Character Story 1
Mobina Sh
قبلاً، زمانی که فقط چند ماه از اومدن نقالِ دورهگرد، ونتی، به ماندستد میگذشت، درآمدش خیلی کمتر از سایر نقالهای جاافتادهترِ شهر بود. اما همین که از اجراهاش مقداری مورا دستش میاومد، میتونستی مطمئن باشی که فوراً میره که همون جای همیشگی خرجش کنه — یکی از میخانههای شهر.
از شانس بد ونتی، ظاهر بچهگونهش باعث میشد هربار تلاشش برای بهدست آوردن الکل با شکست مواجه بشه. اولین باری که بهش سرویس ندادن، صدای غرغرش شنیده میشد که: «مطمئنم دفعهی قبلی که اینجا بودم همچین قوانین مضحکی وجود نداشت…»
وقتی متوجه شد این قانون توی همهی میخانههای شهر یکیه، بهنتیجه رسید که وقتشه که روشش رو عوض کنه… استراتژیای که به کار گرفت این بود که در حین کار نوشیدنی بخوره؛ این یعنی در حالی که جام شراب در دهان داشت، چنگ مینواخت و تماشاگرها رو ترغیب میکرد که اگر از اجراش خوششون اومده، بجای اینکه بهش مورا بدن، براش از بار نوشیدنی بخرن.
تازگی این ایده باعث شد ونتی توی ماندستد حسابی پرطرفدار بشه. فقط یک مشکل وجود داشت — اگر گربهای نزدیکش میشد، نمیتونست جلوی عطسهش رو بگیره… و اگر اتفاقاً همون لحظه جام شراب هم توی دهنش بود… معلومه چی میشد؛ فاجعه به بار میاومد. برای همین، ونتی یه قانون طلایی برای انتخاب مکان اجراش داره و اون اینه که نباید هیچ گربهای در اون نزدیکی باشه. البته گفتنش آسونه — بهنظر میآد که گربههای ولگرد ماندستد بشدت جذبش میشن.