذاری کرده ا ست تا به فناوری غنیسازی اورانیوم دستیابد، پرسشی که در اینجا مطرح میشود این است که آیا باید از این سرمایهها صرفنظر کنیم و راه حل درست چیست؟ به نظر بنده پاسخ سئوال اول منفی است، ما نمیتوانیم از سرمایه ملی که در این راه هزینه شده ا ست چشمپوشی کنیم اما راه حل آن همین مسیری است که در حال حاضر در مذاکرات هستهای ایران با 1+5 جریان دارد. در دیپلماسی اصولا راهحل هر اختلافی مذاکره است، درواقع بهترین و سالمترین و منطقیترین راه ممکن برای رفع اختلافات با هر گروه یا کشوری، مذاکره است تا از این طریق به یک جمعبندی مشترک دست پیدا کنیم.
از سوی دیگر ایران یکی از اعضای انپیتی است و یکی از برگهای برندهای که میتواند به دست بیاورد، پذیرش پروتکل الحاقی این پیمان است. در صورتی که ایران این پروتکل را به امضا برساند دیگر کشورهای 1+5 نمیتوانند حق استفاده ایران از انرژی هستهای را زیر سؤال ببرند چون این کار بهمعنی اعلام تعهد ایران به مفاد آن پروتکل خواهد بود. درواقع ایران اعلام میکند که به آنچه در آنجا مطرح شده وفادار است و در چارچوب قوانین و مقررات فعالیت خواهد کرد؛ امری که بهانههای واهی را از دست آژانس بینالمللی انرژی اتمی و مذاکره کنندگان خارج میکند و جایگاه تهران در مذاکرات هستهای را به یک جایگاه قدرتمند تبدیل میکند.
روند فعلی مذاکرات هستهای ایران مثبت و مفید است و براساس آنچه طرفین از این رونداعلام کردهآند، در حالحاضر یکی از اختلافات اساسی بر سر این موضوع است که ایران خواستار رفع تحریمها همزمان با امضای توافق است اما کشورهای 5+1 برخلاف این نظر بر حفظ بخشی از این تحریمها احتجاج میورزند در حالیکه درخواست ایران درخواستی منطقی است. منطق توافق حکم میکند که این کار بهصورت یک پکیج دوجانبه به نتیجه برسد. در مقابل کشروهای 1+5 نیز این موضوع را مطرح میکنند که آنها تنها میتوانند برای رفع تحریمهایی که خود وضع کردهآند تضمین بدهند و آنچه در شورای امنیت سازمان ملل متحد وضع شده است از سوی آنها قابل رفع شدن نیست. چنین ادعایی اگرچه به لحاظ حقوقی شکل درستی دارد اما نباید فراموش کنیم که 1+5 در واقع خلاصه شده عنوان «کشورهای عضو دائم شورای امنیت ملی به علاوه آلمان» است. این مجموعه میتواند تضمین کند که پس از تأیید برنامه هستهآی ایران از سوی آژانس بینالمللی انرژی اتمی، تحریمهای داخلی خود را علیه ایران برداشته و درخواست بررسی تحریمها شورای عالی امنیت را نیز به این شورا ارائه خواهد کرد. در این وضعیت، پس از طرح پرونده ایران در این شورا، دیگر هیچ کشوری که دارای حق وتو باشد با لغو آن مخالف نخواهد بود چرا که پیش از این توافق جامع هستهای را با ایران به امضا رسانده است و این تحریمها لغو خواهد شد. اکنون ایران باید این دو موضوع را در توافق نهایی بگنجاند که 1+5 بلافاصله پس از امضای توافقنامه تحریمهای یکجانبه خود علیه ایران را لغو کرده و همزمان درخواست بررسی پرونده ایران و لغو تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل را به صحن این شورا تقدیم کنند.