این‌همه جار و جنجال و پشتک و وارویِ انتخاباتی...!

این‌همه جار و جنجال و پشتک و وارویِ انتخاباتی...!

Ali

✍علی صاحب‌الحواشی

هر واقعه‌ای را از سویه‌های مختلفی می‌توان دید. این که آن غلام چه‌گفت و فاضلی چه کرد را همه گفته‌اند و شنیده‌ایم. اما من می‌خواهم از "چه نکردِ" پزشکیان بگویم:

پزشکیان می‌توانست همراه فاضلی بلند شود و بی‌کمترین سخنی مشاورش را همراهی کرده و استودیو را ترک کند؛ مجری هم که اعلام کرده بود که برنامه رو به اتمام است. اما پزشکیان این نکرد هیچ، فاضلی و آن غلام بی‌شرم را یک‌کاسه هم کرد. فاضلی هم این پَستیِ اربابش را تحویل گرفت که آن توییت را زد و بعد‌ا به خواهش و تمنای این‌وآن‌های پزشکیان برداشت.

این واقعه، رونمایی از سرشت و بن‌مایه پزشکیان می‌کند که او حداقل آن است که فرصت‌طلبی بیش نیست، حداکثرش آن می‌شود که او را کِرمی بدانیم که رهبری سر قلاب ماهیگیری کرده‌است از برای صید مشارکت مردمی در نمایش انتخابات تا فضاحت عدم مشارکت مردم در انتخابات پیشین تکرار نشود. خودِ من، به این حداکثر باور دارم. اما سیره سیاسی پزشکیان در بسیار سال‌های گذشته، برای هیچ ناظر هوشمندی تردیدی در درستی آن داوری حداقلی بجا نمی‌گذارد.

این "حداقل" را که من می‌دانم، قطعا آن اصلاح‌طلبانی که پشت پزشکیان گردآمده‌اند هم می‌دانند. لیکن آنچه آنان را به مشارکت در این نمایش فرامی‌خواند، متکثر است:

۱) برخی از ایشان مثل محمدخاتمی تنها خواهان "سهمی" از قدرت‌اند. خاتمی "سهم‌خواهی" خودش را در سخنان تازه منتشرشده‌اش برملا نمود، وقتی که نظام را تهدید کرد که اگر نخواهند "سهم" بدهند "طرف مردم خواهد رفت". این جمله بخوبی نشان می‌دهد که خاتمی اصالتاً طرف مردم نیست، طرف نظام است! حرف من این‌است که خاتمی از اول هم چنین بوده است. این داوری "تحلیل" نیست، "بینه و شاهدی" از سخن خودش است. البته قرائن بی‌شماری برای این رسوایی بود که علاقمندانش نمی‌خواستند ببینند.

۲) گروه دیگر، تکنوکرات‌هایی همچون محمد فاضلی و محمدجواد ظریف هستند که می‌خواهند به "بازی گرفته‌شوند" و کنار گذاشته نشوند، که نقداً کنار گذاشته شده‌اند. اصل و بن‌مایه این‌ها بی‌شباهت به تباهی محمدخاتمی نیست، الا این‌که تمنایشان بجای سیاسی بودن، معیشتی/حیثیتی است. این‌ها می‌خواهند به جایگاه "وعاظ‌السلاطین" که داشتند، برگردند، ولو این‌که سلطان برای وعظ‌هایشان تره هم خرد نکند! درست مثل آن "صفر درصد" که ظریف گفت، و پیش‌تر هم از فرودستی و امربری خودش نسبت به قاسم‌سلیمانی پرده برداشته بود.

۳) گروه سوم، آدم‌هایی مثل محسن رنانی هستند، صادق و صافی، اما مستاصل و پریشان. این‌ها نه جسارت "جور دیگر فکر کردن" دارند، نه امیدی به هیچ تغییری دارند، بلکه از سر استیصال به این حداقلِ سرافکنده تمکین کرده‌اند که "مرگ حق است، پس بهتر است کم‌درد بمیریم!"

همه این دسته از اصلاح‌طلبان را خامنه‌ای خوب می‌شناسد. این را هم خوب می‌داند که پروژه بیش از بیست‌ساله او برای "لکه حیض" کردن اصلاح‌طلبان کاملا به بار نشسته است. اما یک نکته سومی را هم می‌داند و آن این‌که در بیرون از اصلاح‌طلبان، هرچه آدم دارد، از قماش "موش و بقر و پلنگ و خرگوش"اند و تنها اصلاح‌طلبان هستند که در میان‌شان آدم‌های کاربلد و کارآمد و زبان‌آور می‌توان یافت. همین است که با هوش سیاسی سرشاری که دارد، اصلاح‌طلبان را "لکه‌حیض" کرد اما دورشان نینداخت! چون بالقوه می‌توانند در همچو مواضعی به کارش بیایند، والا از امثال زاکانی و جلیلی و قالیباف‌ها چه برمی‌آید جز ابتذال و افتضاح و بی‌شرمی؟

در سمت مردمی این چالش، توده‌های شهری طبقه متوسط هستند که بکلی از نظام عبور کرده و آرزومند سقوط نظامند. طبقات فرودست شهری در فلاکت معیشتی دست‌وپا می‌زنند و به رغم ته‌مانده دینداری، بیشتر از نظام منزجرند تا که آن را خوش بدارند. نظام در روستاها هنوز توده‌هایی را دارد که با سینه‌زنی و علم‌گردانی و نوحه‌خوانی بتواند سر ذوق‌شان بیاورد و دنبال خودش بکشاند.

در میان توده‌های شهری، زیرگروهی از متدینان سنتی هستند که هرچند از نظام مکدرند، ولی می‌شود به تلبیسِ اصلاح‌طلبان، وسطِ بازی انتخابات‌شان کشید. همه علم‌شنگه پزشکیان برای وسط بازی آوردن این‌هاست (علاوه بر ترک‌زبان‌ها که بنا به دلایل قومی/زبانی می‌شود با پزشکیان وسط نمایش کشیدشان).

این، علاوه بر حدود پنج‌درصد "طرفدار" نظام است که مستقیم یا غیرمستقیمِ نزدیک، از توبره نظام تغذیه می‌شوند و پای‌کارش ایستاده‌اند و اگر نظام نباشد یتیم و مفلوک می‌شوند.

نتیجه این نمایش انتخاباتی همین‌امروز برای رهبری مشخص است، زیرا رئیس‌جمهور را او "تعیین می‌کند" نه صندوق رای!

آنچه در این ميان برای رهبری اهمیت دارد "نمودِ" مشارکت مردمی است تا فردای انتخابات که قطعا مشارکت را بیش از پنجاه‌درصد اعلام خواهند کرد، این ادعا رسوا و مفتضح دیده نشود تا امثال محمدجواد ظریف‌ها علاوه بر آن "موش و بقر و پلنگ و خرگوش‌ها" بعداً بتوانند مشارکت اعلام‌شده را به حساب نظام "واریز بکنند"، هم برای خاک‌ پاشیدن به چشم مردم و هم برای "قدرت‌نمایی" بین‌المللی. همه این پشتک‌واروها برای این "واریز کردن" مداخل است!


Report Page