Bratva
Melon~• Vory v zakone — نفر اول
سالها همه اسمش را میشناختند، اما هیچکس چهرهاش را بهدرستی نمیشناخت. یک روز بیخبر از همهچیز از روسیه خارج شد و برای همیشه ناپدید شد؛ شایعهها میگفتند مرده، اما سالها بعد عکسی از او در یک کافهی کوچک در استانبول پیدا شد.
~• Vory v zakone — نفر دوم
به قانونهای خودش بیشتر از هر چیزی وفادار بود. وقتی یکی از نزدیکترین آدمهایش خیانت کرد، فرصت انتقام داشت اما سکوت کرد؛ چند ماه بعد در زندان از دنیا رفت، بدون اینکه حتی یک اسم را به زبان بیاورد.
~• Avtoritet
همه برای حل مشکلاتشان سراغش میآمدند، تا روزی که خودش تبدیل به مشکل شد. وقتی قدرتش تهدیدی برای افراد بالاتر شد، ناگهان همهی متحدانش ناپدید شدند؛ چند هفته بعد، او هم از بازی کنار گذاشته شد.
~• Specialist — نفر اول
کارش این بود که چیزهای غیرممکن را ممکن کند. یک شب اشتباهی کرد که هیچکس نمیتوانست اصلاحش کند؛ به جای فرار، خودش را تحویل داد و سالها بعد با آزادی از زندان بیرون آمد، با این تصمیم که دیگر هیچوقت برای کسی کار نکند.
~• Specialist — نفر دوم
هیچوقت اسلحه دست نگرفت؛ تخصصش چیز دیگری بود. وقتی فهمید یکی از کارهایش قرار است جان آدم بیگناهی را بگیرد، تمام مدارکی را که داشت مخفیانه بیرون کشید و ناپدید شد؛ تنها کسی که میدانست کجا رفته، هیچوقت حرف نزد.
~• Bratok — نفر اول
همیشه نفرِ مورداعتمادِ آدمهای بالاتر بود و فکر میکرد بالاخره روزی نوبت خودش میرسد. اما وقتی آن روز رسید، فهمید هیچکس قرار نیست تاجی به او بدهد؛ خودش را کنار کشید و یک تعمیرگاه کوچک باز کرد، جایی که گذشتهاش کمکم برایش شبیه خواب شد.
~• Bratok — نفر دوم
قرار بود فقط یک مأموریت ساده انجام دهد. مأموریت به هم ریخت و او مجبور شد بین فرار و ماندن یکی را انتخاب کند؛ فرار را انتخاب کرد، اما دوست قدیمیاش را جا گذاشت. سالها بعد هنوز هر ماه برای خانوادهی او پولی میفرستاد.
~• Shestyorka
همه او را فقط پسرِ دستبهکار و مطیع میدیدند؛ کسی که همیشه باید دنبال دستور میرفت. تا اینکه یک روز همان آدم کوچک، با یک تصمیم درست، جان خودش و چند نفر دیگر را نجات داد و برای اولینبار فهمید شاید مجبور نباشد تا آخر عمر زیر سایهی کسی زندگی کند.