Cartel
Melon~• El Patrón
سالها همهچیز را از پشت پرده کنترل کرد و تقریباً هیچکس جرئت نکرد مستقیماً مقابلش بایستد. در نهایت با بالا رفتن سن، خودش قدرت را به یکی از نزدیکترین افرادش واگذار میکند و ناپدید میشود؛ سالها بعد هنوز شایعاتی دربارهٔ زنده بودنش وجود دارد، اما هیچکس نمیداند واقعاً کجاست.
~• Lugarteniente
تمام عمرش را در سایهٔ رئیس گذراند و تقریباً مطمئن بود روزی جای او را خواهد گرفت. اما وقتی El Patrón کنار میرود، متوجه میشود وفاداری اطرافیانش آنقدر که تصور میکرد محکم نیست. در نهایت سازمان را ترک میکند و برای اولینبار زندگیای را شروع میکند که در آن مجبور نیست همیشه پشت سرش را نگاه کند.
~• Jefe de Plaza
سالها قلمرو خودش را مثل پادشاهی شخصی اداره کرد؛ تا اینکه یک روز قدرت از دستش گرفته شد. برخلاف انتظار همه، کشته نمیشود؛ مجبور میشود شهر را ترک کند و باقی عمرش را در جایی بگذراند که هیچکس او را نمیشناسد.
~• Financial Operator
کمتر از همه دیده میشد و بیشتر از همه میدانست. وقتی یکی از پروندههای مالی سازمان باز میشود، تصمیم میگیرد علیه شبکه شهادت بدهد و با هویت جدید وارد برنامهٔ حفاظت از شاهدان شود. سالها بعد، تنها چیزی که از زندگی قبلیاش نگه داشته یک ساعت قدیمی است که روز آخر به او هدیه داده بودند.
~• Sicario
سالها بهعنوان یکی از قابلاعتمادترین افراد گروه شناخته میشد، اما در نهایت خودش تصمیم میگیرد از آن زندگی بیرون بیاید. برای اولین بار بعد از سالها، صبحی را تجربه میکند که هیچکس منتظر دستور او نیست. گذشتهاش البته هیچوقت کاملاً دست از سرش برنمیدارد.
~• Halcones — نفر اول
ردش را پیدا کردند و پلیس درست قبل از رساندن یک پیام مهم دستگیرش کرد. بعد از ماهها بازجویی و دادگاه، به چند سال زندان محکوم شد؛ جایی که مجبور شد برای اولینبار بدون سایهی سازمان زندگی کند.
~• Halcones — نفر دوم
برخلاف نفر اول، هیچوقت قصد ماندن در این دنیا را نداشت. بعد از مدتی تصمیم میگیرد همهچیز را رها کند و شهرش را ترک کند. سالها بعد، در یک شهر ساحلی زندگی آرامی دارد و تنها چیزی که از گذشته برایش مانده، ترسی است که هنوز با شنیدن آژیر پلیس سراغش میآید.