روابط ایران و آمریکا

روابط ایران و آمریکا

بهداد، سایت المونیتور 2 شهریور 1392


1-به نظر می رسد تابوی مذاکره با آمریکا شکسته شده است. آیا مردم و حکومت ایران برای روابط جدید ایران- آمریکا آمادگی دارند

ج- روابط میان دولت آمریکا با دولت ایران قطع شده بود. اما روابط میان مردم ایران با مردم آمریکا هیچگاه قطع نشد. روابط دو ملت همیشه خوب بوده است و اکنون هم خوب ا ست. اختلاف مردم ایران با سیاست ها و عملکرد های دولت های آمریکا در کشورشان بوده و هست. بعد از پیروزی انقلاب رهبران و مسئولین جدید نمی خواستند روابط دیپلماتیک را قطع کنند. آین دولت آمریکا بود که روابط را قطع کرد. اما با روی کار آمدن آقای روحانی در ایران به نظر می رسد اراده ای برای بهبود روابط در هر دوطرف وجود دارد. درهر نوع اختلافی، چه در سطح افراد و خانواده ها و چه در سطح دولت ها اگردر طرفین دعوا و اختلاف اراده اصلاح وجود داشته باشد امید به اصلاح وجود خواهد داشت.

 2- اگر ایران به توافقی در باره پرونده هسته ای دست یابد، ایا در موضوعات دیگر، ازجمله حزب الله نیز توافق خواهد شد؟

ج- برای اصلاح روابط تیره و قطع شده اراده اصلاح شرط لازم هست ولی کافی نیست، به نقشه راه نیازاست. برای توافق برسر نقشه راه هر یک از دو طرف باید تمامی موارد اختلاف و کف و سقف مطالبات و انتظارات را از طرف مقابل معیین کنند. بنظر می رسد هر دو طرف آمادگی برای کاهش میزان توقعات خود از طرف مقابل را پیدا کرده اند. در جنگ داخلی افغانستان فرصتی برای همکاری ایران با آمریکا پیش آمد. ایران در برانداختن حکومت طالبان و روی کار آمدن حامد کرزای با آمریکا همکاری موثری داشت. اما آمریکا نه تنها از این فرصت استفاده نکرد بلکه بوش پسر، ایران را در کنار صدام حسین و کره شمالی محور شرارت خواند. آقای اوباما واجد شخصیت برجسته ای است و می تواند بر گروه های فشاری که همیشه مخالف بهبود روابط امریکا با ایران بوده اند و هستند، فائق آید.

من نمی دانم مشکل آمریکا با ایران چه ارتباطی با حزب الله لبنان دارد. من مشکل اسرائیل با حزب الله را می دانم و می فهمم. زمانی اسرائیل در هرنوع عملیاتی در زمین، هوا و دریا علیه لبنان آزادی کامل داشت. اما از زمان قدرت گرفتن حزب الله این آزادی از او سلب شده است. راه حل آن هم نه ایران است و حزب الله، خود اسرائیل است. اگر اسرائیل قطعنامه های سازمان ملل را به پذیرد و اجرا کند و کشور مستقل فلسطین از جانب اسرائیل به رسمیت شناخته شود، نگرانی از جانب ایران یا حزب الله بلا موضوع خواهد شد. اسرائیل یک فرصت طلایی برای صلح پایداردارد.    

3- شما پیشنهاد کرده اید که ایران به دولت سوریه فشار وارد کند تا اسد به صورت داوطلبانه از قدرت کناره گیری کند. ولی درصورت کناره گیری شخص اسد از یکسو خلاء قدرت در حزب بعث می تواند مشکلات بیشتری ایجاد کند. گروه‌های معارض سنی که در سوریه مشغول مبارزه هستند بسیار به القاعده نزدیک هستند و به قدرت رسیدن این گروه‌ها برای علویان یک تهدید است و هیچ منافعی هم برای ایران ندارد. شما آینده سوریه را چگونه می بینید؟

ج- در ابتدای درگیری ها در سوریه در نامه ای به آقای دبیرکل سازمان ملل پیشنهاد کردم برای تعیین تکلیف دولت اسد تحت نظارت بین المللی رفراندم انجام شود. اما با آین پیشنهاد موافقت نشد. چرا؟ نمی دانم. هنگامی که آقای کوفی انان در راس هیئتی از طرف شورای امنیت سازمان ملل مامور مذاکره با طرفین نزاع و پایان دادن به جنگ و خونریزی شد به ایشان نیز نامه ای نوشتم و همین پیشنهاد را تکرار کردم. در این نامه انجام رفراندم را مشروط به دوشرط کردم. اول این که تمام طرف های درگیر موافقت خود را با رفراندم و قبلی نتیجه آن را اعلام کنند. دوم عفو عمومی اعلام شود و هرگونه انتقام گیری ممنوع شود. پذیرش این پیشنهاد به این معنا بود که احتمالاً اسد برکنارمی شد اما حزب بعث می ماند. به علت بافت موزائیکی ترکیب جمعیت در سوریه و گوناگونی دینی، مذهبی و نژادی برای حفظ ثبات و تعادل سیاسی- اجتماعی حضور فعال همه ی نیرو ها و گروه ها ضروری است. به خصوص در جامعه ای که دموکراسی نهادینه نشده است تعدد و تکثر قدرت مانع بروز ا ستبداد فردی یا گروهی می شود. متاسفانه آقای کوفی انان نتوانست یا نخواست یا به او اجازه اجرای این پیشنهاد را ندادند.

پیشنهاد من به رئیس جمهور روحانی این بود که آقای اسد داوطلبانه کنارگیری کند و سپس ایران با کمک دبیر کل سازمان ملل و آقای اخضرابراهیمی، اتحادیه عرب، معترضان و جانشینان اسد امکان عبور مهار شده سوریه از وضعیت بحرانی کنونی فراهم سازد. بروز اختلاف در گیری میان دولت و مردم ، یا بخشی از مردم در هر کشور امری عادی است. رهبران فرهیخته قبل از آ ن که دامنه بحران به نقطه غیر قابل ترمیم برسد به چاره جویی مسالمت آمیز می پردازند. رهبران سوریه نتوانستند بحران را در همان مراحل اولیه به طورعاقلانه درمان کنند. این خود کا فی برای عدم کفایت سیاسی گروه حاکم است.

 4- در مورد امکان محقق شدن وعده‌های انتخاباتی روحانی چه فکر می کنید ؟ آیا دولت روحانی اراده و توان لازم برای پایان دادن به حصر آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد را دارند؟ جایگاه روحانی در سپهر سیاسی ایران در کجاست؟

ج- انتخابات خرداد سال 92 آغاز به تعبیر من جمهوری پنجم است. جمهوری اول از زمان پیروزی انقلاب تا زمان در گذشت بینانگذار آن، با ویژگی های مخصوص این دروه. جمهوری دوم هشت سال دوره ریاست آقای هاشمی و جمهوری سوم دوره 8 ساله ریاست جمهوری آقای خاتمی. جمهوری چهارم دوره هشت ساله ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد است. هریک از این دوره ها ویژگی ها خودرا داشته اند. جمهوری پنجم با ویژگی های خاصی شروع شده است. آقای روحانی آنچه را وعده کرده درواقع تعهد به تامین مطالبات مردم است. فشار برای تامین این وعده ها از درون جامعه است. مقاومت هایی می شود اما دیر یا زود محقق خواهد شد. تجربه هشت سال ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد برای کشورمان بسیار پرهزینه و برای حامیانش بسیار دردناک و ملامت بر انگیز است. این تجربه اثرات کوتاه و دراز مدت بر مناسبات سیاسی- اجتماعی ایران گذاشته است که واکنش به آن انخابات خرداد 92 بوده است.

5- آیا نهضت آزادی در مورد به قدرت رسیدن احمدی نژاد تحلیلی دارد و آیا این تجربه در آینده نیز قابل تکرار است؟

ج- به قدرت رسیدن آحمدی نژاد واکنش برخی از نیرو های اصولگرا به هشت سال ریاست جمهوری آقای خاتمی و رشد نیروهای اصلاح طلب بود. علاوه براین در انتخابات سال 84 و 86اصلاح طلبان نتوانستند روی یک کاندیدای واحد باهم توافق کنند. در انتخابات 92آقای عارف انصراف داد ودر نتیجه اصلاح طلبان یک کاندیدا داشتند. در این انتخابات رفتار رای دهندگان نیز قابل توجه است. در دوره های گذشته، هنگامی که یک روحانی با یک غیر روحانی رقابت می کرد مردم خود به خود به غیر روحانی رای میدادند اما در این انتخابات در حالیکه 6 رقیب غیر روحانی وجود داشت مردم به روحانی رای دادند. جامعه ایران در حال انباشت تجربه وتغییر دائم است. تصور نمی کنم تجربه احمدی نژاد تکرار شود.  

6- بخشی از اصولگرایان در ایران، مشخصا طیفی که در مجلس دست بالا را دارند از روحانی حمایت کردند، شکاف بین اصولگرایان چگونه می بینید ؟ آیا اعتدال گرایان و اصولگرایان سنتی می توانند جناح اصولگرای تندرو و نزدیکان به سپاه را به حاشیه برانند؟

ج- همانطور که گفتم هزینه حمایت از احمدی نژاد برای اصولگرایان بسیار زیاد بوده و موجب شکاف در میان آنان شده است. مناسبات گذشته هم میان اصولگرایان و اصلاح طلبان و هم دردرون این گروه ها دچار دگرگونی شده است. نیروهای درونی با هم در چالش اند اما توان از بین بردن رقیب را ندارند. علاوه بر این حیات هر یک از این نیرو ها وابسته به ادامه حیات آن دیگری است. این وابستگی موجب می شود که رقابت ها و کشمکش ها در یک نقطه متوقف می شود 

Report Page