Alexithymia
Maniac Psychologistفهرست موضوعات این تلگراف ; .🛰˓
﹙توضیحِ آلکسیتایمیا﹚
﹙علائم این اختلال﹚
﹙دلایل به وجود اومدن آلکسیتایمیا﹚
﹙چطور درمان میشه؟﹚
⌗ خب قبل از هر چیزی، اصلا آلکسی تایمیا چی هست؟!
⋮ آلکسی تایمیا (Alexithymia) یا نارسایی هیجانی، یه نوع اختلاله که فردِ مبتلا نمیتونه احساساتش رو به درستی متوجه شه، درک کنه و بروز بده.
الکسی تایمیا مانع برون ریزیِ درون افراد میشه و از حرف زدن فرد با بقیه جلوگیری میکنه، که این خودش به تنهایی باعث ایجاد مشکلات روانی و شدت گرفتن فرایند بیماری میشه.
به طور میانگین از هر 10 نفر 1 نفر به آلکسی تایمیا مبتلاس و این اختلال در مردها شایع تره.
⌗ شاید بپرسید ویژگیهای اصلی این اختلال چیه؟!
- در به کار گرفتن احساسات و استفاده از اونها به عنوان عکسالعمل در برابر دیگران ناتوانان.
- نمیتونن احساساتشون رو تشخیص بدن و اونهارو به صورت کلامی توصیف کنن.
- ممکنه که این افراد توی درک تغییرات بدنشون مشکل داشته باشند(مثلا وقتی تپش قلب میگیرن ندونن که بخاطر هیجانه یا ترس).
- به سختی رویاهاشون رو به یاد میارن.
- دچار کمبود خیالپردازیان.
- معمولا قیافهی خشک و رسمیای دارن و در تغییر حالت چهرشون براساس احساساتشون، به مشکل میخورن.
- خودآگاهی محدودی دارن.
- توی همدلی و همدردی کردن با بقیه ناتوانان.
- توی خوندن حالت چهرهی افراد به مشکل میخورن.
- روابط اجتماعی ضعیفی دارن.
نکته : به طور کلی چون اختلالات تنظیم هیجان با ویژگی "کمبود احساسات" همراهه، تشخیص علائم آلکسی تایمیا یکم سخته، اما غالباً کسایی که به این اختلال مبتلا میشن در موقعیتهای اجتماعی مشکلاتی ازجمله خشم، پوچی، ترس، کمبود محبت، ناراحتی، افزایش ضربان قلب و گیجی رو تجربه میکنن.
⌗ حالا دلایل به وجود اومدن این اختلال چیه؟!
به طور کلی محققها نمیتونن عاملهای دقیقی رو مشخص کنن و نظرهای متفاوتی هم وجود داره که من صحت هيچکدوم رو به طور قطع تعیین نمیکنم، اما اگر بخوام یه خلاصه از مجموعشون رو توضیح بدم ؛
این اختلال به دو دستهی وضعیتی و شخصیتی تقسیم میشه:
آلکسی تایمیای وضعیتی(موقتی) :
𝟣. ممکنه در اثر یه حادثهی منفی یا ptsd(توضیح کاملش توی چنل هست) به وجود بیاد.
𝟤. افسردگی هم نقش زیادی توی بروز این مشکل داره، و تحقیقات نشون میده 32% تا 51% از افراد مبتلا به افسردگی، نارسایی هیجانی رو تجربه میکنن.
آلکسی تایمیای شخصيتی(دائمی) :
𝟣. ممکنه که این اختلال ریشهی ژنتیکی داشته باشه و از پدرومادر و نسل به فرد رسیده باشه.
𝟤. اتفاقات بدی که توی دوران "کودکی" برای فرد رخ داده باشه، به عنوان مثال سواستفاده جنسی، میتونه دلیل بروز این اختلال باشه.
علاوه بر عاملهای بالا، دلایلی وجود دارن که دستهشون رو نمیتونم تعیین کنم، مثل :
𝟣. یادنگرفتن دربارهی احساسات، تعامل و ارتباط کم با دیگران در دوران "کودکی".
𝟤. ابتلا به بیماریهایی مثل آلزایمر، صرع، پارکینسون، دیستونی، هانتینگتون و سکته مغزی.
𝟥. آسیب دیدن بخشی از مغز به اسم اینسولا(که نقش مهمی توی مهارتهای اجتماعی، همدلی و ابراز احساسات داره).
𝟦. اشکال در ارتباط بین نیمکرههای مغز.
⌗ اگر تا اینجا خوندید و فهمیدید علائم مشابهی دارید، پس باید راجع به روش درمانش هم بدونید مگه نه؟!
معمولا درمان این اختلال به وضعیت شخص بستگی داره؛ متخصص با فرد مبتلا صحبت میکنه و آزمون روانی میگیره، و نهایتا بر این اساس مناسبترین روش رو انتخاب میکنه.
و اکثرا از روش های زیر استفاده میکنن :
𝟣. یادداشت برداری روزانه : نوشتن احساسات و اتفاقات عادی روزانه که فرد تجربه میکنه، تاثیر مثبتی روی عواطف فرد و نحوهی ابرازشون میذاره.
𝟤. انجام فعالیتهای هنری خلاقانه : مطالعات نشون داده وقت گذاشتن روی هر نوع فعالیت هنریای مثل "مجسمه سازی، موسیقی، تئاتر، رنگ آمیزی، طراحی و ..." توی کنترل علائم و درمان این اختلال تاثیر زیادی داره.
𝟥. درمان مبتنی بر مهارت : هدف از این درمان، کاهش افکار منفی و رفتار های مشکل سازه؛ و فرد یاد میگیره که چطور خودش رو با موقعیت های احساسی تطبیق بده.
𝟦. شرکت در گروهدرمانی : توی این درمان، قرار گرفتن فرد کنار افراد دیگهای شبیه خودش باعث افزایش احساس همدلی میشه؛ و "فعالسازی رفتار گروهی"، کیفیت زندگی رو افزایش و علائم اختلال رو کاهش میده.
𝟧. دارودرمانی : به طور کلی درمان دارویی پذیرفته شدهای برای آلکسی تایمیا وجود نداره و درمانش در بیشتر مواقع به صورت غیرداروییه؛ با این حال نتایج تحقیقات نشون میده که استفاده از هورمون اکسیتوسین (Oxytocin) نقش مفیدی توی بهبود داره.
نکته : به جز مورد 1 و 2، بقیه باید حتما زیر نظر متخصص باشه.
⌗ مثل همیشه یادآوری میکنم :
• این تلگراف فقط نتیجهی مطالعات من از منابع گوناگونه و در یک سری موارد از این موضوع ممکنه اشخاصی اختلاف نظر داشته باشند و نمیشه صحت 100% اون رو تایید کرد.
• شما نمیتونید فقط با داشتن همچین اطلاعاتی یا مشابهش کسی رو قضاوت کنید و برچسب بزنید، تایید این اختلال فقط بر عهدهی متخصص گذاشته میشه.
- L.Stax