Act II: Visitors From the Stars(Part 2)
Persian Impactترولر، پایمون و کلمبینا به دورترین نقطهی ماه میرن؛ جایی که سطح ماه به خاطر غلظت بالای انرژی Archaeolune مانند دریایی درخشنده شده بود. مقصدشون تأسیساتی ویرانشده بود که بقایاش مثل تکههای شکستهی آسمون، میان فضا شناور مونده بودن.
پایینتر از اونها، مرکز نگهداری موجودات فضایی دیده میشد؛ سازهای که انگار چیزی عظیم از دل فضا بهش برخورد کرده و تقریباً نابودش کرده بود. کلمبینا در طول مسیر هشدار میده که یک طوفان انرژی Archaeolune در حال نزدیک شدنه. اما حتی آرامش همیشگی اون هم نمیتونست این حقیقت رو پنهان کنه که چیزی در اینجا بیدار شده… و اونها رو زیر نظر داره.
اون موجود، Ungie بود.
در حالی که گروه از میان بقایای شناور و جریانهای ناپایدار انرژی عبور میکنه، ناگهان پرتو نور قدرتمندی به Maggieبرخورد میکنه و نبرد آغاز میشه. Ungie چون Moonlit Vines ذهن و بدنش رو در خودشون پیچیده بودن؛ اون رو به موجودی خشمگین و غیرقابلکنترل تبدیل کرده بودن.
اما گروه تنها نبود.
«کوهنکی»-های کوچکی ظاهر شدن؛ موجوداتی که از Moontide Sea به وجود اومدن و میتونستن شکل خودشون رو تغییر بدن. با هدایت کلمبینا، اونها بسته به نیاز گروه، به سپر، موجودات شناور شبیه عروس دریایی، یا حتی نهنگهای نورانی عظیمی تبدیل میشدن که اونها رو از میان خطر عبور بدن.
نبرد در واقع مبارزه با خود Ungie نبود؛ بلکه مبارزه با آلودگیای بود که اون رو تسخیر کرده بود. خشم Ungie از خودش نبود. دشمن واقعی همون Moonlit Vines بودن که با تغذیه از اون، ارادهش رو منحرف کرده و اون رو به سلاحی زنده تبدیل کرده بودن.
با شدت گرفتن نبرد، کلمبینا و Maggie همزمان به Ungie حمله میکنن و ترولر به همراه کوهنکیها یکییکی پیچکهای انگلی رو از بدنش جدا میکنه. با از بین رفتن آخرین گرههای آلودگی، Ungie هم در نهایت از پا میافته؛ زخمی و ناتوان، اما دیگه از اون خشم خبری نبود.
بعد از پایان نبرد، Eggie که حالا با نام Ninnin شناخته میشد، جلو میره. برخلاف بقیه، اون میتونه «اطلاعات» پنهانشده در وجود Ungie رو بخونه. چیزی که کشف میکنه فقط رنج Ungie نیست، بلکه گذشتهایه که نسلها به عقب برمیگرده.
سالها قبل، Ungien یک پژوهشگر بود که به دنبال منشأ سیگنالی مرموز از اعماق فضا میگشت. همین جستوجو به Project Moongazer منتهی شد؛ پروژهای که هدفش ساخت دستگاهی برای پنهان کردن خودِ ماه بود.
پ.ن: البته هدف اصلی در اصل چیز دیگهای هست و در ادامه برامون آشکار میشه.
بعدها شاگردش، Lusalim، این ایده رو گسترش داد و آزمایشگاه Lunar Veil رو تأسیس کرد؛ پروژهای که روی مناطقی مثل Ungien’s Circle آزمایش شده بود.
اما همهچیز زمانی از هم پاشید که یک Descender(هونلی پرینسیپلز) از فراسوی ستارگان وارد این سیستم شد. آزمایشگاه نابود شد و خودِ Ungien هم در فضای میان موجودات زنده ناپدید شد؛ تا اینکه در نهایت به Ungie، یک کوهنکی مصنوعی، تبدیل شد؛ موجودی که دیگه هیچ اثری از آگاهی و شخصیت اصلی Ungien در اون باقی نمونده بود.
پ.ن: دربارهی سرانجام Ungien هم در ادامهی داستان به واقعیت ماجرا پی میبریم. چیزی که تا اینجا روایت شده محدود به اطلاعاتی هست که Ninnin تونسته بود تا اینجای کار از ترمینالها و Ungie استخراج کنه.
همسرش، Maagees، هم در نهایت به سرنوشت مشابهی دچار شد و Lusalim(شاگرد اون دو نفر) هم به همین سرانجام دچار شد. پژوهشگرانی که کمکم به همان موجوداتی تبدیل شدن که سالها دربارهشون تحقیق میکردن و هویت اصلی خودشون رو از دست داده بودن.
در پایان، چیزی که از اون دوران باقی مونده بود، فقط تکههایی از حقیقت بود؛ پیام موجودی از آنسوی ستارهها و رویای ناتمام پنهان کردنِ ماه.
در همین حال، شواهد نشون میدن که The Eye of Ibni-Belum و چند تأسیسات دیگهی اژدهایان از اون فاجعه جان سالم به در بردن؛ موضوعی که احتمال میده تحقیقات Lusalim و شاید حتی ارادهی اون، هنوز هم در جایی از اعماق ماه باقی مونده باشه.
بعد از روشن شدن حقیقت، کلمبینا مقصد بعدی رو مشخص میکنه.
در آن سوی ماه، یک پایگاه عظیم وجود داشت که هنوز مورد جستوجو قرار نگرفته بود.
اگر بنا بر این بود که پاسخ پرسشهای باقیمونده دربارهی Project Moongazer جایی وجود داشته باشه، اونجا خواهد بود.
حالا که Ungie نجات پیدا کرده بود، Ninnin با حقیقتی که با به خطر انداختن جونش به دست آورده بود تغییر کرد، و ترولر و پایمون هم بیش از هر زمان دیگهای درگیر رازهای گذشتهی ماه شدن، و سفرشون به سوی آخرین دژ ناشناختهی ماه ادامه پیدا میکنه؛ جایی که حقیقت Lunar Veil میبایست درش کشف میشد.