Complex Love Story
𝘢𝘵𝘭𝘢𝘴






"چهارشنبه. ساعت ۱۰ صبح"









"دو ساعت بعد، ساعت ۱۲ ظهر"






"ساعت ۴ ظهر"
_ جیمین میخوای-
امگا با بی حالی وارد خونه اش شد و قبل از اینکه تهیونگ بتونه داخل بیاد، به سمتش برگشت.
_ میخوام کمی تنها باشم تهته! لطفا.
صداش کاملا خسته بود. امروز اصلا روز خوبی نبود. تماما درد و گریه و خستگی بود و جیمین؟ اوه یک مرد به جوونی اون، احساس میکرد که چندین سال پیرتر شده.
_ اگه چیزی نیاز داشتی بهم زنگ بزن باشه؟
تهیونگ گفت و وقتی سر تکون دادن دوستش رو دید آهی کشید و به سمت واحد خودش رفت. به محض بسته شدن در جیمین به سمت اتاق دختر کوچولوش رفت. ارا روی تختش خوابیده بود و بنظر بعد از برگشتن از مهدکودک خیلی خسته شده بود. جهیونی که ازش مراقبت کرده بود یه همچین چیزی بهش گفت...
چشم هاش که به دست های کوچیکش افتاد احساس کرد بغضش خفه کننده تر از قبل شده. پوست صاف و نرم اون دست ها به جیمین زندگی بخشیده بود. عطر موهای خوشبوش امگا رو وادار میکرد تا هرگز نخواد شکست بخوره و وجود اون توله ی کوچولو برای اون پدر، مثل یک شانس دوباره برای نفس کشیدن بود.
و حالا دیگه نه اون دست هارو میتونست ببوسه، نه عطر موهاش رو بو کنه و نه جثه ی کوچیکش رو روزانه در آغوش بگیره. تمام حقی که حالا داشت آخر هفته ها به مدت هشت ساعت بود. هشت ساعت وقت گذروندن و سیر نشدن از وجود عشق کوچیکش. هشت ساعتی که بی رحمانه ترین حکمی بود که میتونست بگیره. خودش به کنار، ارا قرار بود چطور تحمل کنه؟ اون فقط شش سالش بود. حتی نمیدونست پدر آلفاش کیه و یا اصلا زندست..
_ متاسفم خوشگلم. ببخشید که نتونستم ازت مراقبت کنم. لطفا آپا رو ببخش.
با گفتن اون کلمات بغضش شکست و گریه کرد. ظالمانه بود که حتی نمیتونست بلند گریه کنه.
_ نباید این کارو باهام میکردی یونگی. من جون کندم تا این زندگیو ساختم!
::::::::::::::::::::::::::::::
Atlas is on the air!
از دلایلی که چرا آپ کردن این پارت انقدر طول کشید این بود که من منتظر بودم ببینم رسانه ها و کی مدیا در برابر اخبار یونگی چیکار میکنن تا بتونم آیوم رو تا جای ممکن با واقعیت تطبیق بدم.
زود قضاوت نکنید. یونگی ما یه آدم مست عوضی و تشنه سکس نیست! همونطور که توی واقعیت و توی آیو گفته شد اون یک آدم بالغه. محض رضای خدا یک مردی که توی دهه سوم زندگیشه قطعا بلده چطور با زندگیش کنار بیاد و براش تصمیم بگیره. همه چیز نیاز به زمان داره.... هم برای فهمیدن چرایی رفتار یونگی لاو استوری و هم حقایقی که در آینده قراره توی ریل ورلد بفهمیم.
یک بار برای همیشه! پسرای ما بچه نیستن. اونها خوب بلدن برای خودشون زندگی کنن. به رسانه های کره ای و کی آرمی ها توجه نکنید و خصوصا اخبار چنلای کیپاپرای توهمی رو هم دنبال نکنید.
توی دنیای آرمی و بی تی اس هیچ فندومی دوست ما نیست!