Dear teacher

Dear teacher

Éric 我的妻子

دوباره اون معاون لعنتی.


چسبیده بود به معلم مورد علاقش،شیم جیون یا جیک معلم موسیقی مورد علاقش،هیسونگ با اون موهای قرمز پسر شر و شلوغی بود،هرشب کلاب و دردسر هرروز با دوستاش پی مسخره بازیه،اما؟به خاطر معلم مورد علاقش رشته ی موسیقی رو برداشت،از همون اول اون اقا معلم چشمشو گرفته بود،شایدم میخواست مال اون باشه.؟


با حرص نفسش رو بیرون داد و سعی کرد اون معاون مزاحم رو نادیده بگیره،اون معاون خراب کاملا معلوم بود به خاطر چهره با معلم زیباشه!!وارد دفتر شد،دوباره دعوا راه انداخته بود،از لب،ابرو،و یه تیکه روی پیشونی اش خون میومد.دوباره مدیر بازخواستش کرد و خانواده هیسونگ رو خواست،خانواده...کلمه ای که پسر هیچوقت نفهمیده بود،هیچوقت حس نکرد خانواده ای داره،مادرش وقتی به دنیا اومد ترکش کرد،پدرش هم که همیشه سفر کاریه،بچه که بود وقتی پدرش برمی‌گشت هیسونگ رو میزد،شاید به خاطر اینکه فقط میخواست با پدرش شام بخوره.



هیسونگ سرشو رو تکون داد تا از اون افکار بیاد بیرون‌.
+پدرم نمیتونه بیاد.
&هربار همینو میگی!!پسره ی گستاخ!!
هیسونگ که دیگه نمیتونست تحمل کنه مشت هاش رو محکم روی میر مدیر زد،به جلو خم شد و با چشم هایی که از حرص می‌درخشید به مدیر خیره شد.
+سر من داد نزن وقتی میتونم با یه دستور کل این مدرسه کوفتی رو روی سرت خراب کنم،جناب مدیر‌.
جناب مدیر رو با طعنه گفت،تو حرص و جوش بود که ثانیه ای صدای موسیقی مورد علاقم شنیده شد.معلم مورد علاقش صداش زده بود!



_لی هیسونگ،بیا دفترم.
هیسونگ نفسش گر گرفت،الان اعصبانی تر از این حرفا بود که به ضربان قلبش توجه کنه و فقط معلمش رو دنبال کرد. جیک در رو بست و قفل کرد،هیسونگ تعجب کرد ولی اهمیتی نداد.
+کاری داشتید،جناب شیم؟
-دلیل اون همه اعصبانیت قطعا فقط سر این نبود که مدیر سرت داد زده.
هیسونگ اومد نفس عمیقی بکشه که با کار معلمش نفس بند اومد،معلمش دست اون گرفت و روی صندلی نشوند،جعبه کمک های اولیه رو اورد و دست های زخمی پسر رو تمیز و باند پیچی کرد.
+خودم میتون-
_هیس.



موقرمز ساکت شد،و فقط محو معلم مورد علاقش شد،الان مه موقعیتش رو داشت میتونست جزئیات صورت زیبای معلمش رو حفظ کنه تا حداقل شبا باهاش خواب های هورنی نبینه!!
از موهاش شروع کرد،موهای قرمزش..با دستای هیسونگ ترکیب قشنگی میشدن.
چشم هاشو روی هم فشار داد تا از این فکر ها دربیاد،رفت پایین تر،روی مژه هاش، مژه های بلندی داشت در حدی که با یه پلک میتونست قلب پسر رو شوت کنه اونور،دوباره رفت پایین،دماغش خیلی صاف و کوچیک بود،دوست داشت خم شه و بوسه ای روش بزنه،به قسمت اخر رسید و ارزو کرد کاش معلمش باند پیچی رو کمی طول بده،رسید به لب های خوش فرم خطی معلمش..



چقدر بوسیدنی به نظر میرسیدن،تو اون لحظه،از هر موقعیت دیگه ای قرمز تر بودن،شاید به خاطر این بود که برای تمرکز اون هارو گاز میزد‌.
+گازشون نگیر‌.
بی پروا گفت،زیادی مست این چهره شده بود که بخواد درمورد حرف هاش و کار هاش فکر کنه.جیک لحظه ای حرکتی نکرد،اب دهنشو نامحسوس سخت قورت داد و از زیر نگاه پسر دور نموند،هیسونگ نگاه کرد.
_منظورت چیه؟
+زخم میشن،اگه اینجوری گازشون بگیری.
_خب..اشکالی نداره..
+داره.
_چرا؟



+چون مجبورم میکنه تک تک زخم هاتو بخوام ببوسم.
نفس جیک بند اومد،لپ هاش رنگ گرفت و اون رو بسیار کیوت کرد،موقرمز خنده‌ ی کوتاهی کرد،ولی بعدش اخ کوتاهی نسبت به زخم لبش کرد.
_به زخمت فشار نیار،بذار تمیزش کنم.
+درد داره!
_خب..چیکار میتونم بکنم..سعی کن رو ی چیزی تمرکز کن-
+بوسش کن.
قلب جیک داشت میومد پایین،این پسر چش شده بود؟فهمیده بود معلمش بهش حسی داره؟؟یعنی‌‌..اون هم حسی نسبت به جیک داره‌.؟مسخره بود،درسته میدونست و متوجه نگاهای خیره پسر در طول کلاس ها میشد اما نمیخواست توهمی به نظر برسه برای همین فکرمیکرد این نگاها اونقدر مهم نیست.



اما با رفتار امروز هیسونگ وزن بین پاهاش داشت زیادی بهش فشار وارد میکرد
اب دهنشو قورت داد‌.
_هیسونگ..من معلمتم.
+خب که چی؟نکنه فکر نکردی نفهمیدم اون روز داشتی خواب منو میدیدی؟
Flash back >>>>
جیک روی مبل دفترش خواب بود،هیسونگ در زد و وقتی دید کسی جواب نداده اروم وارد شد،با دیدن معلمش در حال خواب تعجب کرد،خواست بره بیرون که صدای آرومی شنید،نزدیک به ناله بود.
_اه..هیسونگ..سریع...سریع تر..



پسر گوش هاش تیز شد و با شتاب برگشت،چندبار پلک زد،نیشخندی زد و سمت معلمش رفت،از شانس خوب هیسونگ،جیک اون روز شلوار تنگی پوشیده بود.
+که برای دانش آموزت این حالی میشی،نه شیم جیون؟
زمزمه کرد که فقط خودش به زور شنید.
End of flash back!
_اون...خب...خواب آدم دست خودش نیست که!
موقرمز نزدیک تر شده بود،معلمش رو به روش روی میز نشسته بود و این کار رو برای هیسونگ آسون میکرد،معلمش رو بین میز و خودش زندان کرد‌
+پس میگی..نمیخوای خوابت برای ساعتی واقعی ش-



حرفش با برخورد لب های داغ جیک روی لب هاش متوقف شد،نیشخندی زد،کمر مرد رو گرفت و زبونش رو وارد دهن جیک کرد،دهنش رو مزه کرد و لب پایینش رو اروم گاز گرفت،جیک اه ارومی کشید و این برای هورنی کردن نیکی کافی بود.
معلمش رو بلند کرد و روی میز بلندتر نشوند،بین پاهای معلمش ایستاد،لب هاشو برد سمت گردن خوش رنگ مرد،مارک های بزرگ و کوچیک میذاشت،گاز محکمی از گردن معلمش گرفت که باعث اخ بلندی از معلمش شد،خوشبختانه تو اون ساعت کسی تو راهرو نزدیک اونجا نبود،و جیک یادش بود که در رو قفل کنه!!



دستاش رو سمت لباس معلمش برد و با حوصله دکمه هاش رو باز کرد،هیسونگ نفسش تند بود،تحملی نداشت،میخواست پسرش رو توی خودش حس کنه.
_نیکی..جدی میگم..سریع باش.
نیکی نیشخندی زد لب های شیرین معلمش رو بوسید،لیسی از لب پایینش زد و با ولع بدن سفید معلمش رو کاوش میکرد،رفت پایین،بدن سفید معلمش رو بوسید،روی ترقوه هاش بوسه های خیسی میزد،لباس و شلوار های جفتشون رو درآورد و گوشه ای انداخت،محو معلمش شده بود،تو اون پوزیشن..معلمش خیلی خواستنی بود.



حمله ور شد سمت نیپل هاش،گاز و مک های زیادی میزد و این برای بالا بردن صدای دلنشین معلمش کافی بود.
_هی...هیسونگ..فاک..
هیسونگ مرد رو روی میز خوابوند و بین پاهاش جا گرفت.
+زیادی خوشگلی..
جیک لپ هاش دوباره گل انداخت
هیسونگ خم شد و اروم پوسی معلمش رو لیس زد،از طعم معلمش ناله ای کرد و باعث لرزه ای در ستون فقرات جیک شد،جیک ناله بلندی کرد و انگشتاش رو وارد موهای پسر کرد،هیسونگ رفت سمت عضوش و بوسه ای ریز روش گذشت،انگشت هاش رو سمت دهن معلمش برد که جیک خودش فهمید و اون هارو وارد دهنش کر


با اون چشم های پاپی شکلش فقط هیسونگ رو روانی تر میکرد،موقرمز انگشت هاش رو درآورد و بدون ثانیه ای تحمل کرد توی سوراخ تنگ معلمش،جیک ناله ای کشید و بدنش رو قوس داد،هیسونگ با سرعت داخل معلمش انگشت هاش رو قیچی وار تکون میداد،انگشت هاش رو درآورد و با ناله ای اعتراضی از سمت معلمش برخورد کرد.
نیشخندی زد،روی معلمش خم شد و اروم واردش کرد،جیک خواست جیغی بکشه که هیسونگ با بوسه ای خیس خفش کرد و سعی کرد حواسش رو پرت کنه
+هیششششش..اروم باش عزیزم..



و اروم شروع کرد به حرکت کردن،با هر ضربه قدرت و سرعت ضربه ی بعدی بیشتر میشد،جیک ناله ی کشداری کرد و پسر کوچیک تر فهمید که نقطه ی شیرین معلمش رو پیدا کرده،هیسونگ ناله ی مردونه ای سر داد و این باعث بزرگ تر شدن عضو جیک شد،چتری های عرق کرده و صورت پر از لذت معلمش باعث می‌شد هورنی تر شه،کمر جیک رو گرفت و محکم تر داخلش ضربه زد،وقتی حس کرد نزدیکه عضو هیسونگ رو پمپ کرد و براش هندجاب رفت،هیسونگ ناله های بلندی میکرد،در اخر جیک روی شکم هیسونگ،و پسر داخل معلمش کام شد،هیسونگ روی جیک افتاد،جفتشون نفس نفس میزدن،هیسونگ معلم عزیزش رو بغل کرد


و میخواست عضوش رو بیرون بکشه،جیک کمرش رو پایین برد.
_نه..میخوام داخلم حسش کنم..
موقرمزی نیشخندی با تعجب زد
+ممکنه دردت بدتر شه
جیک با لجبازی سرشو رو تکون داد،اما فقط سرش نبود با شیطنت کمرش رو دورانی تکون داد.




_کی گفته من دانش اموزمو با یه راند ازش میگذرم؟خودت میدونی معلم سخت گیریم.





Report Page