After the concert ⋆
بعد از اینکه کنسرت تموم شد برگشتن بک استیج.
قبل از اینکه استف بیاد چان رفت سمت چانگبین.تن صداش پایین بود ،معلوم بود عصبانیه ولی نمیخواست به چانگبین بپره، چون خودشم میدونست چانگبین حق داره، جفتشون حق داشتن بهش گفت: عصبانیام، ولی نه از تو از اونا. تو... حق داشتی.
چند ثانیه مکث کرد.
منم... منم تا جایی که بتونم پشتتونم.
چانگبین سرش پایین بود. شاید انتظار داشت چان عصبانی بشه، سرزنشش کنه یا حداقل ازش بخواد توضیح بده. اما چان فقط همونجا ایستاده بود. میدونست چان همیشه هواشون رو داره، هر اتفاقی هم که بیفته.
+مرسی هیونگ جدی میگم. سعی میکنم خودمم یه چیزی بهشون بگم نمیدونم یه بهونه جور کنم. ولی مگه اونا گوششون به این حرفا میره؟
همینجوری مشغول حرف زدن بودن که یه استف اومد سمتشون: خسته نباشید میتونید برید ولی مدیر گفتن برای فردا با سونگمین و چانگبین جلسه دارن. بازم اطلاعات بیشتر رو براتون میفرستم.
نفس همشون برای لحظه ای وایساد. هیونجین یک قدم جلو رفت.
سونگمین سریع بازوش رو گرفت.
«نه. لازم نیست.»
همشون عصبانی بودن. چانگبین و سونگمین خیلی خوشحال بودن که اعضا هواشون رو داشتن. حداقل میون اینهمه آدمی که مقابلشون هستن اون ۶ نفر پشتشون بودن.
همه رفتن خوابگاه های خودشون.