Bad boy at night
همه جا کاملا تاریک شده بود و این پووین اذیت میکرد ، آروم دستی روی چشماش کشید ، نگاهی به کنارش کرد و با ندیدن پوند چشماشو روی هم فشار داد و چشماشو دوباره بست
- هوووفف
پوند آخرین قطره سسی که درست کرده بود رو توی بشقاب ریخت ، و تزیینش کرد و بعد کیک تو یخچال آروم بیرون آورد و روی اپن گذاشت به سمت کابینت اونطرف رفت تا چنگال بگیره وقتی برگشت ، با تعجب به سر اپن خیره شد ، پووینو دید که فقط یکی از بلوزای پوند تنش بود و کنار کیک نشسته بود و با دستش تکیه داد بود
- جوجه طلایی من بیدار شد که
- هنوز خستم
- بخاطر خواب بعد از ظهره الان کلافه ای
پووین دستاشو باز کرد و به پوند اشاره کرد که بغلش کنه ، پوند لبخندی از کیوتی پسر کوچولوش زد و آروم جلورفت و دستاشو دور کمر پووین گرد کرد و سرشو تو گردن پووین فرو کرد
- خوب نقطه ضعفمو میدونیا
- من باید بدونم ، اگر کسی غیر از من بدونه ، فکر نکنم دوتاتونو زنده بزارم
- غیر از تو کسی نمیدونه
پوند آروم و خیلی کم گردن پووینو مارک کرد ، پووین آروم ناله ای کرد و دستشو تو موهای پوند برد
- کیک به چه مناسبتیه؟
میخواست با گفتن یه جمله ، حواس پوندو پرت کنه تا بیشتر از این اتفاقی نیوفته ، پوند همونطور تو گردن پووین نفسشو بیرون داد و جواب پووینو داد ، جوری که وقتی حرف میزد تکون خوردن لباش روی گردن پووین باعث میشد پووین چشماشو ببنده و سرشو خود به خود بده عقب
- مگه باید مناسبت داشته باشه ؟ نمیتونم یه روزو با زنم جشن بگیرم؟
- پوند .... وای ... چی بگم ... بهت
پوند حالا بیشتر روی گردن پووین مارک میزاشت و همین باعث میشد ، پووین حرفاش کلمه کلمه شه، پوند آروم یه دستشو برد سمت چنگال کنار کیک و یه دستشو دور گودی کمر پووین و لبه خودش چسبوندتش ، آروم سرشو بلند کرد ، نگاهی به حال دگرگون پووین کرد ، آروم چنگالو زد تو کیک و گرفت جلوی پووین
- جوجه طلایی من امتحانش کن ببین خوشمزه شده ؟
پووین لبخندی زد و آروم دهنشو باز کرد و با گذاشتن چنگال تو دهنش لبخندی زد ، مثل همیشه خوشمزه شده بود ، به پوندی نگاه کرد که منتظر جواب بود
- به جای شکر نمک ریختی؟ چرا شوره؟
- وا امکان نداره ، نمک و شکر اصلا جاشون جداعه
- خب خودت امتحان کن
پوند آروم چنگالو زد تو کیک و گذاشت تو دهنش ، نگاهی به پووین کرد ، پووین لبخندی زد و به سمت لبای پوند رفت و شروع کرد به بوسیدنشون ،ذرات شیرینی خامه زیر لباش حس میشد ، بوسه ی عمیقی بود ولی خواست بکشه کنار که پوند چنگال از دستش افتاد و دست دیگشم برد سمت رون پووین و همینطور بالا تر ، آروم زبونشو وارد دهن پووین کرد و با گاز کوچیکی یهو جدا شد ، به پووینی نگاه کرد که هم تو چشماش درخواست بود هم تعجب
- خودت شروعش کردی
خواست دوباره بره سمت لبای پووین که پووین دستشو گذاشت روی لب پوند
- الان نه ، بخاطر حضور قشنگت تو زندگیم تازه یه خورده دردم کمتر شد
پوند با چهره ای معصوم نگاهی به پووین انداخت و تو چشماش خیره شد ، پووین دستشو کشید کنار
- چقدرم معصومی
خودشو کشید سمت پوند و پاهاشو دور پوند گرد کردو عمیق شروع کرد به بوسیدن پوند ، جوری که تنها صدایی که تو خونه میپیچید صدای بوسشون بود ، پوند بدون لحظه ای صبر دستاشو گذاشت روی باسن پووین و بلندش کرد و سرشو برد سمت گردن پووین و وحشیانه مارکش میکرد ، پووین دستاش تو موهای پوند بود و سرشو عقب داده بود تا راحت تر پوند بتونه مارکش کنه
- My bad and naughty boy
پوند قدماشو تند برمیداشت تا به اتاق برسن ، پووینو روی تخت گذاشت و شروع کرد به بوسیدنش ، با دستش بلوز پووینو پاره کرد و نگاهی به اندام برهنه پووین کرد
- پرستشتم کمه دیگه
آروم آروم شروع به بوسیدن اندام پووین کرد ، به سمت لباش رفت و عمیق بوسیدتشون ، از روی خط فک پووین به سمت گوشاش رفت و لاله گوششو بوسید
- تو مال خودمی ، انگشت کسی بخوره بهت ، دستشو میشکونم
به سمت گردن پووین رفت و شروع به مارک کردن کرد ، پووین ناله های ریزی میکرد ولی بازم جلوی خودشو میگرفت ، پوند سرشو بلند کرد و لبخندی زدو آروم با بوسه به سمت پایین اومد ، به سمت نپیل پووین رفت و آروم دستی روش کشید و زبونشو آروم روش کشید ، همین باعث شد پووین یهو رو تختی رو چنگ بزنه و قوسی به کمرش بده
- آروم جوجه طلایی
دست آزادشو به طرف اون نیپل پووین برد و آروم دورشو با انگشتش کشید و تو انگشتاش گرفت و این طرف هنوز تو دهنش بود ، پووین رو تختی رو چنگ میزد و سعی میکرد صدایی از خودش در نیاد ، پوند آروم جدا شد و نگاهی به پووین کرد و خودشو کشید بالا و بوسه ای روی لباس پووین گذاشت
- سعی نکن خودتو کنترل کنی جوجه ، بدنت وسوسه برانگیزه و منم نمیتونم ازش دست بکشم
پوند آروم یهو خودشو کشید پایین و با زبونش از روی شکم پووین تا به گردنشو بوسید و بلند شد با دستاش دو طرف کمر پووینو گرفت و نگاهی به چهره پووین که داد میزد کرد ، کش شلوارشو باز کرد و انداختتش پایین اهسته زانو زد روی زمین ، دستاشو گذاشت روی رون های سفید و به سمت خودش کشید ، یه خورده خودشو بالا و نگاهی به پووین کرد
- لعنتی ، چطوری میتونی انقدر پرستیدنی باشی
زبونشو اول آهسته روی دیک پووین کشید و همین باعث شد پووین دیگه نتونه خودشو کنترل کنه و یهو قوسی به کمرش داد و ناله ای کرد ، پوند دهنشو باز کرد و دیک پووینو وارد دهنش کرد ، ناله های پووین هی بیشتر و بلندتر میشد ، پوند وقتی سرشو بالا آورد باعث شد رشته ای از بزاق دهنش روی بدن پووین بریزه ، انگشتشو روی حفره پووین کشید و دوتا انگشتشو واردش کرد ، همین باعث شد ناله پووین یهو بلند بشه و بعد یه انگشت دیگه و یکی دیگه
- پوند فاکینگ ناراویت... خودتو میخوام
- صبر کن جوجه طلایی
بعد از چند مین آروم انگشتاشو در آورد و دیکشو روی حفره پووین تنظیم کرد و خم شد روش ، یهو واردش کرد ولی لبای پووینو بوسید و نالشو با لبای خودش خفه کرد و سعی میکرد آروم آروم وارد پووین کنه ، همینطور لباشو میبوسید ، جدا شد و به سمت گردن پووین رفت و دوباره شروع به مارک کردنش کرد ، پووین رو تختی رو فقط چنگ میزد و ناله میکرد ، دیگه توانایی نداشت ولی دستشو دور گردن پوند گذاشت و تو موهاش فرو کرد
- پو...ند....تند.....تر
پوند حرکاتشو تند تر کرد و بوسه ای روی گونه پووین گذاشت و به سمت گوشش رفت نفسشو خالی کرد و سرشو به سمت پایین آورد
پووین تواناییش هی کمتر و کمتر میشد ، ناله هاش بیشتر و بیشتر ، پوند لبخندی به چهره پووین زد و دقیقا وقتی که داشت ارضا میشد کشید بیرون ، پووین با همون حالش نگاهی به پوند انداخت
- پونددددد
پوند پووینو بلند کرد و دیکشو گذاشت تو دهن پووین ، پووین دستاشو بلند کرد و دور دیک پوند میکشید و همینطور زبونشم اطرافش میکشید ، باعث شد پوند ناله ای کنه و پووین میدونست نقطه ضعف پوند چیه ، بعد از یک دقیقه دیک پوندو از دهنش جدا کرد و دستشو کشید و انداخت رو تخت ، بدون لحظه ای صبر روی دیک پوند نشست و وارد خودش کرد ، به سمت گردن پوند رفت و خیلی محتاطانه مارکش میکرد ، این آرامش پووین دقیقا نقطه ضعف پوند بود ، همینطوری به سمت نیپلای پوند رفت و تو دهنش گرفت میک میزدتش ، همینطور خودشو بالا پایینم میکرد ، پوند ناله های ریزی میکرد ولی بیشتریاشون با لب پووین خفه میشد ، دستاشو گذاشت دو طرف کمر پووین و حرکتاشو تند تر کرد ، باعث شد پووین دستاشو بزاره روی شکم پوند و با ناله های بلندی سرشو ببره عقب
پوند لبخند رضایت روی لباش بود و پووین ناله هاش بیشتر میشد ، دیگه کم کم تواناییش داشت به صفر میرسید ، سکوت اتاق فقط با ناله های پووین شکسته میشد و این دقیقا همون چیزی بود که پوند میخواست ، با ارضا شدن دوتاشون آروم جاشو با پووین عوض کرد و دیکشو کشید بیرون و نگاهی به پووین کرد ، بوسه ای روی پیشونیش گذاشت ، بلند شد دستمال مرطوبی رو از کشو درآورد و بدن پووینو باهاش تمیز کرد پتو رو گذاشت سرش و بدن خودشم تمیز کرد و شلوار پوشید از اتاق بیرون اومد
نگاهی به غذاهای سر میز انداخت
- جوجه طلایی شیطون
به سمت میز رفت و یکی یکی غذاهارو جمع کردو گذاشت تو یخچال ، به کیک نگاهی انداخت
- من کیکمو خوردم ، جوجه کیکشو نخورد
بعد از جمع کردن همه چی ، لامپارو خاموش کرد و به سمت کتابخونه رفت ، کتابی که همیشه میخوند و رو برداشت و عینکشو زد به چشمش و از کتابخونه اومد بیرون ، وقتی درو باز کرد به کسی که جلوش وایستاده بود نگاه کرد و جا خورد
- وای جوجه ترسوندی منو
- من نمیتونم وقتی نیستی بخوابم
پوند با لبخند کم رنگی به سمتش قدم برداشت و کتاب همون کنار رها کرد دستاشو زیر باسن پووین گذاشت و بلندش کرد ، پووین برای اینکه نیوفته دستاشو دور گردن پوند گرد کرد و سرشو تو گردنش فرو برد
پوند آروم روی تخت دراز کشید و پووینم روی پوند دراز کشید ، با یه دست عینکشو در آورد ، پتو رو سر خودشون داد و دور کمر پووین گرد کرد
صبح شده بود و نور خورشید تمام اتاقو روشن کرده بود ، و همچنین چشمای پووینم دقیقا در معرض نور خورشید بود ، سرشو کنار کشید و چشماشو باز کرد ، نگاهش به پوند افتاد ، لبخندی زد و موهای پوندو با دستاش بهم ریخت
- پاپی کوچولوی من
پوند بعد از صدای پووین چشماشو با لبخند باز کرد
- صبح بخیر جوجه طلایی پرستیدنی من
- صبح بخیر پاپی کوچولوم
پوند خواست لبای پووینو ببوسه که یهو پووین جلوشو گرفت
- نه ، دیشب به اندازه کافی خوردی منو ، یه خورده بزار واسه بعداً
پوند مثل یه پاپی ناراحت به پووین خیره شد
- پاپی کوچولو پوت نکن ، نمیتونم نزارم کاری نکنی اینجوری
به سمت لبای پوند خودشو کش داد بوسیدتشون ، بعد بلند شد و به سمت حموم رفت ....