After Cut.
h
























صبح زود، بعد از آماده شدن خودش رو صحنه رسونده بود.
از ماشینش پیاده شد و سعی کرد طبیعی رفتار کنه و به آخرین چتش با پوند فکر نکنه.
حتی اگه پارتنر عوض کردن به همین راحتیا بود، به این دلیل نبود که همهچیز خوب پیش میره، چون تازه داشت با پوند ارتباط میگرفت و نمیتونست انکار کنه که شیمی بینشون عالیه. اما باید با شرایط کنار میاومد. پووین تصمیم گرفته بود که بیال بازی کنه پس حتی اگه پارتنرش عوض شه، باید ادامه بده.
جلوتر که رفت، پوند رو دید. با مدیر برنامشون صحبت میکرد. احتمالا بهش گفته بودن.
پووین فقط از دور ایستاد و روی یکی از صندلیها نشست.
وقتی پوند صحبت میکرد، چندباری از دور نگاهش به پووین خورد، انگار حالا تازه فهمیده بود دلیل رفتار پووین چیه.
پیشنهادی که گرفته بود، از یه سریال موفق و معروف تایلند بود که برای فصل دومش نیاز به یه بازیگر داشتن.
«این آیندتو عوض میکنه پوند»
پوند حرفی نزد.
«درآمد تقریبی که گفتن هم حتی از سریال خودت بالاتره»
پوند سر تکون داد و دستش رو توی جیبش فرو برد.
«بهش فکر میکنم پی» فقط همین رو گفت و چند قدم جلو رفت، پووین که فهمید مقصد پوند خودشه، ناخواسته استرس گرفت.
لبش رو گزید و پاهاش توی کفشش جمع شدن.
«پووین... سلام»
«سلام» گفت و سرش رو توی گوشیش کرد.
پووین هنوز هم رفتارش سرد بود، شاید چون نمیدونست باید چه واکنشی به این موضوع نشون بده.

«پووین آمادهای؟»
«چی؟» پووین سرش رو از گوشی بیرون آورد.
«فیلمبرداری»
«خب تو...» زیر لب گفت و جملهاش رو ادامه نداد.
«پس تو از قبل میدونستی پووین؟» به پشتی صندلی تکیه کرد و پا روی پا گذاشت.
«چرا چیزی بهم نگفتی؟»
پووین شونهای بالا انداخت. «چون مدیربرناممون باید بگه»
پوند خواست حرفی بزنه اما وقت کافی نبود باید فیلمبرداری رو شروع میکردن.
«بعد راجع بهش حرف میزنیم»




لبخندی زد و گوشی رو توی جیبش گذاشت، تایم استراحت بود پس تصمیم گرفت چیزی برای خوردن پیدا کنه.
نگاهی به پوند انداخت، اونم همین وضعیت بود. البته داشت با مدیر برنامشون حرف میزد. معلوم نبود وضعیت چی میشه اما نمیتونست کنجکاو نباشه.
پوند از بطری آبش خورد و کمی توی فکر فرو رفت.
«تا چند روز وقت دارم؟»
«سه یا چهار روز»
پوند ناخواسته اخمی کرد. این وقت خیلی کمی بود.
«فیلمبرداریش از چه زمانی شروع میشه؟»
«یک ماه دیگه»
این یعنی دقیقا وسط فیلمبرداری سریال خودش و پووین.
«نگران نباش، خیلی زود برای پووین یه پارتنر انتخاب میکنیم»
سر پوند چرخید و دنبال پووین گشت، گوشه ای ایستاده بود و در حال خوردن چیزی بود که از دور مشخص نبود.
پس این یعنی... آخرین روزهای همکاریشون بود؟