Characters
Katy

پارک سونگهون :
کرهای
۱۹ سالشه. یه ساله وارد دانشگاه بینالمللی سئول شده و رشتهش ادبیاته.
به طور مادرزادی کمشنوا به دنیا اومده و در طول زمان شنواییش رو به طور کامل از دست داده. از سمعکش فقط زمانی که دانشگاهست استفاده میکنه چون صداها اذیتش میکنن.
تایپش infpعه.
خجالتیه و ترجیح میده توی دنیا آروم خودش وقت بگذرونه.
عاشق جیکه و هنوز که هنوز نفهمیده جیک پاسخ کدوم کار خوبشه. (مادر دومشه)
دوست زیادی نداره و فقط با جیک و ریکی وقت میگذرونه.
به گفته ریکی و جیک، خیلی معصوم و پاکه.
کوچیکتر که بود، برای وقت گذروندن اسکیت روی یخ انجام میداد، چون کسی جز ریکی باهاش بازی نمیکرد.
توی یه بازه زمانی از زندگیش، فکر میکرد با همه متفاوته و بخاطر همین کسی باهاش حرف نمیزنه، ولی بعدش جیک اومد تو زندگیش و خلاف این رو ثابت کرد.
دفتر نقاشیش، چای و کتابهاش چیزهای موردعلاقشن.


پارک جونگسونگ :
دو رگه کرهای/امریکایی
۲۲ سالشه و توی دانشگاه بینالمللی سئول رشته داروسازی درس میخونه.
تایپش intpعه
همیشه خودش رو به اسم امریکاییش، جی معرفی میکنه.
از اینکه کسی اون رو به اسم اصلیش صدا بزنه بدش میاد و فقط پدر و مادرش اجازه اینکار رو دارن.
از وقتی دبستانی بوده هر تابستون با پدر و مادرش به کشورهای مختلف سفر میکردن و درحال حاضر دوساله خودش به تنهایی تو تعطیلات بین ترم سفر میره و جزو معدود تفریحاتشه.
زمانهایی که کرهست، توی کافهبار پسر عمهش، هیسونگ، کار میکنه.
سونو و جونگوون همکلاسیهاش از دبیرستان و دوستاشن (به روی خودش نمیاره که از وقت گذروندن باهاشون لذت میبره)
جیک تنها دوستش تو دانشگاست.
عاشق گیتار، قهوه و کوله پشتی مخصوص سفرشه، بهشون دست زدی مرگتو قطعی درنظر بگیر.
گهگاهی توی جلسات کلوب موسیقی شرکت میکنه.(به طور رسمی عضو کلوبه ولی معمولا حضورش حس نمیشه)
هیچوقت اعتراف نمیکنه ولی بین همه دوستاش، پیش جیک احساس راحتی داره و معتقده همین دعواهای بینشون اونارو بهم نزدیک کرده.
Sunghoon's friends :


شیم جهیون :
دوست صمیمی و مادر دوم سونگهون.
۲۲ سالشه و رشتهش معماریه.
تایپش esfjعه
فقط سونگهون و کراشش، هیسونگ اجازه دارن اونو به اسم اصلیش صدا بزنن.(هرچند هیسونگ خودش خبر نداره این اجازه رو داره)
توی کلوب موسیقی با جی آشنا شده و باهم آشنان.(در واقع مثل سگ و گربهان و در عین حال بدون هم نمیتونن دووم بیارن)
توی دبیرستان سال دوم با سونگهون آشنا میشه و از اون موقع مثل دوتا آهنربا بهم چسبیدن
از وقتی سونگهون اومده دانشگاه، کلاسهای مشترک با اون رو برمیداره تا تنها نباشه.
یه روز رندوم با جی به کافه باری که کار میکنه رفتن و روی پسرعمه جی، هیسونگ، کراش میزنه.
میدونه سونگهون با سمعک صداش رو میشنوه، ولی از دبیرستان عادت داره کلمات رو با دقت و آروم بگه تا اون متوجه بشه.
روی دفتر و نوتهای ریاضیش حساسه و نمیذاره کسی بهشون دست بزنه.

نیشیمورا ریکی :
۲۰ سالشه و توی دانشگاه رشته تربیت بدنی میخونه.
تایپش isfpعه.
هیچوقت قرار نیست اعتراف کنه، اما از همون بچگی عاشق سونگهون بوده.
بخاطر خواهرش که ناشنواست، زبان اشاره بلده و معمولا با سونگهون به زبان اشاره صحبت میکنه.
سونگهون براش اهمیت زیادی داره و همیشه و هروقت که بتونه ازش محافظت میکنه.
حتی با اینکه گاهی اوقات اذیتش میکنه، ولی بازم یجوری بهش میفهمونه که منظوری نداره.
به هرکسی که کنار سونگهونه شک داره به جز جیک. (فقط بخاطر اینکه در حد اشنایی میشناستش و میدونه به سونگهون آسیب نمیزنه.)
Jay's friends :


کیم سونو :
۲۱ سالشه.
توی دانشگاه بینالمللی سئول رشته هنر میخونه اما تو کلاسها شرکت نمیکنه و بیشتر وقتش رو تو آرایشگاه کار میکنه.
تایپش isfpعه.
آرایشگری کار موردعلاقشه و برنامه داره بعد از فارغالتحصیلی همین کار رو ادامه بده.
هیچوقت قرار نیست اعتراف کنه، اما جونگوون رو دوست داره.
میدونه جونگوون از جی خوشش میاد بخاطر همین قصد اعتراف نداره.
خیلی روی جونگوون حساسه و از هرکسی که ناراحتش کنه عصبانی میشه.
بعد از جونگوون، روی وسایل آرایشگری و مانگاهاش حساسه و نمیذاره کسی بهشون دست بزنه.
خیلی بی نظمه و جونگوون همیشه مجبور میشه هربار که میره خونهش، اونجا رو تمیز کنه


یانگ جونگوون :
۲۰ سالشه و تو دانشگاه بینالمللی سئول رشته هنر میخونه.
تایپش esfpعه.
از دبیرستان با جی و سونو دوسته.
از وقتی وارد دانشگاه شده، احساساتش نسبت به جی تغییر کرده و نمیخواد قبول کنه که روی جی کراش زده.
بیشتر به سونو نزدیکتره تا جی.
معمولا وقتای آزادش رو تو آرایشگاهی که سونو کار میکنه میگذرونه.
برای حمایت از سونو، میذاره از موهاش برای امتحان مدل موهای جدید استفاده کنه.
عاشق کارای سونوعه و معتقده سونو باید اعتماد به نفسش رو بالاتر ببره.
هر آخر ماه به همراه سونو به کافهبار هیسونگ میرن و مست میکنن.


لی هیسونگ :
۲۵ سالشه و از دانشگاه فارغالتحصیل شده.
عاشق درست کردن دستور پخت جدید بوده، و همین خاطر رشته دانشگاهیش رو علوم غذایی انتخاب میکنه و حالا یه کافهبار داره.
تایپش infjعه.
معتقده که عشق فقط یه بار در خونهت رو میزنه و بخاطر همین تاحالا قرار نذاشته و منتظر فرد مناسبه.
پسر عمه جیعه و جی پسرداییشه.
همیشه به سر جی غر میزنه و عملا مثل پدرشه.
وقتی بچه بود، با جی دستور پخت های جدید امتحان میکرد و در کمال تعجب هر دفعه خوشمزه میشد.
یکی از دلایلی که تصمیم گرفت کافه داشته باشه، وقت گذروندن با جی بود.