Dear Cry

Dear Cry


عینکشو از نوک بینیش بالاتر داد و آخرین مسئله شیمی امتحان رو حل کرد؛ از روی صندلیش بلند شد و سمت معلم رفت، چک نویسش رو پشتش نگه داشت و شروع به صحبت با معلم کرد.
بچه های کلاس با سرعت برق شروع به نوشتن راه حل و جواب ها کردن؛ همه ی بچه ها جز یه نفر، همه جز پسری که ترجیح میداد به جای نوشتن جواب ها به حالت موهای دختر از پشت نگاه کنه؛ پسری که ترجیح میداد کل روز به جای معلم و تخته ی کلاس، به حالات صورت اون دختر ساکت گوشه ی کلاس نگاه کنه.
دختری که بدون ارایش و سعی برای تغییر صورتش زیبا بود، با کسی صحبت نمیکرد و توی همه ی درس ها بهترین بود؛ توی همه ی امتحانا به بقیه تقلب میرسوند و هیچوقت خودشو بالاتر از بقیه نمیدید.
دوست داشتنی ترین دختر کلاس دلشو برده و بود و پسر هیچ اعتراضی نداشت.


Report Page