Aoi yume
SKZFICTION"رویای آبی"
هیونجین، هنرمند جوان و منزویای که نقاشیهاش مثل اعترافنامههای بیکلامن. پر از نور، رنگ و زخمی که به چشم نمیآد اما حس میشه. از اون دست آدمهاست که انگار دنیا رو طور دیگهای میبینه، جوری که بقیه فقط وقتی نقاشیهاش رو میبینن، میتونن حدس بزنن توی دلش چه خبره. نقاشی که سالها با دردی عمیق زندگی کرده و تنها پناهش رنگهای روغنی و قلموهاش بودن، حالا داستانی رو روایت میکرد آغشته به خیال و رویایی آبی. یه داستانِ ساده از زندگیِ پسر بیست سالهای به نام لی فلیکس که جایی مابین احساسات کودکیش گم شده بود و دنبال معنی محبت و عشق خانواده میگشت. پسری که لبخندش برای محافظت بود و همیشه ته دلش یه جای خالی داشت. جایی که محبتِ واقعی هیچوقت توش ریشه نداده بود و فلیکس عشق رو توی وجود کسی پیدا میکنه که دستهاش آرامش خلق میکنن و قلبش پر از گرماست.
Writer: Magnolia