Debut
EWANبلاخره روزی که منتظرش بودیم رسید. روزی که کلی براش برنامه ریخته بودیم.
پنج سال پیش وقتی توی ایلند تورو دیدم، مثل الماس میپرخشیدی. تو با استعداد ترین کسی بودی که توی برنامه بود. همه سعی میکردن باهات دوست بشن.
تو همون لحظه که اومدی تو، نشستی کنار من و جی و باهامون حرف زدی. توی کل برنامه با هم تلاش میکردیم تا از هر مرحله رد بشیم. توی خیلی از اجرا ها با هم بودیم. همه بهمون میگفتن ترکیب خیلی خوبی هستیم. هر دو پر استعداد و جذاب.
وقتی که نوبت اعلام افراد برای دبیو بود، اولین نفر اسم تورو گفتن. خیلی برات خوشحال بودم که تونستی به ارزوت برسی. بعد از اعلام پنج نفر اول، نوبت به من رسید.
بعد از اعلام هر هفتامون، دور هم جمع شدیم و همو بغل کردیم و از اون موقع شدیم یه خانواده. شدیم انهایپن.
الان پنج سال گذشته. پنج سال از دبیو گروهمون و سه سال از وقتی با هم قرار میزاریم. شاید اولش فقط هم گروهی و دوست هم بودیم، اما الان تو دوست پسرمی و من بابت داشتنت متشکرم.
خوشحالم که تونستیم دبیو کنیم هیسونگ هیونگ. عاشقتم
نامه سونگهون برای سالگرد دبیو و قرار گذاشتنشون به هیسونگ