Dirty Jasmine

Dirty Jasmine

Jelly 合࿐

روی مبل نشسته بود به همکارهای مست شده‌اش نگاه می‌کرد که هر کدوم مشغول انجام یه کار احمقانه بودن.

لیوان تو دستش رو دوباره با سوجو پر کرد و به پشتی مبل تکیه داد. هنوز نصف لیوان هم ننوشیده بود که فردی اومد و کنارش نشست.

سوجوش رو کامل سر کشید و وقتی سرش رو پایین آورد با جیسونگی مواجه شد که از همیشه زیباتر به نظر می‌رسید.

لباس توری که زیر کت کوتاهش پوشیده بود قسمت‌هایی از پوست تنش رو به نمایش می‌گذاشت و مینهو نمی‌تونست چشم‌هاش رو از روی اون تور مشکی جذاب برداره.

مشغول برانداز کردن پسرک بود که ناگهان بوی یاس زیر بینیش پیچید. امگا داشت فرمون‌هاش رو آزاد می‌کرد؟ ناخودآگاه نفس عمیقی از رایحه‌ش کشید و گذاشت تپش قلبش بالا بره.

از نظر مینهو جیسونگ زیباترین، جذاب‌ترین و خواستنی‌ترین امگای بخش بود و با اینکه آدم روابط عاشقانه نبود گاهی حس می‌کرد دلش می‌خواد پسرک رو برای خودش داشته باشه؛ خب شاید یکم بیشتر از یه احساس کوچیک.

این حقیقت که توی بخش همیشه کارهایی رو به جیسونگ می‌سپرد که نزدیک خودش باشه غیر قابل انکار بود. هرچند پسرک هیچوقت بی‌میل به نظر نمی‌رسید. یکسری اوقات مینهو حتی به این شک می‌کرد که جیسونگ داره باهاش لاس می‌زنه!

جیسونگ کمی بدنش رو به سمت مینهو کشید. هنوز فاصله زیادی بینشون بود ولی اینطوری فرمون‌هاش بیشتر به مشام آلفا می‌رسیدن.

"آقای هان، بهتره خودتون رو کنترل کنید."

مینهو که بخاطر فرمون‌های امگا داشت هیجان زده می‌شد رو به پسر مو قهواه‌ای گفت.

"چی رو کنترل کنم آقای لی؟"

با شیطنت گفت و کمی بیشتر به سمت مینهو مایل شد.

"خودتون می‌دونید دارم راجب چی حرف می‌زنم. این کار عاقبت خوبی نداره."

جیسونگ با شنیدن این حرف مینهو زیر خنده زد و بعد پاک کردن اشک‌های خیالیش دستش رو زیر چونش زد و همونطور که به مرد زل زده بود گفت.

"انقدر رسمی حرف نزن لی. خوب می‌دونم تو بیشتر از هر کس دیگه‌ای برای اون عاقبت بد مشتاقی پس وقتی فرصتش برات پیش اومده الکی پا پس نکش."

چشم‌های مینهو برق زد و خواست چیزی بگه که حضور فرمون سومی توجه‌ش رو جلب کرد.

"اینجا رو نگاه کن! یه امگای یاسی جذاب و تنها. می‌خوای امشب رو با من بگذرونی؟"

جیسونگ نگاه بی حوصله و تیزی به اون مزاحم انداخت.

"گمشو."

کوتاه و رسا منظورش رو رسوند و دوباره به سمت مینهو برگشت. وقتی نگاه‌ش دوباره به صورت مینهو گره خورد چشم‌هاش گرد و نگاهش نرم شد. اون واقعا شیفته مینهو بود.

"بیخیال پسر قول می‌دم بهت خوش بگذره."

مرد این بار دستش رو جلو برد و خواست بازوی جیسونگ رو بگیره که مینهو با گرفتن کمر جیسونگ، کشیدنش به سمت خودش و بعد متوقف کردن دست مرد مانع شد.

"بهت گفت گمشی. به نفعته پسر خوبی باشی حرف گوش کنی هوم؟ تو که دنبال دردسر نیستی؟"

مینهو به غریبه توپید و فشاری به مچ گیر افتاده بین دست‌هاش وارد کرد. مرد ترسیده مچش رو بیرون کشید و درحالی که زیر لب غر می‌زد از اونجا دور شد.

"می‌دونستم توام مشتاقی."

جیسونگ با لحن شیطنت آمیزی گفت و به دست محکم شده مینهو روی کمرش اشاره کرد.

مینهو سریع دستش رو از روی کمر پسر برداشت و خودش رو عقب کشید.

"اوه معذرت می..."

جیسونگ نذاشت مرد حرفش رو تموم کنه و با گرفتن دو طرف یقه‌اش و کشیدنش رو به جلو لب‌هاشون رو به هم متصل کرد. مینهو اول شوکه و مردد بود ولی وقتی دست جیسونگ روی ساق دستش نشست و اون رو دوباره روی کمرش قرار داد بیخیال ملاحظه شد.

دو دستش رو روی کمر پسرک گذاشت و با حرکتی اون رو روی پاهاش نشوند. بوسه شکسته شدشون رو دوباره از سر گرفت و اینبار با شدت بیشتر کنترل بوسه رو بدست گرفت.

"مینهو."

جیسونگ بین بوسه اسمش رو زمزمه کرد و باعث شد پسر بزرگتر متوقف شه. جیسونگ سرش رو تو گردن مینهو فرو برد و خودش رو بیشتر به تنش چسبوند.

"بریم تو اتاق؟"

روی پوست مینهو زمزمه کرد و باعث شد چیزی زیر دل مرد خالی شه.

دست‌هاش رو زیر زانوهای جیسونگ انداخت و همونطور که پسر رو تو بغلش بود بلند شد و به سمت یکی از اتاق‌های خالی بار حرکت کرد.

وارد اتاق که شد در رو پشت سرش قفل کرد. جیسونگ مچاله شده تو بغلش رو روی تخت گذاشت و روش خیمه زد.

صورت پسر سرخ شده بود و بی قراری رو از نفس‌های نا منظمش می‌شد تشخیص داد.

کمی از رایحه چرمش رو آزاد کرد و به امگایی که از فرمون‌هاش دم می‌گرفت خیره شد.

"شروع نمی‌کنی لی؟ منتظرتم."

مینهو خیلی داشت سعی می‌کرد تند نره ولی انگار جیسونگ اجازه‌ش رو نمی‌داد.

لب هاش رو دوباره به بازی گرفت و این دفعه سراغ اصل مطلب رفت.

کمربند پسرک رو بار کرد و شلوارش رو تا زانو پایین کشید. چنگی به رون‌های تو پرش زد و یکی از دست هاش رو به سمت لباس تورش برد و همراه کتش از تنش خارج کرد.

لب هاشون رو فاصله داد و خواست سمت بدن پسرک بره ولی برای لحظه ای تردید کرد. نگاه‌ش رو به چشم‌های گرد جیسونگ داد.

جیسونگ که متوجه منظور مرد شد لبخند کوچیکی زد و گفت.

"نگران نباش. از رنگ بنفش خوشم میاد."

مینهو که از رضایت پسر مطمئن شد از گردنش شروع کرد و بوسه‌های ریز و درشتی روش نشوند. اون بین پوست برنزش رو می‌مکید با گاز گرفتن رد های قرمز و بنفشی روش به جا می‌گذاشت.

"لعنتی، پوستت‌ به اندازه رایحت شیرینه."

مست شده از بوی یاس گفت و بوسه ای رو ترقوه‌اش نشوند.

بعد کبود کردن چند نقطه از ترقوه و گردنش سراغ نیپل‌هاش رفت و یکی رو با دستش و دیگری رو با زبونش به بازی گرفت.

جیسونگ که تا اون لحظه صداش رو توی گلوش نگه داشته بود دیگه نتونست تحمل کنه و ناله‌های کم جونش رو رها کرد.

مینهو باکسر جیسونگ رو یک‌ دفعه پایین کشید و باعث شد پسرک شوکه شده کمی پاهاش رو جمع کنه. بدنش رو بین پاهاش قرار داد تا اجازه محدود کردن دست رسیش رو بهش نده.

انگشت‌هاش رو به حفره خیس شده از اسلیک پسرک رسوند و با قرار دادن انگشت وسطش روی اون با فشار کمی وارد شد. چشم‌های جیسونگ بسته شد و هیسی از زیر لباش بیرون اومد.

مینهو کم کم انگشتش رو حرکت داد و وقتی مطمئن شد که کافیه انگشت دومش هم اضافه کرد. این بار حرکات دستش رو محکم تر شروع کرد و سعی کرد به کارش سرعت بده.

جیسونگ دست‌هاش رو بالا آورد و روی شونه‌های مینهو گذاشت. فشار کمی بهشون وارد کرد تا توجه مینهو رو به خودش جلب کنه‌.

"ببوسم."

اونقدر آروم زمزمه کرد که مینهو فقط از حرکت لب‌هاش متوجه درخواستش شد. برای آخرین بار مک محکمی به نیپلش زد و سرش رو بالا آورد. نگاهی به بدن زیر دست‌هاش انداخت و به سمت لب‌های جیسونگ هجوم برد.

وقتی حس کرد به اندازه کافی پسر رو آماده کرده سراغ کمربند خودش رفت و بعد باز کردنش شلوار و باکسرش رو هم زمان پایین کشید.

بوسه داغ بینشون رو شکست و رو به چهره ناراضی جیسونگ پرسید.

"می خوام بذارمش داخل. آماده‌ای؟"

جیسونگ سری تکون داد و مینهو با قرار دادن سر عضوش روی حفره پسر، یکباره واردش شد.

جیسونگ سرش رو از درد کمی عقب برد و لب پایینش رو زیر دندون کشید. مینهو کمی منتظر موند تا بدنش بهش عادت کنه و بوسه‌ای روی سیب گلوی جیسونگ نشوند.

بعد اینکه نفس‌های متقطع جیسونگ منظم شد آروم شروع به حرکت کرد و ضرباتش رو به دنبال پیدا کردن نقطه مورد نظرش پیش گرفت.

جیسونگ خودداری رو کنار گذاشته بود و آزادانه زیر ضربه‌های آلفای چرمی ناله می‌کرد.

وقتی مینهو اولین ضربه رو به پروستاتش زد جیسونگ چنگی به شونش انداخت.

"همونه مینهو، همونجا."

بین نفس‌های عمیق و ناله‌هاش گفت. مینهو هم به ضربه‌هاش جهت داد و سرعتش رو بالا برد.

کنترل فرمون‌های هردو از دستشون خارج شده بود و اتاق پر شده بود از مخلوط رایحه یاس و چرم.

مینهو با نزدیک شدن به اوجش عضو جیسونگ رو توی دستش گرفت و هماهنگ با ضرباتش پمپش کرد.

طولی نکشید که جیسونگ روی دست های آلفا کام شه و مینهو هم بعد چند ضربه دیگه عضوش رو از حفره جیسونگ بیرون کشید و روی شکم امگا ارضا شد.

برای چند لحظه هردو نفس نفس زنان به گوشه‌ای خیره بودن و این جیسونگ بود که اولین نفر سکوت اتای رو شکست.

"می‌دونستم توام مشتاقی لی. می‌دونی، هیچ مهارتی توی مخفی کردن علاقت به افراد نداری."

مینهو کنار پسر دراز کشید و نگاهش رو به سقف داد.

"که اینطور. ولی هان، این یعنی توام به من علاقه داری."

جیسونگ از روی تخت بلند شد و سمت میز گوشه اتاق رفت تا با برداشتن دستمال شکمش رو تمیز کنه.

"معلومه. وگرنه چرا باید با رئیس بخشمون بخوابم؟"

گونه‌های مینهو با این حرف رنگ گرفت و کمی تو جاش نیم خیز شد. جیسونگ بعد تمیز کردن خودش به سمت مینهو رفت و با گرفتن مچ دستش شروع به تمیز کردن انگشت‌هاش شد.

"می‌دونی مینهو، ما این بازی رو از آخر شروع کردیم و این یعنی مسئولیت تمام مراحل رو پذیرفتیم. خلاصه بگم برات چه بخوای چه نخوای من الان دوست پسرتم."

این زبون ریزی‌های جیسونگ آخر کار دست مینهو می‌داد. تار موی مزاحمی که روی صورت پسرک افتاده بود رو کنار زد و با لحن نرمی گفت.

"با کمال میل مسئولیت همه‌ش رو می‌پذیرم، هان جیسونگ."


ناشناس نویسنده: [ 🔗 ]


✧ OrphicFiction ୭‌

Report Page