دکترین امنیت ملی
دکتر ابراهیم یزدیدکترین امنیت ملی
ايران در جنبش غيرمتعهدها.*
مقدمه

اين سخنراني در جلسه عمومي ششمين کنفرانس سران و وزراي خارجه و نمايندگان کشورهاي عضو جنبش غيرمتعهدها و سازمانهاي آزاديبخش جهان و ساير سازمانهاي بينالمللي عضو و يا ناظر، در روز دوشنبه 16 شهريور (1358) در هاوانا صورت گرفت و همزمان به زبان فرانسه، آلماني، روسي، چيني، عربي و اسپانيايي ترجمه و پخش شده است.
سالن عمومي مملو از جمعيت بود. از چند روز قبل همه انتظار سخنراني نماينده ايران ار ميکشيدند. اين اشتياق به دو دليل بود. يکي آن که ما به عنوان نماينده جمهوري اسلامي و انقلاب اسلامي ايران در اين کنفرانس شرکت کرده بوديم و دنيا با تمام شوق و اشتياقش ميخواست هر قدر ممکن است بيشتر درباره اسلام، ايران و انقلاب ايران بداند. دوم آن که در طي چند روز گذشته، شرکت فعالانه ما در مباحث کنفرانس و مواضعي که اعلام کرده بوديم باعث جلب توجه همه شرکتکنندگان شده بود. همچنين در اين کنفرانس صدها نفر از خبرگزاريهاي جهان، از شرق و غرب و دنياي سوم، از راديو و تلويزيون و روزنامه و مجله حضور داشتند و اين فرصتي بود بسيار گرانبها براي ارائه برخي از مشخصات انقلاب اسلامي ايران.
اجراي اين سخنراني مصادف شد با سالگرد شهداي 17 شهريور- روزي که نظاميان شاه مردم بيسلاح ما را، از زن و مرد، پير و جوان، در ميدان ژاله سابق، شهداي کنوني، به گلوله بستند و در مدت کمتر از چند ساعت، قريب به چند صد نفر را کشتند و صدها نفر را زخمي کردند- ارتعاش و طنين صداي آن خواهري که اولين خبر را از تهران تلفني به ما در آمريکا رسانيد، هنوز در گوشم صدا ميکند و هرگز فراموش نخواهد شد.
و اکنون در ساالگرد آن روز خونين، من در برابر جهان ايستادهام و ميخواهم تا پيام آن شهيدان را به دنيا برسانم. احساس عجيبي به من دست داده بود. حضور همه آن شهيدان را حس ميکردم و ميديدم. بعد از آن جمعه خونين، ما براي افشاي آن جنايت بزرگ شاه دست به فعاليتهاي زيادي زده بوديم؛ از جمله بسيج جوانان مسلمان و راهپيمايي اعتراض به دولت آمريکا در شهر واشنگتن. با کمک برادران فعال و مجاهد واقعي در داخل ايران، صدها عکس از قربانيان آن جنايت بزرگ فراهم شده بود. عکسهايي از شهيدان، عکسهايي که جاي گلولهها را در بدنهاي پاکشان نشان ميداد و نشان ميداد که چگونه گلولهها عموماً به سر و صورت و سينه، يعني از کمر به بالا زده شده است؛ همه اينها نشان آن بود که تيراندازي به قصد کشتار «shoot to kill» بوده است نه به قصد متفرق ساختن مردم. شهدا از سنهاي مختلف بودند، از بچههاي کوچک تا پيرمردان. در آن لحظه که من پشت تريبون تالار بزرگ کنفرانس قرار گرفتم و چشم بر انبوه جمعيت دوختم، دنيا را ديدم که انتظار ميکشد. انتظار شنيدن و فهميدن و شهدا را ديدم که خونشان را دادهاند تا من پيامشان را برسانم. و من به پاس احترام به خون آن شهيدان، سخن و پيام خود را به درخواست سکوت براي شهيدان آغاز کردم. قبل از اعلام سکوت براي شهيدان 17 شهريور چنين گفتم:
«ما اکنون 5 روز است که درباره انقلاب صحبت و بحث ميکنيم. اما بايد بدانيم که هر انقلابي شهدايي دارد و شهيدان قلب تاريخاند. سال گذشته در چنين روزي در کشور ما، که به جمعهخونين معروف شده است، انقلاب ايران نزديک به 50 هزار شهيد تقديم نموده است.
فردا مردم ما در ايران طي مراسمي ياد شهيدان را گرامي ميدارند. لذا براي بزرگداشت خاطره شهيدان ايران، و شهيدان همه انقلابات دنيا، در آفريقا، در کشورهاي آمريکايي، در آسيا و براي بزرگداشت خاطره شهيدان تاريخ همه مردم مبارز جهان، من از شما حاضرين درخواست ميکنم قيام نموده و يک دقيقه سکوت نماييم.»
بلافاصله کليه حاضرين قيام نمودند و تالار عظيم و پرجنجال کنفرانس به سکوتي عميق و پرابهت فرو رفت. آنها که اعتقاداتي اسلامي داشتند فاتحهاي خواندند.
سپس، بعد از يک دقيقه، با تشکر از حضار سخنان خود را به شرح زير آغاز کردم.
. * متن کامل سخنراني در کنفرانس سران جنبش غيرمتعهدها در هاوانا در 16 شهريور 1358.