دو تحلیل اجتماعی از رخداد کربلا

دو تحلیل اجتماعی از رخداد کربلا

فرهیختگان



امیر محمدیان خراسانی، جامعه شناس و پژوهش


تحلیل اول


در مورد کسانی که مستقیم با حسین بن علی جنگیدند و یا غیر مستقیم به دشمن او با عدم همراهی اش و سکوتشان یاری رساندند می توان گونه شناسی زیر را ارائه دا

✅ 1. کسانی که از اصلِ اصالت تاریخی استفاده می کنند. بدین معنا که مشروعیت را از آن کسی می دانند که به قدرت می رسد و می اندیشند که حتما شایسته بوده که حکومت را در دست گرفته و یا زور او را دلیل مشروعیت او می دانند. از نظر آنان داشتن قدرت ( power) همان مشروعیت داشتن یا اقتدار ( authority ) می باشد. اما ماکس وبر جامعه شناس سرشناس بیان کرد که اقتدار، یعنی قدرت مشروع و نه این که هر کس اولی را دارد اقتدار هم داشته باشد. این دسته از افراد عقیده دارند که بر ضد حکومت حاکم نباید دست به عملی زد زیرا به مصلحت نیست. در حالت تندروانه می گویند چون حاکم قدرت دارد و برای حفظ آن هر کاری می کند بهتر است ما هم از او حمایت کنیم تا از مزایایش بهره مند شویم زیرا این وظیفه ی اخلاقی ما نیز می باشد که حکومتی را که کسی در جامعه ی اسلامی برپا کرده، حفظ کنیم. همچنین افرادی از این گروه می ترسند که تحت آزار حکومت حاکم قرار گیرند. اینان در بهترین حالت بی طرفی را اتخاذ می کنند تا به قول خودشان در امان بمانند

✅ 2. دسته ی دیگری از افراد کسانی هستند که به اصالت تاریخی باور ندارند اما ایدئولوژی حکومت و تبلیغات ( propaganda) و مردم فریبی ها که قبل از آن نیز سابقه داشته است ( مانند ماجرای قرآن بر سر نیزه کردن لشکر معاویه) اینان را به این نتیجه رسانده است که حکومت راست می گوید و باید با حسین بن علی جنگید و یا او را یاری نکرد تا حکومت با او بتواند راحت تر بجنگد. یعنی حکومت یزید بن معاویه و کارگزارانش مانند ابن مرجانه در ارتباط و گفتگوی بین حسین بن علی و مردمان آن سرزمین ایجاد تحریف می کنند و با شانتاژ تبلیغاتی حقیقت را واژگون جلوه می دهند و مردم نیز باور می کنند. ✅3. دسته سوم کسانی هستند که اصلا حتی به پیامبری محمد بن عبدالله ایمان و باور قلبی هرگز نداشته اند، مانند خود ابوسفیان و آن را تنها وسیله ای برای رسیدن به حکومت و زر و زور می دانند. به عبارتی دیگر تزویر می کنند تا به زر و زور دست یابند. در واقع اینان نقش پیامبری را برای محمد بن عبدالله قبول نداشتند و در نتیجه امامت را نیز نمی پذیرفتند. به نظر می رسد کینه های قوم مدارانه و قبیله ای علیه بنی هاشم نیز در این میان نقش بازی می کند

✅ 4. دسته آخر کسانی هستند که می دانند حسین بن علی راست می گوید و حقیقت را بازتاب می دهد اما نمی توانند و یا نمی خواهند او را یاری کنند چون آن را غیرعقلانی می دانند. یعنی در گیر محاسبه سود و زیان مادی خود هستند(تحلیل هزینه-فایده مادی) و چون در این معامله در صورت یاری حسین سود مادی صفر و هزینه مادی بسیار زیاد می باشد از یاری او سر باز می زنند که در ادبیات دینی از حب مال و جاه و مقام و دنیا طلبی و وسوسه های نفسانی از آن یاد می شود. این افراد دنبال بیشینه کردن سود مادی خود هستند و انتخاب های عقلانی انجام می دهند. عقلانی واجد بار معنایی مثبت نیست بلکه به معنی که توضیح آن داده شد بر می گردد. ته نشست های نهادینه شده در وجود آن ها نوعی نظام شخصیتی محاسبه گر در درونشان تولید کرده که چنین افرادی در تمامی جوامع دیده می شوند. آن ها دین را نیز تحت محاسبات مادی خود در می آورند و اگر مطابق با منافع آن ها عمل کند، به استخدام آن در می آیند.

✅ اما حسین بن علی خود نیز در کلامی موجز در برابر لشکر دشمن بیان کرد که علت این که سخنان او در آن ها اثر نمی کند این است که شکم هایشان از لقمه حرام پر گشته است. این سخن بدین معناست که آن ها حق کسانی را ضایع کرده اند و بر حقوق آن ها دست درازی نموده اند. نتیجه ی وضعی این عمل، یعنی عدم رعایت حقوق دیگران و به دست آوردن مال و لقمه ای که می خورند از راه نامشروع، این است که آزادگی خود را از دست می دهند، یعنی نه تنها حق را یاری نمی کنند بلکه حق طلبی خود را نیز از دست می دهند. در اصطلاحات انگلیسی نیز با این اصطلاح روبرو می شویم : " you are what you eat" ، که به معنای آن است که فرد همان چیزی ست که می خورد یا هویتش را غذایش به گونه ای شکل می دهد. اهمیت غذایی که می خوریم در قرآن مجید نیز ذکر شده است : " انسان باید بنگرد که چه می خورد" ( عبس، 24) .


تحلیل دوم



✅ امیل دورکیم امر مقدس را امری می داند که انسان در برابر آن به شیوه ای غیراقتصادی رفتار می نماید. او در حالت کلی دین را بر اساس تمایز امر مقدس از نامقدس تعریف می نماید. اموری که انسان در برابر آن ها شیوه ای اقتصادی اتخاذ می کند ناسوتی و اموری که مقدس هستند و جهت رفتار انسانی را تغییر می دهند، لاهوتی می باشند. در این معنا پیکار عاشورا برای حسین بن علی جزء امور مقدس، دینی و لاهوتی ست و او و یارانش به شیوه ای به شدت غیراقتصادی رفتار می نمایند. اما این پیکار از نظر ساکتین و کسانی که او را یاری نکردند و حتی با او جنگیدند امری نامقدس یا بی ربط به دین و ناسوتی ست و آن ها را وا می دارد که به شیوه ای به شدت اقتصادی دست به عمل بزنند. البته کسانی نیز بودند که همچون حسین بن علی می اندیشیدند اما جبهه حق را حکومت وقت می دانستند که شرح دلایل آن در تحلیل اول گفته ش

✅از منظری دیگر و بدون این که بار مسئولیت اجتماعی و دینی گروهی را بخواهم بکاهم و یا عمل شخصی را توجیه اخلاقی نمایم تحلیل اجتماعی این رویداد نکات زیر را برملا می کند.

یکی از دلایلی که باعث شد برخی حسین بن علی را یاری نکنند مطابق با شواهد تاریخی، احتمال ذهنی و پیش بینی بود که در مورد حوادث نزدیک آینده داشتند. اکثر آن ها نمی توانستند تصور کنند که در واقع در عاشورا چه رخ خواهد داد. برخی گمان می کردند که در نهایت پیکاری خواهد بود و از هر طرف تعدادی کشته و زخمی خواهند شد و با مصالحه و یا تسلیم حسین بن علی ماجرا تمام می شود. مطابق قرائن تاریخی، عصر عاشورا برخی از آن ها بعد از مشاهده ی بدن های کشته شدگان از عدم همراهی حسین بن علی اظهار پشیمانی نموده و بیان کردند نمی دانستند که این گونه خواهد شد.

✅ خود این پیش بینی غلط و کوچک شمردن ابعاد حادثه ی نزدیک می تواند به چند دلیل باشد( در صورتی که به حقانیت حسین بن علی ایمان داشتند زیرا اگر به این حقانیت ایمان نداشتند دلیل عدم همراهی روشن است)

1. آن ها آگاهانه یا ناآگاهانه معتقد بودند که حتی اگر حکومت و کارگزارانش پیامبری محمد بن عبدالله را از اعماق وجود نپذیرفته اند حداقل به خاطر باور کثیری از مردم و ابعاد اجتماعی-فرهنگی عواقب آن و از دست رفتن بیشتر مشروعیتش، دست به کشتن خاندان و نوه او نخواهد زد، آن هم به چنان شیوه ای. در عمل یزید بن معاویه نیز فارغ از بعد ارزشی، از لحاظ راهبردی( strategic) نیز در جهت بقای حکومت خود مرتکب اشتباه جبران ناپذیری شد که خود بعدا بدان اعتراف کرد. یعنی مشروعیت ظاهری او از قدرتش جدا شد

✅ 2. حتی در صورتی که این واقعیت را در نظر نگیریم که سپاه مقابل یزید فرزند پیامبر و خاندان او می باشد، برخی از کسانی که حسین بن علی را یاری نرساندند آگاهانه یا ناآگاهانه مرام نامه ی نانوشته اما ریشه دار و مقبول در مورد جنگیدن را مد نظر داشتند. یعنی طبق این مرام نامه ی نانوشته، برای مثال گلوی کودک شش ماهه که در آغوش پدر از تشنگی طاقتش بریده شده است را در زمانی که جنگ متوقف است ( مانند زمانی که هر یک از طرفین نماینده ای برای مذاکره می فرستد و به او امان می دهند که البته این مثال از این هم فراتر است) هدف تیر مستقیم قرار نمی دهند، یا آب را بدان شکل بر طرف مقابل نمی بندند و بعد از کشتن و به غنیمت بردن وسایل با بدن های کشته شدگان چنان نمی کنند و غیره. ✅ آن ها حداقلِ قراردادِ جنگی را نیز رعایت ننمودند و این جنایتی ست علیه بشریت. یکی از دلایل گواه بر این مدعا این است که بعد از آن که حسین بن علی وضعیت فرزندش علی اصغر را یادآوری می کند(در زمانی که جنگ متوقف است و بدیهی فرض می شود که کسی کشته نخواهد شد) تا یکی از نتایجِ بستنِ آب را نشان دهد و در عمل نوعی عیان کردن سبعیت دشمن و آگاه سازی آن ها نسبت به عواقب شوم اعمالشان می باشد، تفرقه ای در میان لشکر دشمن شکل می گیرد که برای بازگرداندن اتحاد تصنعی و ترساندن یاران خودی و غیرخودی دستور تیر به حرمله می دهند، یعنی کل قرارداد نانوشته و مرام نامه را زیر پا می گذارند تا با تاثیرات راهبرد حسین بن علی برای آگاه سازی و هشدار و به تفکر واداشتن آن ها در زمینه معصوم بودن کودک، مقابله نمایند. دشمنان حسین بن علی به هیچ منشور اخلاقی پایبند نیستند و به قول ایشان:" اگر دین ندارید، آزاده باشید". آزادگی بنیان و پیش نیاز اعتقاد مذهبی و غیرمذهبی به هر چیزی ست.


جان آگه با #فرهیختگان

Report Page