Christmas Novels

Christmas Novels

bookcase


﹙شرلوک هلمز و دیو کریسمس﹚

روزهای قبل از کریسمس ایو آلترورپ، دختر بزرگ یک سلسله بزرگ اما تا حدودی عجیب و غریب در یورکشایر، که معتقده که توسط روح شیطانی کریسمس تسخیر شده پیش شرلوک هلمز میاد. مادر فقیدش قصه های وحشتناکی درباره اون شیطان تعریف کرده و حالا ایو مطمئنه این موجودو از پنجره اتاقش دیده و شروع به دریافت بسته‌های مرموز از شاخه‌های توس و کارت تلفن توریک سیاه کرده. هلمز و واتسون به خونه‌ی خانواده ایو میرن اما با مرده پیدا شدنِ یکی از اعضای خانواده میفهمن پرونده پیچیده تر از چیزیه که انتظار میرفت.

︵‿‌‌︵‿‌‌︵‿‌‌︵‿‌‌︵‿‌‌︵‿‌‌︵‿‌‌︵‿‌‌︵


﹙سرود کریسمس﹚

اسکروج تاجر ثروتمند و خسیس اهل لندنه که به نظرش کریسمس مسخرست و هیچوقت از خونش بیرون نمیره تا ایام کریسمس تموم شه تا اینکه روح شریک مُردش، مارلی به خوابش میاد در حالی که قل و زنجیر شده و تو جهان پرسه میزنه. این قل و زنجیر بر اساس بی‌تفاوتی و بی‌احساسی اون نسبت به همشهریاش زمانی که زنده بود، ساخته شده. مارلی به اسکروج هشدار میده تا مثل اون نشه. بعد روح سه زمان گذشته، حال و آینده‌ی زندگی اسکروج در برابرش ظاهر میشنو این باعث دگرگونی زندگیش میشه.

︵‿‌‌︵‿‌‌︵‿‌‌︵‿‌‌︵‿‌‌︵‿‌‌︵‿‌‌︵‿‌‌︵


﹙ناقوس ها﹚

پستچی پیری به نام توبی تروتیکه بعد از ملاقات یک دوجین آدم اطرافش، به این نتیجه میرسه که باید در مقابل شرایط ناعادلانه جامعه حرکتی انجام بده. اون نیمه‌های شب صدای ناقوس‌هارو میشنوه و برای اینکه بفهمه چه کسی ناقوسو به صدا درمیاره از برج کلیسا بالا میره و یدفه با چندتا فرشته روبرو میشه. فرشته‌ها صحنه‌هایی از آیندش و خانوادش بهش نشون میدن مثل صحنه وحشتناکی از خودکشی دخترش که خودشو از روی پل، تو رودخونه پرت میکنه. تروتی وقتی میخواد دخترشو نجات بده، یدفه از خواب میپره و همون لحظه صدای ناقوس‌های کلیسا آغاز سال نو رو خبر میدن.

Report Page