حوزۀ عمومی، کابوسِ خودکامه

حوزۀ عمومی، کابوسِ خودکامه

علی هاشمی - تحریریه جامعه نو

#الف

حوزۀ عمومی یکی از ارکان جامعۀ مدنی است؛ جایی که افکار عمومی شکل و جهت می‌گیرند و تقویت می‌شوند و عرصه‌ای می‌شوند برای طرح و پیگیریِ مسائل مورد توجه جامعه یا طرح و پیگیریِ مطالبات جامعه. جایی که «هانا آرنت» آن را «فضای نمود» و «جهان مشترک» جامعه می‌داند.


در اهمیت حوزۀ عمومی همین بس که حکومت با صرفِ هزینۀ فراوان و با به‌کارگیریِ نیروهای خود در داخل و خارج و همچنین مجال دادن به برخی از منتقدانِ کنترل‌شده و هدایت‌شده که همان فعالانِ حوزۀ «مخالفت مجاز» هستند، مبادرت به «دستکاری حقیقت» می‌کند تا مبادا آن «جهان مشترک» شکل بگیرد.


یکی از عرصه‌هایی که تبلور حوزۀ عمومی است و نبض حوزۀ عمومی در آنجا می‌تپد رسانه است و گزارش‌های نیلوفر حامدی و الهه محمدی از کشته شدن مهسا امینی از ملموس‌ترین نمونه‌های تبلور «جهان مشترک» جامعه‌ در یک رسانه‌اند. در این مورد، حوزۀ عمومی «فضای نمود» یکی از مهم‌ترین مسائل مورد توجه جامعه می‌شود و افراد جامعه در فضای حقیقی و مجازی، جهانی مشترک را شکل می‌دهند. زندگی در این جهان مشترک که به قول «واتسلاو هاول» در «قدرت بی‌قدرتان»، برای آن‌ها به‌مثابه «زندگی در دایرۀ حقیقت» است، موجب ظهور و بروز یکی از پر دامنه‌ترین و سهمگین‌ترین اعتراضات مردمی علیه حکومت می‌شود. تحققِ نسبی یا حداقلیِ یکی از مطالبات جامعه، یعنی پوشش اختیاری، از ثمرات همان زندگی در دایرۀ حقیقت و جهان مشترک است. جهانی که در حوزۀ عمومی شکل گرفت و همچنان رو به گسترش و واجد حمایت و تقویت و ارزش است.


کندیِ پایدار اینترنت و فیلترینگِ پایدار و خشونتِ فزایندۀ حکومت پس از فروکش کردنِ اعتراضات در مواجهه با جهانِ مشترک جامعه و جملگیِ معترضان و حامیان آن‌ها و برخورد با ساکنان دایرۀ حقیقت، یعنی زنان و دخترانی که بر حقِ پوشش اختیاری پافشاری می‌کنند، نمود تقلای حکومت و حاکی از آن است که حکومت می‌داند نتیجه و برآیندِ این جهان مشترک و زیستن در دایرۀ حقیقت، منجر می‌شود به تقویتِ مجدد حوزۀ عمومی مبتنی و معطوف و متمرکز بر اراده‌ای که جامعه را برای پیگیریِ مطالباتِ اعتراضات سال گذشته منسجم می‌کند و این همه، کابوسی است که حکومت نمی‌خواهد دوباره گرفتار آن شود. لااقل سرآسیمه و خشن هر چه می‌تواند و به ذهنش می‌رسد می‌کند که فعلاً تا گردن در غرقابِ خشم و اعتراض جامعه فرو نرود. البته، همچون اغلبِ اقداماتش نتیجۀ عکس خواهد گرفت چون اتفاقاً در مسیر فعال کردنِ گسل‌هایی قدم برمی‌دارد که دیر یا زود منجر به فوران اعتراضات خواهند شد.


بنابراین در روزگار ما و در شرایط ما اهمیتِ حوزۀ عمومی و این‌که در آن چه نوع مطالبی منتشر شود صد چندان است. طرح مطالب اثربخش و واجد معنا و ارزشِ مشترک، کارستانِ امروزِ ماست. مطالبی که سازندۀ «جهان مشترک» جامعه باشند و نمایی از «زندگی در دایرۀ حقیقت». چنین محتوایی به جامعه برای ابراز وجود و اثرگذاری نیرو و جهت می‌دهد.


به عنوان مثال در بازداشت‌های چند روز اخیر و مشخصاً بازداشت مهدی یراحی به‌خاطر انتشار آهنگ «روسریتو»، می‌توان اراده‌ای را مشاهده کرد که با نگاهی به تجربۀ کابوس‌وارِ موزیک‌ویدئوی «برای»، سعی دارد از تولید و انتشار و فراگیریِ چنین محتوایی که راویِ «جهان مشترک» و مشوقِ «زندگی در دایرۀ حقیقت» است جلوگیری کند. تولید و انتشار و فراگیریِ چنین محتوایی و همپوشانیِ آن با فضا و عواملی که ممکن است رفته‌رفته دست به دست هم بدهند و منجر به فوران اعتراضات شوند، سازندۀ حوزۀ عمومی و کابوس خودکامه است.


دربارۀ مرگ تلخ جواد روحی، معترض زندانی نیز شاهد جولانِ همان اراده و جلوگیری از تکوین حوزۀ عمومی هستیم. بازوهای امنیتیِ حکومت سعی دارند با منعِ پرسشگری و پیگیری و نیز با تهدید و ارعابِ کسانی که حاکمیت را مسئول مرگ وی می‌دانند و در پی شفاف‌سازی دراین‌باره‌اند و خواستار پاسخگوییِ صریح قوه قضاییه و نهادهای مربوطه‌اند، مانع شکل‌گیریِ جهان مشترک جامعه حول مرگِ تلخ وی شوند. جهانی که سال گذشته حول مرگ مهسا امینی شکل گرفت و شد آنچه شد.


اقدامات پیشگیرانه و سرآسیمه و خشنِ حکومت از جمله بازداشت فعالان زن، احضار و بازداشت کنشگران اجتماعی و سیاسی، اخراج اساتید منتقد حاکمیت و حامیِ دانشجویانِ معترض، فشار بر دانشجویان و هنرمندان و ورزشکاران و سایر اقشار معترض و نیز تهدید خانواده‌های داغدار و مواردی از این دست، در امتداد همان اراده و همان منع و سرکوب و ارعابِ پیش‌گفته است زیرا سال گذشته دقیقاً پیوند و همپوشانیِ همین اقشار و عوامل (و البته عواملی دیگر)، منجر به شکل‌گیریِ جهان مشترکِ معترضان شد.


اشارۀ موجز به موارد پیش‌گفته و توجه به نقش آن‌ها در شکل‌گیریِ جهان مشترک جامعه که موجب خلق اراده و نیرو برای ابراز وجود و اثرگذاری می‌شوند، تأکیدِ مکرر بر اهمیت حوزۀ عمومی است. فضای مجازی و حقیقی نباید محل جولانِ فراخوان‌های ناشدنی و هدردهندۀ امید و انرژیِ معترضان و دعوت به لقای گلوله و هزینه دادن‌های بی‌فایده یا کم‌فایده و «مصرفِ خیابان» و نشر مطالب احساسی و بی‌مایه‌ در رثای محبوسان و مرحومان باشد که انتشار و عدم انتشارشان توفیری ندارد.


اگر فضای مجازی و حقیقی سازندۀ جهان مشترک و راوی و مشوقِ زندگی در دایرۀ حقیقت باشند، عرصۀ عمومی جایی خواهد شد که افکار عمومی را شکل و جهت می‌دهد و تقویت می‌کند و عرصه‌ای می‌شود برای طرح و پیگیریِ مسائل و مطالبات جامعه که فارغ از آثارِ مثبت پیش‌گفته، یک نتیجۀ مهم دیگر نیز در پی خواهد داشت و آن نتیجۀ مهم، عدم بازگشت به شرایط عادی است. شرایطی که حکومت سال‌هاست دلتنگ آن است.

Report Page