Darbareh Jang

Darbareh Jang

دادرس

درباره جنگ (قسمت اول)


-ملاحظات اندیشه ای 

اگر طبق سنت اسلامی-عرفانی بنا بر مذهب مختار بخواهم راجع به جنگ بنویسم باید آن را در یک دستگاه «خیر و شر» قرار داده و قضاوتی راجع به آن داشته باشم. طبیعی است که بر این مبنا سخن زیادی نمی توان در باب جنگ داشت. چون معرفت ما در این دستگاه قطعی است، زیرا وحی چیزی را بی پاسخ نگذاشته است، و بر این مبنا جنگ به هر شکل بد است و باید برای همیشه از بین برود. نکته ظریفی که در این استدلال نهفته است که ما عرفای بزرگ حال و حوصله اندیشیدن به آن را نداریم و آن نکته این است که آیا جنگ باید با یک جنگ از بین برود؟ جنگی برای صلح؟ قاتلو فی سبیل الله حتی لا تکون فتنه؟ 


بر مبنای اندیشه ایرانی، انتولوژی زیست ما در جهان جنگ است. نبردی بین نور و تاریکی، نبردی بین اهورامزدا و اهریمن. اسطور ه هایمان می گویند: زمان یا زروان زاینده اهورامزدا و اهریمن است. زمان خودش همان زندگی است. زمان پرانتزی است بین کار اهورامزدا و کار اهریمن. فاصله ای است بین تولد تا مرگ. بر این مبنا شناخت زندگی یا زمان، شناخت جنگ و ماهیت آن هم هست. در این دستگاه قدرت فقط برای تخریب(اهریمن) نیست بلکه قدرت برای سازندگی (اهورامزدا) هم هست. بر خلاف اندیشه عرفانی- اسلامی دنیا وهم و خیال نیست بلکه دنیا عین حقیقت است. اما این حقیقت در زمان جریان دارد و کامل نشده است. کار ما انسان های مختار و با اراده دنیا را کامل تر میکند. معرفت نیز قطعی نیست چون هنوز جهان آینده ساخته نشده است که بدان معرفت داشته باشیم. بر خلاف دستگاه عرفانی که در آن از «زمان ها» سخن گفته می شود، بنا بر این علم لدنی در آن ممکن است( بنگرید به نوشته عرفا در باب عالم مثال، جابلسا، هورقلیا و غیره) در دستگاه اندیشه ایرانشهری زمان (زروان) یگانه است. به همین سبب است که بزرگمهر حکیم می گوید: «همه چیز را همگان دانند و همگان هنوز از مادر زاده نشده اند.» در این دستگاه فکری نوعی عدم قطعیت نسبت به شناخت وجود دارد. این عدم قطعیت در شناخت، شامل شناخت امر اخلاقی ( خیرو شر) هم هست. 

-عوامل موثر در جنگ 

چون من در دستگاه ایرانشهری می اندیشم بنا براین دچار نوعی عدم قطعیت نسبت به شناخت امور اخلاقی هستم. به همین سبب تصمیم دارم تا برای خوانندگان راجع به جنگ بنویسم. آثار زیادی در باب جنگ وجود دارد. کتاب جنگ های پلوپنزی توکودیدس را بر خلاف اسم آن نمی توان در این طبقه بندی قرار داد زیرا در این کتاب بیشتر به تاریخ و علل وقوع جنگ پرداخته شده است تا بررسی ماهیت جنگ. مشهورترین اثر که با وجود قدمت آن هنوز در دانشگاه های نظامی تدریس می شود کتاب «هنر جنگ» اثر سون ژو به چینی (Sun Tzo) یا سون تسو به فارسی است. بخش هایی از کتاب های ماکیاولی به جنگ اختصاص دارد. آنتونی جومینی پژوهشگر سوئیسی در کتاب « ظرایف هنر جنگ» جنگ را جزء لاینفک از تمدن تلقی میکرد. همچنین فیلسوف جنگ، کارل فون کلازویتس، کتاب مشهوری دارد به نام « در باب جنگ» که به شدت مورد علاقه لنین و بلشویک ها بود. امروز کتاب های بسیاری درباره استراتژی، و علوم جنگی وجود دارد که می توان به آنها مراجعه کرد. اما در تمام این کتاب ها چند عامل مشترک برای بررسی جنگ ها و پیش بینی نتایج آن وجود دارند. 

1- اولین عامل بلند مدت برای برتری اندیشه انسجام بخش است. همانگونه که ماکیاولی اشاره میکند نیروهای مزدور برای برتری بلند مدت کافی نیستند. 

2- دومین عامل برای برتری بلندن مدت در جنگ های متعارف، تامین ساز و برگ، آماد یا (supply) است.

 ....موبدان گفتند: پادشاها، کشور، ارجمندی نیابد جز به دین و فرمانبری از خدا و عمل کردن به اوامر و نواهی شریعت او و این استوار نشود جز به پادشاهی و پادشاهی، ارجمندی نیابد جز به مردان و مردان نیرو نگیرند جز به مال (زر و سیم) و به مال نتوان راه یافت جز به آبادانی و به آبادانی نتوان رسید جز به داد». (مقدمه ابن خلدون، ص ۵۵۳)

 هر گروه انسانی برای جنگیدن نیاز به لوازم مادی دارد که این مسئله خود به دو بخش کمی و کیفی تقسیم میشود. در بخش کمی تعداد سربازانی که می توان بسیج کرد، تغذیه کرد و برایشان اسلحه تهیه کرد و در بخش کیفی، آمادگی جسمی یا فنی سربازان و همچنین فن آوری بکار رفته در سلاح های آنان از جمله عواملی هستند که سرنوشت جنگ را به اقتصاد گره می زنند. هر کشوری توانایی بالقوه ای برای بسیج نیرو دارد که با منابع طبیعی آن، نیروی انسانی، فن آوری و جمعیت آن کشور بستگی دارد. به عنوان مثال در دوره صفویه مالیات ایران می توانست هزینه یک سپاه 120000 نفری را تامین کند. این وضع با انحطاط ایران که از زمان صفویه شروع شد در دوره قاجاریه به جایی رسید که سیلاخوری های گرسنه برای تامین خرج خود مجبور به غارت مردم بودند. * نکته مهم: از دلایل مهم سقوط امپراتوری ها این است که با افزایش نسبت نیروهای رزمی به نیروهای تولیدی رشد اقتصادی کشور منفی شده و کشور از درون


 دچار فروپاشی می شود. شاید جدیدترین نمونه آن اتحاد جماهیر شوروی بود که با یک اقتصاد ضعیف تلاش داشت تا نیروهای مسلحی بیشتر از آمریکا را در خدمت داشته باشد* 

3- فن آوری در جنگ موثر است، فن آوری مغولان در استفاده از کمان های کوتاه کمپوزیتی و بعد ها استفاده آنان از فن آوری پیشرفته چینی ها از جمله دلایل پیروزی های آنان بود اما فن آوری در جنگ های متعارف تنها عامل پیروزی نیست. فن آوری آلمان نازی بسیار جلو تر از فن آوری متفقین بود. آلمانی ها در جنگ دوم هواپیمای جت و موشک های بالیستیک دور برد داشتند، یک تانک تایگر آلمانی حریف 10 تانک آمریکایی و روسی بود. اما همین تاکید بیش از حد نازی ها بر روی فن آوری های نوین یکی از دلایل شکستشان بود. آنها با تاکید بیش از حد بر روی کیفیت از کمیت قافل شدند و در پایان جنگ از نظر تعداد هواپیما، تانک ها، خوردو ها و توپ ها بشدت از حریف خودشان عقب ماندند. به ویژه آمریکا این غول تولید تمام معادلات جنگ را بر هم زد. وقتی جنگ بین آمریکا و ژاپن شروع شد تعداد ناوهای هواپیما بر آنها حدود 4 یا 5 عدد بود که توانسته بودند از پرل هاربر جان سالم بدر ببرند. تعداد ناوهای هواپیمابر ژاپن 10 عدد بود. اما در کمتر از سه سال آمریکایی ها بیش از یکصد فروند ناو هواپیما بر داشتند در حالی که ژاپنی ها همه را از دست داده بودند. حتی قدرت آتش شوروی ها نیز بر اثر پشتیبانی گسترده آمریکایی ها از آنها بوجود آمد. هر روز هزاران تن ابزار جنگی و مهمات از طریق مورمانسک در شمال و ایران در جنوب برای شوروی ارسال میشد. 

4- جغرافیا نیز یک عامل برای حفظ برتری است. جغرافیای ایران به گونه ای بود که در گذشته و در زمان ملوک الطوایف و ضعف ایران در جمع آوری مالیات و به دنبال آن ایجاد یک سپاه دائمی و منظم به کمک ایران آمد. ایرانیان مبتکر استفاده صحیح از جغرافیا برای جنگ بودند. در زمان اشکانیان که رومی ها برتری قابل ملاحظه ای بر ایرانیان داشتند سیاست زمین سوخته و جنگ های پارتیزانی ( ماخوذ از نام پارت) در شکست مارک آنتونی، سردار رومی و عاشق کلئوپاترا بسیار موثر بود. روس ها نیز در برابر ناپلئون و هیتلر از همین ابزار استفاده کردند. بیابان های مرکزی ایران و بیابان های سرد روسیه و همچنین عمق استرتژیک روسیه و ایران قدیم ( نه ایران امروز) از عوامل جغرافیایی موثر در برتری نظامی آنان بود. 

البته کتاب های نظامی عوامل زیادی را به این عوامل افزوده اند اما برای یک نوشته فیسبوکی در حد آشنایی با همین عوامل برای ادامه بحث بسنده است.... در ادامه سناریوی جنگ احتمالی با آمریکا

درباره جنگ (قسمت دوم)

سناریوی درگیری احتمالی ایران و آمریکا

-

تجربه جنگ ایران و عراق و افسانه سازی هایی که بدلایل حفظ غرور ملی به آن دامن زده ایم باعث شده تا تصورات غلطی در اذهان ایرانیان راجع به قدرت نیروهای نامنظم و لشکر نوحه خوانان مسخ شده شکل بگیرد. در واقع با بررسی عوامل برتری یک کشور بر دیگری که در بالا به آن پرداخته شده است ایران به هر لحاظ در جنگ با عراق برتری بلند مدت داشت. اما چون هدف از آن جنگ چیز دیگری غیر از آن جنگ بود در برابر عراق نتوانست موفق شود. در نهایت حتی وقتی در پایان جنگ با حمله لشکریان اسلامگرای مریم و مسعود مواجه شدند ناچار از نیروی هوایی و هوانیروز استفاده کردند و آهنگرانی نبود که در تنگه چهارزبر برای لشکریان عازم کربلا نوحه بخواند. واقعیت این است که با وجود اعدام ارتشی های متخصص، قطع ارسال کمک های منظم آمریکا به ایران( البته کمک هایی از اسراییل و آمریکا میرسید) و سایر موارد، ایران برتری استراتژیک بزرگی به عراق داشت که نتوانست از آن بهره ببرد. ایران از نظر تولید ناخالص داخلی، جمعیت، کیفیت سلاح ها، نیروی انسانی و انسجام برتری بزرگی به عراق داشت. 

-

در مورد درگیری ایران و آمریکا ،جنگ، مانند جنگ پشه با حبشه است. اقتصاد ما، فن آوری ما، نیروی انسانی ما و انسجام ما به هیچ وجه در حدکشورهای ضعیف تر از آمریکا هم نیست. ایران امروز کشوری است با کمترین انسجام داخلی، بیشترین فساد و دزدی در جهان، پایینترین سطح فن آوری که امتگرایان شیعه حتی نتوانستند بعد از سی سال و میلیارد ها دلار خرج موشک و تحقیقات موشکی  یک میمون در مدار قرار دهند، نیروی انسانی به شدت غیر متخصص و غیره ( ذکر این موارد داستان پر از آب چشم است. 

-

در صورتی که جنگی بین ایران و آمریکا در بگیرد، اولین قربانی آن نیروی دریایی ایران است که در غفلت صفویه، قاجاریه و عدم دوام سیاست نادر شاه در دوران پهلوی ساخته شد. در بهترین حالت نیروی دریایی ایران در برابر آمریکا فقط دو روز دوام می آورد و کاملا نابود خواهد شد. با نابودی نیروی دریایی ایران تسلط ایران بر جزایر خلیج فارس برای همیشه از بین خواهد رفت. جزایر سه گانه که با اقدامات داهیانه محمد رضا شاه به تصرف ایران در آمده بود و کنترل ایران را بر شاهراه انتقال انرژی جهان مهیا میکرد به احتمال قریب به یقین از دست خواهند رفت و بدون نیروی دریایی هیچ راهی برای تصرف آن جزایر وجود نخواهد داشت. 

-

اقتصاد ایران در بهترین سناریو ها در صورتی که تیمی توسعه گرا و ایراندوست در راس آن قرار بیگرند تا بیست سال برای انباشت متکی به نفت باقی خواهد ماند. به جز نفت و فروش آن هیچ راهی برای انباشت، سرمایه گذاری و توسعه ایران در دسترس نیست. هنوز بخش بزرگی از ایران به ویژه شرق آن در عصر توسعه نیافتگی کامل بسر می برد. در صورتی که جنگی واقع شود تمام زیر ساخت های نفتی باقی مانده کشور که از خرابکاری های امتگرایان جان سالم بدر برده نابود خواهد شد و راه اندازی آن منوط به سرمایه گذاری شرکت های چند ملیتی است که آنها هم با برداشت سرمایه های خود در چند سال اول مجالی برای انباشت و سرمایه گذاری به ایران نخواهند داد. پس از آن هم معلوم نیست روال جهان به همین منوال باشد و نفت چه جایگاهی در اقتصاد جهان داشته باشد. 

به علاوه در تمام این مدت جمهوری اسلامی با پیروی از سیاست قاجاریه در دامن زدن به اختلافات داخلی ، تبلیغ قوم گرایی سیستماتیک، اختلاف بین مردم با استفاده از قوه قضائیه نا کارآمد، و میدان دادن به نیروهای قوم گرا در تمام نهاد های حساس کشور زمینه مساعدی را برای شورش قومی فراهم کرده است. ویرانی امتگرایان فقط به نابودی نهاد هایی چون آموزش و پرورش ، صنعت ، دانشگاه و محیط زیست محدود نبوده است. 

-

بر خلاف تصور عموم به باور من رقبای آمریکا نیز بدشان نمی آید که یک بحران انرژی در خاورمیانه بوجود بیاید و آنها از این آب گل آلود ماهی بگیرند. دیدار روسای جمهوری چین و روسیه و تاکید روسیه بر حفظ امنیت انرژی چین در هر شرایطی گویای این خواست است. با نا امنی در خاورمیانه به اهمیت منابع عظیم دست نخورده انرژی در سیبری و قطب شمال به شدت افزوده خواهد شد. 

-

هیچ ایراندوستی نمی تواند خواهان جنگ باشد اما باید توجه داشت که خواستن همان توانستن نیست بلکه نیروی ایراندوستان محدود است. اما اگر جنگی در بگیرد بهترین کار و مصلحت کشور حفظ قدرت اقتصادی و نظامی ایران به هر قیمتی است. حفظ نیروی دریایی ایران و قوای مسلح کشور، کاری که رضا شاه کرد. امروز در جهان صف آرایی های خطرناکی را شاهد هستیم که نوید دوران تاریکی را می دهد. حاکمان ایران مانند سلفشان قاجاریه و شاه سلطان حسین در غفلت کامل ظاهرا مشغول انجام فرائض و نوافل هستند و الباقی مشغول نهب و غارت کشورند. ایران فاقد یک متحد قوی است و خود نیز قدرتی ندارد پس طبق قانون طبیعت مانند جنگ اول زیر دست و پا له می شود. بهتر


ین متحد ایران امروز مبدل به دشمنی شده که هر لحظه ممکن است با ایران وارد جنگ شود. 


- در پایان باید اضافه کنم که گروه های چپ و اسلامی و مامورین تبلیغاتی جمهوری اسلامی نیز در لباس مخالفت با جنگ با بزرگنمایی و شعار های مسخره در باره قدرت جمهوری اسلامی از بزرگترین دوستداران جنگ هستند. تصور برخی از آنها بر این است که اگر جمهوری اسلامی با یک جنگ برود ، مصیبت های جنگ خیانت های آنان به ایران را از یاد ها می زداید.

Farhad ghenatgar


@TwitterMamnoe




Report Page