جلسه سی و دوم

جلسه سی و دوم

ابراهیم یزدی



دوشنبه 25/6/81ساعت 30/9صبح

 

بعد از سلام و علیك و احوال‌پرسی، ابتدا از بازجو در مورد برگرداندن مجموعه‌ی چمران پرسیدم. او جواب داد كه در میان لوازمی كه بنیاد فرهنگی بازرگان برده‌اند، چنین مجموعه‌ای را نیافته‌اند. او سپس نظر مرا در مورد مصاحبه‌ی فریدون روحانی با ABC و «حمله‌ی آمریكا به ایران» پرسید كه توضیح دادم. نمی‌دانم منظور فریدون روحانی از «حمله‌ی امریكا به ایران چیست؟» اما تصور نمی‌كنم آمریكا به ایران حمله‌ی گسترده‌ی نظامی بنماید. اما ممكن است تنگه‌ی هرمز را از دریای عمان به روی صادرات نفت از ایران و واردات كالا به مقصد ایران ببندد. توضیح دادم كه سال گذشته، مقام رهبری اعلام كردند كه كشورهای اسلامی صادرات نفت را تحریم نمایند. اما هیچ كشوری از این نظر حمایت نكرد. وزیر امور خارجه‌ی عربستان سعودی ـ سعود الفیصل در سه نوبت، در مصاحبه‌های مختلف با تحریم نفت مخالفت كرد و آن را به معنا دانست. اما خانم رایس، مشاور امنیتی رییس‌جمهور آمریكا در واكنش به این مطلب گفت كه آن‌ها صبحت از تحریم فروش نفت كرده‌اند، ما كاری خواهیم كرد كه آن‌ها نتوانند نفت خود را بفروشند و مجبور می‌كنیم آن را بخورند و بمیرند.

در دنباله‌ی این بحث، صحبت به تعدد مراكز قدرت و اقدامات موازی و زیان‌ها و ضررهای آن كشیده شد. از جمله من فعالیت نهادهای موازی امنیتی با وزارت اطلاعات را مطرح كردم و اعتراض به این‌كه قوه‌ی قضاییه قانوناً حق دخالت در امور امنیتی را ندارد. بازجو می‌گفت كه تشكیل حراست در قوه‌ی قضاییه در رابطه‌با كادرهای خود قوه‌ی قضاییه است. به وی پاسخ دادم كه مگر در سایر وزارتخانه‌ها، نهاد امنیتی مستقل از وزارت اطلاعات وجود دارد؟

علاوه بر این، شما در مسایل امنیتی خارج از قوه‌ی قضاییه هم دخالت می‌كنید. از جمله مثال زدم كه پرونده‌ی نهضت آزادی را شما بدون همكاری و هماهنگی با وزارت اطلاعات تشكیل داده‌اید و چون اطلاعاتی نداشتند با بردن اسناد نهضت آزادی از آرشیو و بازجویی‌ها، دنبال تكمیل اطلاعات خود هستید.

بازجو جواب داد كه وزارت اطلاعات در مورد نهضت به ما گزارش و اطلاعات داده است. اما معتقد بود آنچه داده شده است «اطلاعات فریب» است. در واكنش من یعنی چه؟ گفت: جناح‌ها و مقاصد سیاسی در گردش اطلاعات و اقدامات امنیتی تأثیرگذار است. او تأكید كرد كه در سال 76 معاون اطلاعات شاكی علیه من بوده است. به شوخی و جدی گفتم لابد سعید امامی (یا اسلامی) شاكی بوده است.

به بازجو اعتراض كردم كه دادگاه در غیاب مسؤول نهضت آزادی و مسؤولان انجمن‌های مدنی رسیدگی كرد و حكم صادر نموده است. هیچ‌یك از مسؤولان این سازمان‌ها برای ادای توضیحات احضار نشده‌اند.

بازجو جواب داد كه شما از دادگاه شكایت كنید. وی سپس مشكلات موجود در روابط میان وزارت اطلاعات و قوه‌ی قضاییه را مطرح كرد و من توضیح دادم كه قاضی باید داور باشد نه مدعی. قوه‌ی قضاییه باید بر اساس اطلاعاتی كه از منابع رسمی و قانونی دریافت می‌كند پرونده تشكیل بدهد و رسیدگی كند.

بازجو سپس بحث آرمان رضاپور را مطرح كرد كه پرنده‌ی وی توسط وزارت اطلاعات تشكیل و به اتهام ارتبط با نهضت آزادی بازداشت شده است. بازجو مدعی شد كه پدر رضاپور با دكتر یزدی در تماس و آشنایی بوده است. جمعی از جوانان نزدیك به نهضت آزادی می‌خواستند در جریان بازی فوتبال بیانیه‌ای را كه تهیه كرده بودند منتشر كنند. وزارت اطلاعات خواست آن‌ها بازداشت شوند. یكی از رؤسای سه قوه در موقع صحبت از نهضت ضبط را خاموش می‌كند و می‌گوید: «نهضتی‌ها دین ندارند.» بحث و تلاش بازجو در دفاع از عملكرد قوه‌ی قضاییه و دادگاه بود و این‌كه وزارت اطلاعات روی اغراض جناحی نظر داده و می‌دهد. او مدعی شد كه تعطیل زندان توحید روی فشار دادگستری و بر این اساس بود كه همه‌ی زندان‌ها باید زیر نظر قوه‌ی قضاییه باشند.

این بحث و گفتگوهای شفاهی تا ساعت 30/11 ادامه یافت و سپس بازجویی كتبی آغاز شد.

س: اسامی و سوابق افراد جوان دانشجو كه به‌واسطه‌ی فعالیت‌های غیرقانونی به نفع نهضت از زمستان 80 بازداشت شده‌اند را بنویسید.

ج: اولاً این از جمله اتهامات مطرح شده علیه من نبوده است تا مجبور باشم به آن جواب بدهم. ثانیاً من نه این افراد را می‌شناسم و نه می‌دانم كه افراد جوان دانشجوی بازداشت شده كی‌ها هستند و فعالیت‌های غیرقانونی آنان، در تاریخ مورد نظر، زمستان 80 چه بوده است. چطور انتظار دارید من اسامی آن‌ها را برای شما بنویسم؟!

س: در مورد آرمان رضاپور كلیه‌ی اطلاعات خود را بنویسید.

ج: با اسم او از طریق روزنامه‌ها، آشنا و از خبر دستگیری‌اش مطلع شده‌ام. با او آشنایی ندارم. در هنگام بازداشتش در ایران نبودم او را اصلاً به یاد نمی‌آورم.

س: در مورد مسعود گل‌مردادی و ارتباطش با نهضت بنویسید.

ج: فردی را با این نام نمی‌شناسم و به یاد ندارم. در جلسات قرآن روزهای سه‌شنبه منزل ما كه از سال 1363 شروع شده است. جوان‌ها و افراد زیادی شركت می‌كنند اما اسامی آن‌ها را به یاد ندارم.

بازجو: شفاهی گفت كه شما او را باید خوب بشناسید. جواب دادم چیزی به یاد ندارم.

س: سوابق فعالیت‌های جواد طواف و ارتباطش را با نهضت بنویسید.

ج: آقای جواد طواف از دانشجویان فعال دانشگاه امیركبیر بود كه بعد از اتمام تحصیل ارتباط خود را با دانشجویان آن دانشگاه حفظ كرده است. ارتباط او با نهضت در حد شركت در بعضی از جلسات عمومی آن بوده است. در بعضی موارد در جلسات قرآن منزل من هم شركت می‌كرد. به‌خاطر تنهایی در تهران، بعضی شب‌ها در منزل ما می‌ماند. او هیچ‌گاه عضو نهضت آزادی نشد و مدت‌ها است حتی قبل از دستگیری‌ها، ارتباطش را با نهضت آزادی و جلسات قرآن منزل ما قطع كرده است.

بازجو به‌طور شفاهی گفت: آن‌ها (جوانان دانشجویان بازداشت شده) به نفع نهضت فعالیت كرده‌اند. فعالیت به نفع نهضت غیرقانونی است.

جواب دادم كه هنوز هیچ دادگاهی حكم نهضت آزادی را قطعی و نهایی نكرده است. بنابراین فعالیت به نفع نهضت آزادی غیرقانونی نیست.

ادامه‌ی بازجویی كتبی:

س: نقش طواف را در جذب دانشجویان امیركبیر به نهضت بنویسید.

ج: در دوره‌ای كه آقای طواف با نهضت آزادی یا با شخص من تماس و آشنایی پیدا كرد، فعالیت نهضت آزادی و جلسات عمومی محدود بوده است و برنامه‌ای برای جذب عضو و توسعه‌ی تشكیلاتی نداشته‌ایم. بنابراین نقش او، اگر چنین نقشی داشته است، در حد معرفی بعضی از دانشجویان در جلسات عمومی بوده است.

بازجویی ساعت 15/12 پایان یافت. ادامه‌ی بازجویی به روز چهارشنبه 3/7/81 ساعت 30/9 موكول گردید.


Report Page