7 Minutes

7 Minutes

https://t.me/obsessau2

نامپینگ و کنگ , کاپلی که صاحب یک بار بزرگن ، هر سال ی مهمونی خصوصی و پرحاشیه در کلاب برگزار می‌کنن؛ مهمونی‌ای که ورود به بخش VIP اون فقط با دعوت‌نامه ممکنه و هر کسی اجازه‌ی قدم گذاشتن توی اونجا رو نداره.


اما امسال، مهمونی با سال‌های قبل فرق داره.


بین مهمون‌ها آدم‌هایی حضور دارن که گذشته‌ی مشترکی با هم دارن؛ آدم‌هایی که بعضی‌هاشون با هم به مشکل خوردن، بعضی‌هاشون از هم فاصله گرفتن و بعضی‌ها هنوز حرف‌هایی دارن که هیچ‌وقت گفته نشده.


و درست وسط این مهمونی، یک بازی شروع میشه.


هفت دقیقه.


هر بار، دو نفر به صورت کاملاً تصادفی انتخاب میشن و وارد یک اتاق خصوصی میشن. اتاقی که هیچ‌کس جز خود اون دو نفر نمی‌دونه پشت درش چه اتفاقی میفته.


قانون ساده‌ست: فقط هفت دقیقه وقت دارن.


هفت دقیقه برای حرف زدن، برای گفتن چیزی که مدت‌ها پنهانش کردن، برای روبه‌رو شدن با کسی که ازش دل خوشی ندارن، برای یک بوسه، یک دعوا، یک اعتراف... یا حتی برای سکوت کردن و فقط خیره شدن به هم.


اما وقتی در بسته میشه، هیچ‌کس نمی‌دونه این هفت دقیقه قراره چی رو تغییر بده.


شاید یک دوستی رو خراب کنه.


شاید یک دشمنی رو تموم کنه.


شاید باعث بشه دو نفر به هم نزدیک‌تر از چیزی بشن که باید.

و شاید چیزی رو آشکار کنه که بعد از باز شدن در، دیگه هیچ‌کدومشون نتونن انکارش کنن.


چون بعضی حرف‌ها فقط هفت دقیقه زمان می‌خوان تا همه‌چیز رو عوض کنن.


Report Page