#44

#44


عجیب بود که نسبت به فحشام بی تفاوت بود

موهای بلندمو چنگ زدم و بی توجه به شکم گرسنم سمت اتاقش رفتم.. خودمو روی تخش پرت کردم و نالیدم:لعنت بهت هامون..

حس کردم مایع لجزی بین پاهام جریان یافت..با بهت سریع از جام پریدم و شلوارمو پایین کشیدم آه از نهانم بلند شد.. بفرما خودت هامون و مسخره میکنی اخر سر خودت میاد

لب برچیدم انقدر این مدت عصبی شده بودم که پریودم سریع تر از موعود اتفاق افتاده بود.. نگاهمو به اتاقش دوختم.. فکر نکنم نوار بهداشتی داشته باشه.. دستمو روی کصم فشردم و از اتاق خارج شدم.. غذا نصفه روی میز ولو شده بود و خودش هم با اخمایی درهم در حال تماشای بیرون پنجره بود.. با همون دست بین پام سمت ظرف شویی رفتم و لیوان ابی خوردم که با صداش بیخ گوشم اب تو گلوم پرید

وقتی حسابی سرفه کردم سمتش برگشتم و با نگاه به اخمای درهمش گفتم:چیه ؟


با اخمی غلیظ برم گردوند.. و شلوارمو پایین کشید

گر گرفتم.. دستشو بین پام برد 

گردن کشیدم و به دست خونیش چشم دوختم از خجالت درحال مرگ بودم

نفسی کشیدو گفت: نوار بهداشتی داری؟

چونه بالا انداخت.. و شلوارمو محکم بالا کشیدم حس می کردم خیلی خیلی کثیفم

مغموم به ظرف شویی تکیه دادم که با همون دستای خونی سمت اتاق خواب رفت..

بعد دو دقیقه با پد بهداشتی ای برگشت و گفت:این مال گلارست.. دیروز فکر کنم پریود بود این و جا گذاشته بود تو اتاق خواب.

پد و از دستش کشیدم که ول نکرد.. سمتم خم شد و لاله ی گوشمو بوسید و گفت:میخوای باهات بیام تو،توالت؟

متعجب نگاهش کردم

مـْ͜ुٞـᬼٞـ۪۪۪ٞٞٞ͜͡ــیتـْ͜ुٞـᬼٞـ۪۪۪ٞٞٞ͜͡ـرا