Compass ⭑

Compass ⭑




چانگبین گفت قبل از اینکه شروع کنیم میخوام یه چیزی بهت بدم چانگبین کادوشو داد و گفت امیدوارم خوشت بیاد. سونگمین که از شدت ذوق ستاره های توی چشاش بیشتر شده بود و لبخندش بزرگ تر شده بود.و چانگبین؟چانگبین برای بار۳۷۳۸۳۷ عاشقش شد حاضر بود هرکاری کنه تا سونگمین خوشحال باشه.

سونگمین گفت:خوشم بیاد؟من عاشق هرچیزی هستم که تو برام میگیری چون از طرف آدمیه که با تمام وجودم دوستش دارم.

چانگبین گفت:خوشحالم که خوشت اومد. نمی‌دونستم چی برات بگیرم... بعد اینو دیدم و یاد تو افتادم.

+چرا؟

ــ چون... تو یه جوری شدی مثل قطب‌نما برای من. قبل تو فقط باشگاه و کار و این چیزا بود. بعد تو اومدی و یهو مسیر همه‌چی عوض شد.

چند ثانیه سکوت کرد.

ــ من بلد نیستم این چیزا رو قشنگ بگم، ولی... خیلی دوستت دارم، سونگمین. بیشتر از چیزی که بتونم توضیح بدم.

سونگمین که از شدت گریه و ذوق نمی‌دونست چیکار کنه فقط پاشد و خودشو تو بغل چانگبین غرق کرد. چانگبین که نمی‌دونست چرا سونگمین داره گریه میکنه ولی فقط بغلش کرد و سونگمینش رو تو آغوشش گرفت با لحن تعجبی گفت: عزیزم چیزی شده گریه میکنی؟ سونگمین گفت: نه فقط خیلی خوشحالم که دارمت و هیچوقت نمیخوام از دستت بدم‌.

-تو هیچوقت منو از دست نمیدی همیشه پیشت میمونم هروقت که بخوای هستم حتی اگه ازم خسته بشی هم نمیرم

+قول؟

-قول

بعد سونگمین بوسه ای روی لبای چانگبین گذاشت و رفت تا از اتاق هدیه خودش رو بیاره.

هدیه رو به چانگبین داد و گفت:این جاکلیدیه رو خودم درست کردم برای اینه که تو نیمه‌ی دیگه‌ی منی. کنار تو حس می‌کنم کامل‌ترم.میدونم خیلی خوب نشد،میخواستم چیزی باشه که خودم برات درست کرده بودم.

ماه و خورشید بودن که وقتی کنار هم قرار میگرفتن همو کامل می‌کردن

چانگبین: این قشنگ ترین چیزیه که گرفتم چون تو خورشید زندگیمی و اینو خودت برام درست کردییی.

+توهم ماه منی که شب هامو روشن میکنی

و وسط این رمانتیک بازیا شکم سونگمین صدای داد و چانگبین گفت:خب فکر کنم وقت غدا خوردنه.

Report Page