ASHES OF US

ASHES OF US

Partis

CHAPTER¹¹

جونگ یقه‌ی میلک رو گرفت و و دری که نیمه باز بود رو کامل باز کرد ، محکم میلک رو به بیرون پرت کرد ، بدن میلک محکم به دیوار خورد ، با ضربه‌ای که به بدنش وارد شد گوشی توی دستش افتاد و صفحه‌ش کامل شکست

پاول با خونسردی سرش رو بالا اورد و به جونگ که حالا ساق دستش روی گلوی میلک بود نگاه کرد ، نگاهش بین میلکی که شوکه بود و جونگی که از عصبانیت نفس های تند میزد چرخید

سیگارش رو روی زمین انداخت و از دیوار فاصله گرفت با صدایی اروم گفت

+چیشده؟

-حرفامون رو شنیده

جونگ فشار ساق دستش رو روی گلوی میلک بیشتر کرد، نفس میلک تقریبا گرفته شده بود با دستش به دست جونگ چنگ میزد

+ش‌شما دوتا عو-

جونگ دستش رو روی گلوی میلک فشار داد ،میلک مکثی کرد و نفسی گرفت

+عوضیا نمیزارم

+نمیزارم با اون دوتا داداش بازی کنید

سعی میکرد با دهنش نفس بکشه رنگ صورتش کمی کبود شده بود

جونگ دستشو اورد پایین و ساق دستش روی ترقوه‌ی میلک گذاشت تا فقط فرار نکنه ، پاول پوزخند سردی زد و چند قدم به میلک نزدیک شد کمی خم شد و نگاهش بین دو چشم میلک چرخید و اروم زمزمه کرد

-اونوقت چطور میخوای جلومون رو بگیری؟

میلک تک خنده‌ای زد

+همین الانشم به دانک پیام دادم

سعی کرد با دستش لباس پاول رو بگیره اما جونگ دست میلک رو گرفت و به طرز بدی پیچوند

+آی

+اون الان میاد اینجا من همه چیو بهش میگم

پاول با خونسردی موهای پشت سر میلک رو گرفت و سرش رو به عقب کشید

+حالا که انتخابمون محدوده دو راه داری

پاول با اون یکی دستش فک میلک رو سفت گرفت

+یا تظاهر میکنی هیچی ندیدی یا

پاول مکثی کرد و توی صورت میلک دنبال نشونه‌ای از ترس گشت

+یا میمیری

میلک توی صورت پاول تف کرد ، پاول با برخورد تف به صورتش اخم کرد و مشتی به شکم میلک زد مشت پاول باعث شد میلک روی زمین با دو زانوش بیوفته

میلک پوزخندی با درد زد

+برام مهم نیست ، نمیزارم رفیقم بازی بخوره

انگار حس وفاداریش به رفیقش قوی تر از حس ترس از اسیب دیدن خودش بود

-تو یا زیادی شجاعی یا زیادی احمق

جونگ این رو با عصبانیت گفت و رو به پاول نگاه کرد

+نظرت چیه؟

پاول بالای سر میلک ایستاد و دست به سینه از بالا به میلک نگاه کرد سرش رو کج کرد و گفت

-نمیشه همینطوری ولش کنیم

کمی مکث کرد انگار برای گفتن این جمله مردد بود و دلش نمیخواست اینکارو بکنه

-بیهوشش کن

+ولی من که ماده‌ی بیهوش کننده باهام نیست

جونگ با قیافه‌ای درمانده به پاول نگاه کرد ، پاول چشماش رو چرخوند

-جونگ حتما که نباید ماده همراهت باشه

پاول با چشمانی گشاد شده و صدایی که رگه هایی از عصبانیت داشت این رو گفت و به دور و ورش نگاه کرد چشمش به گلدون سفالی خالی خورد خم شد و اون رو برداشت ، دستشو برد بالا تا با اون به سر میلک ضربه ای بزنه

+نه نه پاول نه

جونگ دست پاول رو توی هوا گرفت جلوی پاول ایستاد

+اینطور میمیره

پاول لب هاش رو روی هم فشرد

- یطور میزنم نمیره

خواست جونگ رو کنار بزنه که جونگ دوباره جلوش رو گرفت

+نه نه نمیشه بزار خودم بیهوشش میکنم

پاول دستش رو پایین اورد و گلدون رو روی زمین ول کرد

-پس سریع باش

ناگهان میلک از روی زمین بلند شدو جونگ رو هل داد ، همینکه خواست بدوه جونگ با دستش ضربه‌ای محکم به گردنش زد چشمای میلک سیاهی رفت و روی زمین افتاد

-نمیتونستی سریع تر همینکارو بکنی؟

+میخواستم مصلحت آمیز بیهوشش کنم

پاول به جونگ چپ چپ نگاه کرد

-من میرم داخل ، فعلا یه گوشه همین پشت قایمش کن

جونگ سری تکون داد

پاول دوباره به داخل کلاب برگشت نقاب بادیگارد خوب رو به صورتش زد به سمت میز رفت به بقیه نگاه کرد یه نفر کم بود کنار پو نشست لبش رو نزدیک به گوش پو برد و اروم گفت

+نات کجاست

پو با برخورد نفس پاول به گوشش برای لحظه‌ای از جا پرید

-رفته دستشویی

همینکه پاول دستش رو به سمت لیوان ویسکی‌اش صدای آهنگ قطع شد و زنگ هشدار اتیش با صدای بلندی شروع کرد به خوردن

پاول سریع از جا بلند شد ، پو برای چندثانیه گیج به دورو اطراف نگاه کرد ، پاول متوجه‌ی بهت‌زدگی پو شد بازوش رو گرفت و اون رو از روی مبل بلند کرد ، پو تازه به خودش اومد برگشت تا دانک رو هم با خودش ببره اما دانک روی مبل نبود

+پاول دانک

+دانک نیستش

چیزی طول نکشید تا دود کل بار رو پر کرد پاول یه دستش رو روی صورتش گذاشت و با دست دیگش سعی کرد پو رو از اونجا خارج کنه اما پو مقاومت میکرد

+داداشم کجاست

پاول پو رو بزور به سمت در کشوند

-تو برو بیرون خودم دنبالش میگردم

+منم میام

-نه نمیشه بهت گفتم برو بیرون

پو مقاومت کرد اما پاول فریاد بلندی سرش کشید که با صدای جیغ وداد بقیه قاطی شده بود ، پو رو به بیرون هل داد و خودش برگشت تا دنبال دانک بگرده همه جا رو گشت اما پیداش نکرد ، دود اتیش هی بیشتر و بیشتر میشد چشمش خورد به در پشتی که باز شده بود جونگ دوطرف شونه‌ی دانک رو گرفته بود و اون رو با خودش به سمت پاول اورد ، هر سه سریع از بار خارج شدن پو با دیدن اینکه هر سه تا سالم هستن نفس راحتی کشید و به سمتشون دوید و شروع کرد به چک کردن دانک

+خوبی؟

+اسیب ندیدی؟

-من خوبم پی

دانک با گریه اضافه کرد

-پی میلک کجاست

پینگ که حالا بخاطر اتیش سوزی از ماشین پیاده شده بود به سمت پو دوید و با چهره ای ترسیده گفت

+نات کجاست نمیتونم پیداش کنم

-نات مگه نیومد بیرون؟

گارفیلد با استرس این رو گفت

-نات هنوز اون داخله

پو این رو گفت و به سمت در ورودی دوید اما پاول با تمام قدرتش اون رو گرفت

+نمیتونی بری

-نات اون داخله

پو سعی میکرد خودش رو از دستای پاول بیرون بکشه

-ولم کن پاول

درحالی که پو داشت تقلا میکرد تا بتونه بره داخل پینگ لباسش رو دراورد و جلوی صورتش گرفت و بدون توجه به بقیه وارد بار شد حالا اتیش تقریبا به سالن اصلی رسیده بود چشمای پینگ از شدت دود میسوخت خم شد تا دود کمتری به صورتش بخوره

کمی چشماش رو ریز کرد د نات رو در انتهای بار دید به سمتش دوید و اون رو توی بغلش گرفت

+با من بیا

با دستاش دو طرف نات رو گرفت و اون رو هدایت کرد همینکه نزدیک به در شدن اتیش به شیشه های الکل رسید پینگ خودش رو سپر نات کرد ، با برخورد اتیش به شیشه‌های الکل انفجار کوچیکی رخ داد

باعث شد پینگ و نات به عقب پرتاب بشن و شیشه خورده به پینگ که نات رو توی بغل خودش گرفته بود برخورد کنه سر پینگ حین انفجار به دیوار برخورد کرد نگاه پینگ کم کم تار و صدای نات براش محو شد

+پینگ ، پینگ!!

نات درحالی که از شدت ضربه درد داشت پینگ رو تکون میداد و از ترس اسیب دیدن پینگ گریه میکرد ، نات نفهمید کی اتش‌نشان ها وارد بار شدن ، چندنفر از اتش‌نشان ها پینگ و نات رو از بار خارج کردن

پینگ رو روی زمین گذاشتن نات روی زمین بالای سر پینگ نشسته بود و گریه میکرد دانک با چشمانی خیس به سمت نات دوید

+پی میلک رو داخل ندیدی

نات درحالی که دست پینگ رو توی دستاش محکم گرفته بود به نشونه نه تکون داد

بعد از چند دقیقه اتیش تقریبا خاموش شده بود چند امبولانس اومد و پینگ روی برانکارد گذاشتن و بردن نات هم همراه اونا رفت

دانک روی زمین نشسته بود و به خودش ضربه میزد و گریه میکرد

+میلک میلک

جونگ دستاش رو دور دانک حلقه کرده بود و سعی میکرد ارومش کنه پو و پاول هم کنارشون نشسته بودن

+دانک اروم باش شاید از بار خارج شده

دانک با گریه نفسی عمیق کشید و با دستاش گوشه‌ی لباس جونگ رو فشار میداد

+نه پی مطمعنم اون از بار خارج نشد

-شاید تو متوجه نشدی

پو با دستاش سر دانک رو نوازش کرد

+نه اگه میخواست بره حداقل به من میگفت حتی گوشیش رو هم جواب نمیده

چندنفر از اتش‌نشان هایی که داخل بود با برانکاردی که یه پارچه‌ی سفید کشیده بودن از بار خارج شدن دانک و بقیه از روی زمین بلند شدن و به سمت اونها رفتن

+لطفا نزدیک نشید

+برید عقب

دانک تلاش میگرد تا به برانکارد نزدیک بشه

-میخوام مطمعن بشم دوستم نیست

یکی از اتش‌نشان ها به سمت دانک اومد

+این کیف پول کنارش بود ، مال دوستته؟

دانک کیف پول نیمه سوخته رو از دستش گرفت و اون رو باز کرد با دیدن کارت ملی میلک نفس کشیدن رو فراموش کرد یه سمت برانکارد دوید پارچه رو کنار زدن

+متاسفانه بدنش کامل سوخته و جسد قابل شناسایی نیست

دانک با دیدن صحنه کاملا ساکت شد جونگ با دستاش جلوی دید دانک رو گرفت

+دانک بهش نگاه نکن

پو دانک رو به عقب آروم هل داد

اتش‌نشان سریع پارچه رو سرجای اولش گذاشت

دانک نه چیزی میگفت نه گریه‌ای میکرد

گارفیلد دست دانک رو گرفت و تکون داد

+دانک لطفا یچیزی بگو انقدر ساکت نباش

جونگ با دستاش صورت دانک رو قاب گرفت

-دانک به من نگاه کن

رنگ به رخسار دانک نمونده بود

+دانک خواهش میکنم

+حداقل گریه کن

پو سعی میکرد توجه دانک رو به خودش جلب کنه میدونست سکوت دانک از گریه کردن خطرناکه

دانک توی سرش سنگینی حس کرد کمی به عقب تلو تلو خورد چشماش برای لحظه ای به یه نقطه خیره موند پلک هاش سنگین شد و بدنش شل شد ، جونگ دانک رو بین زمین و هوا گرفت

+دانک!

راهروی بیمارستان حس خفگی داشت پو توی دستشویی بیمارستان به سینک زل زده ، تنها صدایی که میشنوید صدای آبی بود که باز گذاشته بود و دستاش رو زیرش گذاشته بود

تمام چیزی که براش اینهمه زحمت کشیده بود با شعله‌ی اتیش از بین رفته بود

دوست برادرش مرده بود ، برادرش بیهوش بود و بقیه دوستاش اسیب دیده بودن

اون هیچ تقصیری نداشت اما ذهنش تصمیم گرفته بود خودش رو مقصر کنه مثل همیشه

توی فکر بود که یکی شیر آب رو بست وقتی سرش رو بالا اورد با پاول چشم تو چشم شد

+خوبی؟

پو چیزی نگفت فقط به نشونه‌ی نه سرش رو تکون داد ، قدمی برداشت تا از دستشویی خارج شه اما برخورد دست گرم پاول با مچ سردش باعث شد متوقف بشه

+میدونی که تو مقصر نیستی؟

پاول به نیم رخ پو زل زد منتظر جوابی موند اما پو فقط به رو به رو زل زده بود بدون اینکه چیزی بگه

پاول دست پو رو کشید اون رو محکم توی بغل خودش جا داد یک دستش دور کمر پو حلقه شده بود و دست دیگش توی موهای پو بود

+نریز توی خودت

نفس های پو سنگین شد و نظمشون بهم خورد بدنش شروع کرد به لرزیدن در کثری از ثانیه اشک‌ از چشماش پایین میریخت دیکه حتی خودشم نمیتونست جلوی اشک‌هاش رو بگیره

آروم دستاشو بالا اورد و لباس پاول رو توی دستاش فشرد

+من باعث شدم خیلیا اسیب ببینن

+باعث شدم میلک بمیره

پاول کمی پو رو از خودش فاصله داد تا بتونه فقط توی چشماش نگاه کنه رد اشک پو روی شونه‌اش مونده بود

-تو مقصر اون اتیش سوزی نیستی

-یه حادثه بود

بین هق‌هق‌هاش بینی‌اش رو بالا کشید دوباره خودش رو توی بغل پاول غرق کرد و صدای گریه هاش کل دستشوی رو پر کرد

-انقدر بخاطر اتفاقی که تو باعثش نبودی خودت رو سرزنش نکن

پو با صدایی که خفه بود گفت

+نمیتونم

پاول با دستش موهای پو رو نوازش کرد و حلقه دستش رو محکم تر کرد

بعد از چند دقیقه که گریه‌ی پو کمتر شده بود خودش رو از پاول جدا کرد

+بیا بریم پیش داداشم

پو با نوک انگشتش استین لباس پاول رو گرفت و اون رو پپشت سر خودش کشوند

وقتی به اتاق دانک رسید لحظه‌ای مکث کرد و از شیشه به برادرش نگاه کرد

دانک ساکت از پنجره به بیرون زل زده بود و جونگ تمام حواسش به دانک بود دستش رو گرفته بود و به صورت خطی با انگشتش نوازشش میکرد

پو آستین پاول رو ول کرد و آروم در رو باز کرد ، جونگ برگشت با دیدن پو دست دانک رو رها کرد و از روی صندلی بلند شد و از اتاق خارج شد تا پو و دانک تنها باشن

پو با قدم های بی صدا به تخت دانک نزدیک تر میشم

+دانک

جوابی نگرفت

+دانک

دانک حتی به پو نگاه نکرد تمام حواسش به بیرون بود ، پو به دانک نزدیک شد و با دستش شونه دانک رو گرفت و تکون داد

+دانک

دانک که انگار تازه از فکر خارج شده بود با تعجب و شوک برگشت و به پو نگاه کرد ، تازه متوجه‌ی ورود پو شد

+دانک بهتری؟

پو انتظار داشت دانک چیزی بگه اما دانک چیزی جز سکوت به پو تحویل نداد

+چرا چیزی نمیگی؟

پو با نگرانی به چشمای داداشش که حالا دیگه اون درخشش قبلا رو نداشت نگاه کرد

دانک میخواست حرف بزنه اما انگاری چیزی جلوی حرف زدنش رو گرفته بود

پشت در اتاق جونگ از شیشه‌ی در به دانک نگاه میکرد پاول از دیوار جدا شد و کنار جونگ ایستاد

به ارومی طوری که فقط جونگ بشنوه گفت

+میلک واقعا مرده؟

جونگ دستش رو توی جیبش برد

-نه قبل اتیش سازی اون رو به تایتل دادم تا ببرش قایمش کنه

پاول نفس عمیقی بیرون داد

+خوبه ، کسی نباید بفهمه اون زندست

مکثی کرد

+نه تا زمانی که نقشمون به پایان برسه

+تایتل چیزی راجب گزارش پلیس نگفت؟

-نه هنوز چیزی ازش نپرسیدم

پاول سرش رو تکون داد

+باید سرعتمون رو ببریم بالا

جونگ بلاخره نگاهش رو از دانک گرفت و به پاول دوخت

-واقعا میخوای به این دوتا هم اسیب بزنی؟

پاول نگاهی به پو و دانک انداخت

+نه ، ولی باید از اونا استفاده کنیم

+باید پدرشونو بکشونیم تایلند

جونگ با زبونش لبش رو تر کرد

-چطوری؟

+همینکه بشنوه رد بار اتیش گرفته و دانک توی چه حالیه برمیگرده تایلند

پاول گوشیش رو از جیبش در اورد و قدمی از جونگ‌ فاصله گرفت

+من میرم بهش خبر بدم همینکه پاشو بزاره داستان ما شروع میشه

پاول این رو گفت و از اونجا دور شد

توی اتاق وی‌ای‌پی بیمارستان که نات برای پینگ گرفته بود سکوت جریان داشت

چشمای پینگ هنوز بسته بود ، نات روی صندلی کنار تختش نشسته بود و دستش رو گرفته بود و به بدن پینگ که بخاطر برخورد ترکش شیشه‌های الکل زخمی شده بود نگاه میکرد و بی صدا اشک میریخت و زیر لب زمزمه وار میگفت

+متاسفم پینگ

+ببخشید که اونطور باهات رفتار کردم

پیشونیش رو روی دست پینگ گذاشت و بینی‌اش رو بالا کشید

+تمام بدرفتاری من با تو بخاطر دوست داشتنه

+من فقط سعی توی انکارش داشتم

+اما انگار زیاده روی کردم

+متاسفم

-تو من رو دوست داری؟

نات با شنیدن صدای پینگ از جا پرید و با صندلی کمی به عقب رفت با دستش سریع اشکاش رو پاک کرد

+تو تو از کی به هوش اومدی

اخم کمرنگی روی صورت نات نشست

-فکر کنم تقریبا یه ساعت؟

+یه ساعت؟!!!

صدای داد تعجب زده‌ی نات توی اتاق پیچید

+پس

نات کلمه رو توی زبونش کش داد

-اره همه چیز رو شنیدم

نات دستش رو روی دهنش که از تعجب باز شده بود گذاشت

+فقط هرچی شنیدی رو فراموش کن

پینگ لبخند ملیحی زد و اروم زیر لب گفت

-سعی‌ام رو میکنم

نات از روی صندلی بلند شد تا برای پینگ آب بریزه ، صدای باز شدن در باعث شد سر هردو به سمت در بچرخه

نات با دیدن شخصی که از در وارد شد لحظه‌ای خشکش زد چشمانش از ترس گشاد شده بود آب دهنش رو قورت داد و قدمی عقب رفت

+بابا

پدر نات با نگاهی عصبی و تحقیر امیز به اول به نات بعد به وضعیت پینگ نگاه کرد

پینگ سعی کرد بشینه اما درد توی تمام بدنش پخش شد و باعث شد صورتش درهم بره

پدر نات با قدم های محکم به سمت نات اومد و سیلی محکمی به صورت نات زد

سیلی به قدری محکم و دردناک بود که صداش توی کل اتاق پیچید و باعث شد لیوان از دست نات بیوفته و به هزاران تیکه تقسیم بشه

نات دستش رو روی رد سیلی گذاشت و با صدای آروم و بی دفاعی گفت

+بابا

-خفه شو

صدای آروم نات زیر صدای فریاد پرخشم پدرش محو شد

-هزار بار بهت گفتم به اون بار لعنتی نرو

پدر نات یقه‌اش رو گرفت و اون رو با شدت شدیدی روی زمین پرت کرد

+متاسفم بابا

نات رو زمین خودش رو کشوند و پای پدرش رو گرفت

+بابا ببخشید

نات با گریه التماس میکرد

+دیگه تکرار نمیکنم متاسفم

مرد وقیح پاش رو از دست نات بیرون کشید و چندین لگد محکم به کمر نات زد

-بهت گفتم خفه شو

پینگ با دیدن این صحنه سرم رو از توی دستش جدا کرد مقداری خون از رگش بیرون زد

با تمام دردی که داشت از روی تخت پایین اومد و خودش رو روی نات انداخت

+خواهش میکنم قربان بهش اسیب نزنید

اما پدر نات هرچی پینگ و نات به او التماس میکردن گوش نمیداد انگار اصلا قرار نبود حرف کسی رو بشنوه

-تو یکی حق دخالت نداری

-تو فقط یه راننده‌ی بدبختی

مرد وقیح هرچی حرف و تحقیر بلد بود بار پینگ میکرد و با پاهاش به پینگ ضربه میزد (پات بشکنه الهی مرتیکه گوه دگوری)

+پینگ لطفا برو کنار

+تو اسیب دیدی

نات با صدایی لرزان به پینگ خواهش میکرد اما گوش پینگ بدهکار نبود

منشی مرد وقیح بهش نزدیک شد و گفت

+قربان دیگه باید برید جلسه‌ی سهام داران تا نیم ساعت دیگه شروع شد

مرد وقیح ضربه هاش رو متوقف کرد و با انگشت اشاره‌اش نات رو تهدید کرد

+امشب توی خونه حسابت رو میرسم (گوه خوردی)

این رو گفت و از اتاق خارج شد

پینگ از روی نات کنار رفت ، صورت نات از اشک هایی که ریخته بود خیس شده بود

نگاهی به زخم های پینگ که حالا وضع بدتری داشت انداخت و در حالی که هم خودش هم صداش میلرزید گفت

+تا کی قراره بخاطر من اسیب ببینی

پینگ با دستش صورت نات رو از اشک‌هاش پاک کرد و لبخند آرومی برای اسودگی حال نات زد

-تا زمانی که مطمعن بشم کشی دیگه بهت اسیب نمیرسونه

چشمای نات مظلوم بود درست مثل گربه‌ای که با نگاه مظلومانه‌ای خیره شده باشه

+متاسفم که مجبوری بخاطر من این دردارو تحمل کنی

پینگ دستش رو پشت سر نات گذاشت و اون رو به سینه‌اش چسبوند

-اشکال نداره

با دستش پشت کمرش رو نوازش کرد

-من بخاطر تو اتیش رو تحمل میکنم این که دیگه چیزی نیست

دست نات اروم در دوطرف پینگ حلقه شد و صدای اشک هاش رو توی بغل پینگ خفه کرد


Report Page