Company
EWANهمه چیز از همون وقتی شروع شد که توی شرکتم استخدام شدی.
وقتی داشتم لیست کسایی که واسه شرکتم درخواست دادن رو چک میکردم، چشمم به اسم تو افتاد. مدارکت کامل بود توی کارت از همه بهترین بودی و عالی بودی. بهترین کسی بودی که واسه شرکتم میتونستم پیدا کنم.
بلافاصله درخواستت رو قبول کردم و واسه مصاحبه اومدی. اگه بگم بهترین کار اموزی بودی که دیدم راستشو گفتم. چون واقعا بهترین بودی.
بدون استرس بدون مشکل مصاحبه رو انجام دادی و استخدام شدی. هر پروژه ای که بهت میدادم به بهترین شکل ممکن انجامش میدادی.
همیشه ایده های جدید داشتی و مشتاق بودی پروژه های جدید و سنگین رو انجام بدی. در عرض یک سال، شدی بهترین کارمند شرکتم.
اولش فقط به چشم یه کارمند عالی بهت نگاه میکردم اما کم کم به خودم اومدم و دیدم، به چشم چیزی بیشتر از کارمند بهت نگاه میکنم.
هر چقدر که میگذشت بیشتر از قبل با هم اشنا میشدیم و شرکت بیشتر پیشرفت میکرد. خیلی از این پیشرفت ها به دست تو به وجود می اومدن.
با گذر زمان کم کن بیشتر اشنا شدیم و با هم وقت گذروندیم. بیشتر با هم بیرون میرفتیم. اولش میگفتی من رئیستم و نمیتونی اینجوری با من بیای بیرون ولی کم کم بهش عادت کردی.
یجورایی جفتمون عادت کردیم. وقت گذروندن با هم تبدیل شد به روتین زندگیمون. توی شرکت همو میدیدم، عصرها با هم بیرون میرفتیم. حتی کارمند های دیگه هم شک کرده بودن که نکنه قرار میزاریم.
من تمام مدت دنبال یه فرصت بودم تا مطمعن شم تو هم دوستم داری یا نه. اخرین باری که رفتیم کلاب، بهش ثابت شد احساساتم یه طرفه نبوده و جفتمون هم رو دوست داریم.
حالا، میشه ازت بخوام به جای اینکه کارمندم باشی، دوست پسرم باشی کیم سونو؟
نامه تمرینی جیک برای اعتراف به سونو