Dance with me

Dance with me

ᴍᴀᴇᴅᴇ

بومگیو:

کاملا مست بود و کنترلی رو بدنش نداشت برای همین ناخوداگاه روی شونش افتاد.. نمیدونست چه اتفاقی داره میوفته؛ چرا، چرا قلبش داشت اینجوری میزد؟ اون به قبلا با پسر‌هیای قرار گذاشته بودی ولی هیچ وقت قلبش اینجوری نتپیده بود. پس واقعا عاشقش شده بود؟ لحظه‌ای با خودش فکر کرد، این پسر واقعا منو قبول میکنه؟ منی که می‌خواستم چیزی که همیشه سعی داره مخفی نگه‌داره رو فاش کنم؟ منی که بخاطر یک چالش مسخره داشتم تبدیل به استاکر میشدم؟ این اولین بار بود که پشیمون بود؛ پشیمون از یوتیوبر بودن، پشیمون از قبول کردن این چالش، پشیمون از هر کارش که باعث رنجش پسر شده بود. ولی هیچ‌جور از اینکه عاشق شده بود پشیمون نبود، اون این پسر رو با تمام وجود میخواست.

یونجون:

با فرود اومدن پسر رو شونش لحظه‌ای شوک شد، ولی ته‌دلش توی همون لحظه لبخندی زد. سرش رو خم کرد تا چهره پسر رو ببینه، اون واقعا چهره بی‌نقصی داشت. دوست‌داشت به چشم‌هاش خیره بشه ولی بسته‌ بودن. اون همیشه ظرفیت بالایی توی الکل داشت پس نمیدونست این مستی که توی وجودشه بخاطر الکل یا پسر. لپ های پسر کوچک بخاطر الکل و مستی سرخ شده بود و باعث شده بود بامزه‌تر و بوسیدنی‌تر بشن! این پسر لجباز و سرتق بدجور توی قلبش جا باز کرده بود.. از مدل تکون خورد پسر متوجه شد که بیداره، اون هیچوقت همچین درخواستی رو از پارتنر های قبلیش نداشته بود ولی میخواست این رو با پسر امتحان کنه، پس با توجه به حس‌ و حالشون بهش گفت: با من می‌رقصی؟


Report Page