Crimson Notes.

Crimson Notes.



صدای ساکسوفون توی کل کلاب پیچیده بود؛ ملودی آرومی که با صدای پیانوی پس‌زمینه قاطی می‌شد و از بین همهمه‌ی آروم آدم‌ها خودش رو به گوش می‌رسوند. 

یه جزکلاب وسط پاریس.. کلابی که با ویوی برجش مشتری‌مداری می‌کرد.

میزهایی که با فاصله از هم چیده شده بودن، صندلی‌ های چرم زرشکی، دیوارهایی با رنگ‌های گرم و نور قرمز کم‌جونی که از لایت‌های بالای بار می‌تابید و بیشتر از اینکه فضا رو روشن کنه، سایه‌ها رو پررنگ‌تر می‌کرد.

دخترها و پسرهایی که خودشون رو با ریتم آهنگ تکون می‌دادن، گروه‌هایی که دور میزها جمع شده بودن و کسایی که بی‌حوصله مشغول خوردن نوشیدنی‌شون بودن. همه و همه باعث می‌شدن که فضا گرم و صمیمی باشه.

جین پشتِ بار نشسته بود و یه دستشو زده بود زیرِ چونه هاش و با دسته دیگه‌ش با اسلایس پرتقالِ داخل نوشیدنی‌ش بازی می‌کرد.

همون‌طور که بی‌حوصله نشسته بود، صدای کشیده شدن صندلی به گوشش رسید، سرشو چرخوند و با پسری مواجه شد که مشخص بود اولین باره می‌آد این اطراف. 

پسر روی صندلی نشست و نگاه کوتاهی به بار انداخت؛ انگار هنوز نمی‌دونست باید از کجا شروع کنه. بعد چشمش به جین افتاد.

لبخندی زد.

«ببخشید… این صندلی آزاده؟»

جین نگاهی به صندلی انداخت و بعد به خودش.

«الان که نشستی، آره.»

پسرِ غریبه خندید.

«پس انتخاب بدی نکردم.»

جین دوباره نگاهش رو به نوشیدنی‌ش برگردوند.

«بستگی داره.»

«به چی؟»

«به اینکه چقدر قراره اینجا بمونی.»

پسر ابرویی بالا انداخت، اما چیزی نگفت. فقط دستش رو روی کانتر بار گذاشت و به بارمن اشاره کرد.

«یه ویسکی، لطفاً.»

جین با شنیدن سفارش، ناخودآگاه نگاه کوتاهی بهش انداخت.

پسر مچشو گرفت. 

«چیه؟»

جین سرشو به دوطرف تکون داد.

«چیزی نیست.»

پسر قانع نشد.

«نه، یه چیزی شد.»

«فقط فکر کردم برای کسی که اولین بارشه می‌آد اینجا، انتخاب مطمئن‌تری می‌تونستی داشته باشی.»

پسر لبخند زد.

«انقد واضحه که ماله این طرفا نیستم؟»

جین شونه‌ای بالا انداخت.

«یه کم.»

پسر خندید و چال لپش رو به نمایش گذاشت.

«خب، راستش رو بخوای، اولین بارمه.»

جین جرعه‌ای از پینک لیدی‌ش خورد و سرشو تکون داد.

«معلومه»

پسر با تعجب بهش خیره شد.

«از کجا؟»

«زیادی به اطرافت نگاه می‌کنی.»

پسر نگاه کوتاهی به سالن انداخت و دوباره چشمش روی جین موند.

«اطرافم چیزای زیادی برای دیدن داره، بهم حق بده.»

جین بی‌حوصله نگاهش کرد.

«برج رو می‌گی؟ هوم… بد نیست.»

کریستوفر لبخند زد و با بالا انداختن یه ابرو، به جین اشاره کرد.

«منظوره‌ی من متفاوته.»جین برای لحظه‌ای مکث کرد.

بعد نگاهش رو ازش گرفت و دوباره به لیوانش دوخت؛ لبخند کوچیکی گوشه‌ی لبش نشسته بود.

کریستوفر که از واکنشش راضی به نظر می‌رسید، یه دستش رو جلو آورد.

«کریستوفر.»

جین هم دستش رو جلو برد.

«خوشحالم از آشناییت، کریس. می‌تونی جین صدام کنی.»

کریستوفر دستش رو پس کشید و دوباره تکیه داد به کانتر.

چند ثانیه‌ای گذشت. جین سیگارش رو از جیب پشتیِ شلوارش درآورد و بین انگشت‌هاش چرخوند.

نگاهی به کریستوفر انداخت.

«می‌کشی؟»

کریستوفر سرشو تکون داد.

«هومم.. بدم نمی‌آد.»

جین سری تکون داد و از جاش بلند شد و به سمته بالکن جزکلاب رفت.

کریستوفر هم لیوانش رو برداشت و دنبالش راه افتاد.

درِ بالکن که باز شد، صدای موسیقی پشت سرشون کم شد. جین سیگارش رو روشن کرد و رو به کریستوفر به نرده تکیه داد.

کریستوفر کنار نرده ایستاد و فندکش نقره‌ایش رو درآورد.

جین نگاهی بهش انداخت و سیگارش رو روی لباش گذاشت، خواست دستشو ببره سمته جیبش که کریستوفر پیش‌‌دستی کرد و آتیش گرفت زیرِ سیگارش.

«حیف می‌شد اگه سیگارِ یه پسرِ پاریسی رو روشن نکنم.»

جین خندید و کام عمیقی از سیگارش گرفت و اونو بین دو انگشتش قرار داد.

کریستوفر فقط به پسری که درحال سیگار کشیدن بود خیره شد و با لبخند نگاهش می‌کرد.

جین که متوجه‌ی‌ نگاه های خیره‌ی کریستوفر شد بهش نگاه کرد.

«هی، فکر می‌کردم قراره باهم سیگار بکشیم؟»

کریستوفر خندید و سری تکون داد.

«من تو کل زندگیم لب بهش نزدم. فقط می‌خواستم باهات وقت بگذرونم، پسرِ پاریسی.»

جین فکر های پلیدانه‌ای توی سرش بود. از کریستوفر خوشش اومده بود؛ اون شبیه دوست‌پسرای سابقش نبود. برعکس متفاوت بود و این چیزی بود که جین جذبش شده بود.

جین یه کام از سیگارش کشید و فکسش رو تلنگر پرت کرد پایین و یه قدم به کریس نزدیک شد تا فاصلشون رو به حداکثر برسونه. 

دستاش رو به سمته گردن کریستوفر بود و اونو به سمته خودش کشید. لب‌هاشو به لب های کریس رسوند. زبونش رو روی دندون های مرتب کریس فشار داد تا کریس بهش اجازه‌ی پیش‌روی بده و کریس بدون هیچ مخالفتی دستاشو به کمر پسر زد و اونو بین دستاش گرفت.

جین بعد از باز شدن دهن کریس کامی که از سیگارش گرفته بود رو به بیرون فرستاد و سرشو عقب کشید.

«اولین تجربه‌ی سیگار کشیدنت ماله من شد.»

و با قیافه‌ای که افتخار ازش می‌بارید به کریستوفر خیره شد.

پسر که از خجالت کمی گوشاش به رنگ قرمزی می‌زد به جین خیره شد و سری از تایید تکون داد.


Report Page