نظریهای در دفاع از فهم مردم
آرمان امیری۱- مبنای ازدواج: سنجش این موضوع که آیا از نظر پاسخدهندگان، «عشق شخصی» مبنای مهمتری برای ازدواج است یا «تأیید و تصمیم والدین».
۲- پوشش اختیاری برای زنان: سنجش میزان حمایت پاسخدهندگان از این گزاره که «انتخاب نوع پوشش در محیطهای عمومی کاملاً بر عهده خودِ زن است».
۳. ویژگیهای مطلوب برای تربیت کودکان: بررسی اینکه والدین ترجیح میدهند فرزندان خود را با چه ارزشهایی بزرگ کنند؟ در این شاخص، ترجیح پرورش ویژگیهای «استقلال و قدرت تخیل» در کودکان، در مقابل ارزشهای «اطاعت محض و ایمان مذهبی» (که ترویجکننده تسلیم بیچونوچرا در برابر اقتدار تلقی میشوند) به عنوان سنجهای برای سنجش روحیه فردگرایی قرار میگیرد.
با این سه شاخص شفاف، نتایج نظرسنجیهای معدل به خوبی تصویر میکند که چه گرایش خیرهکنندهای به رویکردهای توسعه و ارزشهای لیبرال در جوامع خاورمیانه شکل گرفته است. یافتههای آماری او حتی نشان میدهد که بر خلاف ادعای اسلامگرایان، ماهیت واقعی بهار عربی عمیقا سکولار و لیبرال بود. اکثریت قاطع شهروندان در جنبشی که تلاش شد به شکل «بیداری اسلامی» جعل و تحریف شود، خواستار آزادی، دموکراسی و رفاه اقتصادی بودند و تنها کمتر از ۱۲ درصد در کشورهای مرکزی بهار عربی اهدافی ای جنس «استقرار حکومت اسلامی» داشتند. همین یافتهها نشان میدهند که در روند چند سال گذشته، گرایش به بنیادگرایی اسلامی و نابردباری مذهبی آشکارا کاهش یافته و ارزشهای مرتبط با سیاست سکولار و هویت ملی در برابر هویت مذهبی رشد چشمگیری پیدا کردهاند.
در دفاع از فهم مردم
بخش بزرگی از کتاب معدل، به نقد نظریههای کلاسیکی میپردازد که با پیچیدن نسخههای تقلیلگرایانه، در نهایت فهم و شناخت تودههای جامعه را تحقیر کرده و نادیده میگیرند. او یادآوری میکند که چطور لنین با ادعای اینکه تودهها خودشان به تنهایی توانایی درک مصالح خود و رسیدن به آگاهی انقلابی را ندارند، و معتقد بود آگاهی باید از بیرون و توسط «روشنفکران پیشرو» به آنها تزریق شود.
در بخش دیگری از کتاب، معدل به سراغ جریانات پسااستعماری میرود و استدلال میکند که این نخبگان با فیلتر کردن واقعیتها در چهارچوبهای ضدغربی خود، عاملیت واقعی و میل درونزای تودهها (بهویژه زنان) برای رهایی از ساختارهای پدرسالار و سنتی را نادیده میگیرند. مثالهایی از فمنیستهای مدافع حجاب اجباری برای خوانندهی ایرانی موضوع تازهای نیست. اما در یک مورد تکان دهنده، نویسنده به «لاتا مانی»، یک فمنیست پسااستعماری هندی اشاره میکند که از تلاشهای دولت استعماری انگلستان برای جلوگیری از سنت «ساتی» انتقاد میکند. سنتی که در آن وقتی یک مرد هندی میمیرد، همسرش را هم زنده زنده با جسد او آتش میزنند. خانم فمنیست استدلال کرده بود که برخی از این زنها خودشان به این زنده سوزی مشتاق هستند و دخالتهای انگلستان استعماری بوده!
در مقابل این نخبگان ایدئولوژیک که با تحقیرِ انتخابهای زیستی و روزمرهی شهروندان، در واقع قدرت فهم و حق قضاوت شخصی مردم را نفی میکنند، معدل، جوهره آزادی و دموکراسی را در همین حق حاکمیت فرد بر بدن و انتخابهای روزمرهاش جستجو میکند به گونهای که از حوزههای اقتدارآمیز مذهبی یا ایدئولوژیک خارج شود. اینجا او تعبیر درخشان دیگری را پیشنهاد میکند با عنوان «شورش شناختی»(Cognitive Rebellion). طبق نظریه او، وقتی یک حکومت تمامیتخواه، یک گفتار ایدئولوژیک انحصاری را بر جامعه تحمیل میکند، تمام اصول زیست روزمره مردم به «مسئله» تبدیل میشود. در چنین وضعیتی، تودهها در مخالفت با گفتار رسمی دست به شورش شناختی میزنند.
در چهارچوب نظری معدل، تحلیلگرانی که مدعی میشوند گرایش تودهها به زیست نرمال و آزادیهای اجتماعی مطالبات مبتذل و روزمرهای است که در تقابل با مبانی اصیل توسعه سیاسی قرار میگیرد دقیقاً همان مفروضات پدرسالارانه و اقتدارگرای کلاسیک را تکرار میکنند؛ در حالی که دادههای آماری در فصل ششم کتابش نشان میدهد: اغلب شهروندان خاورمیانه، بهویژه جوانان و طبقه متوسط، آزادیهای فردی و برابری جنسیتی را نه تنها در تضاد با توسعه نمیدانند، بلکه آن را هم به عنوان علت و هم به عنوان پیامد توسعه قلمداد میکنند. بر اساس نظرسنجیهای معدل، اکثریت قاطع مردم معتقدند که افزایش آزادیهای شخصی، کشورشان را توسعهیافتهتر نیز خواهد ساخت.
معدل استدلال میکند که ناسیونالیسم لیبرال صرفاً یک رویای روشنفکرانه نیست، بلکه بدیلی واقعی و در حال رشد است که شواهد تجربی پژوهشهایش به خوبی آن را تأیید میکنند. این شورش شناختی در خاورمیانه امروز، پدیدهای واکنشی در برابر پیامدهای مخرب، خشونتبار و استبدادی چهار دهه سیطره بنیادگرایی اسلامی است که در نهایت منجر به رهایی شناختی تودهها شده است.
ویژگی درخشان پژوهش معدل، همین پردازش و پیشنهاد کلیدواژههای جدید، در پیوند با پژوهشهای کاملا آماری و جداول و نظرسنجیهای دقیق است. هرچند متاسفانه او امکان پژوهش در خاک ایران را نداشته و آمارهای مربوط به ایران در فهرست جداول کشورهای خاورمیانه غایب است، اما او در نهایت کتاب خودش را «دختران خیابان انقلاب تهران» تقدیم کرده است. پیشگامان گمنامی که به نمادهای نویدبخش یک شورش شناختی بزرگ در ایران و ای بسا تمامی خاورمیانه بدل شدند.
پینوشت:
منصور معدل استاد گروه جامعهشناسی دانشگاه مریلند است. او در آغاز دهه پنجاه خورشدی دوران کارشناسی خودش را در دانشگاه شیراز سپری کرد و پیش از وقوع انقلاب از ایران خارج شد. در آمریکا تحصیلاتش را ادامه داد و در سال ۱۹۸۶ از تز دکترای خود در مورد جامعهشناسی انقلاب ۵۷ دفاع کرد. از آن زمان به بعد به پژوهش در مورد انقلاب، بنیادگرایی اسلامی و ارزشهای لیبرال در سطح خاورمیانه متمرکز شد.
متاسفانه پژوهشهای بسیار درخشان معدل کمتر در ایران شناخته شدهاند و اغلب ترجمه نمیشوند چرا که بر خلاف همتایان چپگرا یا پسااستعماریاش، نظرات و رویکردهای او باب میل رژیم اسلامی نیست و حتی رسانههای شناخته شده نیز ترجیح میدهند یکی از برجستهترین نظریهپردازان انقلاب و بنیادگرایی در خاورمیانه را به کل نادیده بگیرند. به شخصه، خواندن تمامی آثارش را توصیه میکنم که مراجع آکادمیک بسیار دقیق و معتبری در شناخت انقلاب ۵۷ و وضعیت جوامع خاورمیانهای به شمار میآیند.