..Don'tBeShy..
..AIDEN..+جئون..
با شنیدن صدای پسر برای لحظه ای رد شدن برق رو از تنش حس کرد.دستش روی دیک هارد شده و به شدت نیازمندش ثابت موند.نفس هاش هنوز داغ بود و قفسه سینش تند تند بالا پایین میشد.
جیمین دقیقا وقتی اومده بود که داشت به اوج میرسید.آب دهنشو قورت داد،نمیتونست هیچ حرکتی بکنه،حس میکرد بدنش منجمد شده.
صدای پوزخند مرد به گوشش رسید،پوزخندی که برای جونگکوک معنیه "پس همش تظاهر بود" داشت.
لازم نبود سرشو بالا بیاره تا متوجه بشه مرد چند قدم بینشون رو طی کرده و حالا رو به روش وایساده،چون جیمین با گرفتن چونش سرش رو بالا آورد و بالاخره مجبور شد باهاش چشم تو چشم بشه.
چشم های همیشه خمار جیمین حالا وحشی هم شده بود،جوری که انگار هر لحظه ممکن بود جونگکوک رو تیکه تیکه کنه.و فاک،جونگکوک عاشق این نگاه وحشی بود.
دلش میخواست تا ابد به اون امگا خیره بشه و توی ذهنش هزاران بار به فاکش بده،اما قبل از اینکه مثل همیشه توی ذهنش سناریو بسازه،صدای مرد از فکر بیرون کشیدش:
+ادامه بده جئون،منتظر چی ای؟
نفسش حبس شد و با تعجب به مرد نگاه کرد،این آخرین چیزی بود که توقع شنیدنش رو داشت!جیمین جدای هر چیزی ازش چند سال بزرگ تر بود و اینکه جلوش خودشو ارضا کنه براش راحت نبود.
-جناب پارک..
+فکر کردم گفتی هرکار ازت بخوام رو انجام میدی!!
پسر نفس حبس شدش رو بیرون فرستاد،چشم هاشو به چشم های مرد دوخت.شاید تظاهر کردن کافی بود،شاید وقتش بود اونم به خواستن جیمین اعتراف کنه.
صدایی توی سرش فریاد زد "یا الان یا هیچوقت!"
لب پایینش رو به دندون گرفت،بدون یک ثانیه گرفتن نگاهش از مرد شروع به حرکت دادن دستش کرد.زیاد طول نکشید که ناله هاش بلند شد و حرکت دستش سریع تر.
مرد بدون پلک زدن بهش خیره شده بود،اما جونگکوک قصد خجالت کشید و مثل همیشه فرار کردن رو نداشت.اگر جیمین یه خطا بود،جونگکوک حاضر بود همیشه یه خطاکار باقی بمونه.
دیکش رو توی دستش فشار داد و با ناله مردونه ای ارضا شد.چند ثانیه طول کشید تا نفس هاش سر جاش بیاد،مرد پوزخندی زد و زمزمه کرد:
+واقعا بی ادبی جونگ،لباسمو کثیف کردی.
پسر چشم هاشو نیمه باز کرد و به شلوار مرد نگاه کرد،اونقدری غرق لذت شده بود که حواسش نبود با ارضا شدنش ممکنه کامش روی شلوار جیمین بریزه.
+خودتو جمع و جور کن جئون،برمیگردیم خونه.
مرد گفت و بدون منتظر موندن برای جوابی از طرف جونگکوک از دسشویی بیرون رفت.
پسر نفس عمیقی کشید و از جاش بلند شد.لباساش رو مرتب کرد و دستاشو شست.صورتش رو آب زد و دستی روی موهاش کشید،با بالا اوردن سرش،تازه متوجه دو نفری شد که جلوی در بودن.
نمیخواست به این فکر کنه که اونا از طرف جیمین ان،اما ناخداگاهش جمله ای که جیمین چند ماه پیش بهش گفته بود رو تکرار کرد "اگر بفهمم چیزی رو ازم پنهون میکنی،قسم میخورم به التماس بندازمت جئون!"
اما اون لحظه این چیزی نبود که بابتش نگران باشه،اون توی رات بود و مطمئن بود تاثیر قرصا تا وقتی برسه خونه از بین میره.
چشماشو روی هم فشرد و لبه روشویی رو توی دستش فشار داد.شانس با جیمین بود و ظاهرا قرار بود حسابی تلافی کنه.
.
.
.
چشم هاش بسته بود و هیچ دیدی به اطرافش نداشت.نمیدونست کجاست،تنها چیزی که میدونست این بود که مرد توی اتاقه.رایحه مرد چیزی نبود که جونگکوک نشناستش.
اون بوی عطر مرد رو به خوبی حفظ بود،بوی ملایمی که براش ارامشبخش بود و در عین حال تحریک کننده.سعی داشت دیک نیمه هاردش رو بپوشونه اما دست هاش هم با همون بند بسته شده بود.
توی حالت عادی کنترل کردن خودش راحت بود،اما حالا که توی رات بود شرایط فرق میکرد.البته اینکه مرد متوجه این موضوع شده بود و داشت با رایحش تاثیر بیشتری روش میذاشت هم بی تاثیر نبود.
+بیا جئون.
با حس قرص رو لب هاش آب دهنشو قورت داد.اگر یک درصد فکر میکرد جیمین نفهمیده،الان کاملا مطمئن شده بود.
بدون حرف قرص رو با آبی که مرد بهش داد خورد.زبونشو رو لب هاش کشید و باعث شد نگاه مرد روشون قفل بشه.با تردید زمزمه کرد:
-جناب پارک..منظورتون رو از این رفتار نمیفه-..
+حرفمو یادته جئون؟بهت گفته بودم اگر احساست رو پنهون کنی چیکار میکنم.
-جناب پارک..
+تو ام منو میخوای جونگکوک،غیر اینه؟
سوال مرد زیادی رک بود،جوری که جونگکوک احساس کرد از خجالت داغ شده.اما خیلی طول نکشید که متوجه شد دلیل داغ شدنش خجالت کشیدنش نیست!
رایحه غلیظش توی اتاق پخش شد،دیک نیمه هاردش حالا کاملا هارد شده بود.نفس عمیقی کشید و سعی کرد خودشو کنترل کنه،اما ظاهرا کارساز نبود.
مرد با دیدن حالت پسر پوزخند زد،پوزخندی که جونگکوک نمیدونست چرا مستقیم روی دیکش تاثیر داشت.ناخواسته ناله بم اما ارومی از بین لب هاش در رفت،اولین بار بود راتش تا این حد تحریکش کرده بود؛جوری که فقط میخواست ارضا بشه.
جیمین کفشش رو روی شلوار پسر که حالا برآمده تر از حالت عادی شده بود گذاشت و فشار کمی بهش وارد کرد.اما برای جونگکوک مهم نبود اون فشار چقد کوچیک بود،چون بدون شرم ناله کرد و خودشو بیشتر به کفش مرد فشار داد.
نفس هاش تند تر شده بود و قفسه سینش بالا پایین میشد.نمیدونست چه بلایی سرش اومده،فقط میدونست میتونه بدون لمس و فقط با فکر کردن به جیمین ارضا بشه!
مرد کمی سمتش خم شد و چند تا دکمه اول لباسش رو باز کرد.دستاش رو روی گردن و سینه پسر کشید و نیپلش رو به بازی گرفت.
+میدونی چه قرصی خوردی جئونا؟
-آهه..رئیس..پارک..
+این بی قراری هات بخاطر محرکجنسیایه که بهت دادم یا-..
-ت..تو..توی لعنتی..همش بخاطر توعه!
دست مرد روی نیپلش ثابت موند.خیره به ظاهر بهم ریختش و نفس های تند و نامنظمش نگاه کرد.مدت ها بود برای شنیدن این حرف تلاش کرده بود.
درسته،پارک جیمینی که همه براش سر و دست میشکستن،برای اینکه به چشم این الفا بیاد هرکاری کرده بود!شاید بخاطر همین بود که این حرف انقدر براش شیرین بود.
-میخوام..برای من باشی!تمامت رو میخوام جیمین!
+داشتن من زحمت داره جئون.
-من..از تصمیمم مطمئنم.
جیمین برای چند ثانیه به پسر خیره شد،زبونش رو روی لبهاش کشید و نیشخند کوچیکی زد.بالاخره چیزی که میخواست رو بدست آورده بود!
اما جونگکوک چی؟قرار بود به راحتی به خواستش برسه؟قطعا یکم اذیت کردنش اشکالی نداشت،نه؟!
چشم های پسر رو باز کرد و چند قدم ازش فاصله گرفت.به وضوح حبس شدن نفس پسر رو میدید،میدونست تصویری که برای پسر درست کرده بیشتر تحریکش کرده!چون پسر خودش با عقب بردن سرش و فشردنش به کاناپه و البته ناله ی کوتاه اما عمیقش خودش رو لو داده بود.
-لعنت بهت امگا!..