گوشی برای شنیدن
جناب آقای پزشکیان
هشتم تیرماه به شما رای دادم. پانزدهم تیرماه هم به شما رای میدهم اما مایلم به عنوان شهروندی که به شما رای داده نکاتی را متذکر شوم.
رای من به شما بر خلاف رایی که سال هفتاد و شش و هشتاد به آقای خاتمی دادم رایی سلبیست. من به قصد پشتیبانی از شما، به قصد پشتیبانی از اصلاحطلبان به میدان انتخابات نیامدهام. آمدهام زیرا سایه دو تهدید را بر سر ایران جدی و نزدیک میبینم؛ جنگ و تخریب معدود زیرساختهای باقیمانده مملکت که دوباره ساختنشان -اگر نیروی انسانی و ثروتی بماند- سالها طول خواهد کشید. سالها طول خواهد کشید تا ما به همین نقطهای برگردیم که امروز ایستادهایم. میخواهم قدمی بردارم در جهت کند شدن روند تخریب و از بین رفتن طبقه متوسط که وظیفه و پتانسیل پیش بردن تجددی که صد و پنجاه سال پیش رقم خورده را دارند. قدمی بردارم در جهت کم شدن احتمال درگیری ایران در یک جنگ مستقیم، و بالاخره کاهش رفتارهای نابخردانهای که به خصوص در سالهای اخیر هزینههای جانی و روانی سنگینی بر ایرانیان تحمیل کرده است. رای سلبی من به شما به این معنیست که اگر برنده انتخابات باشید فردایش من نیروی پشتیبان شما نخواهم بود و شما در کنار رقیب فعلی انتخاباتیتان که دشمنی سرسخت خواهد شد، نیروی منتقدی پیش رویتان دارید که به راحتی همراهیتان نخواهد کرد. اما علیرغم رایی که به شما میدهم چرا نمیتوانم فردای انتخابات از شما پشتیبانی کنم.
شما دو ادعای بزرگ طرح کردهاید اول میخواهید عدالت را برقرار کنید و در جهت رفع تبعیضها بکوشید. دوم مدعی این هستید که قانون اساسی فعلی پتانسیلهای لازم و کافی را برای برآوردن عدالت دارد. من حال شما را میفهمم. قانون اساسی فعلی مهمترین دستاورد شما انقلابیهای سال پنجاه و هفت است. به عنوان یک انقلابی از آن دفاع میکنید، حق هم دارید. کدام ماستبندی میگوید ماست من ترش است. اما به عنوان کسی که قرار است نماینده ملت ایران در قوه مجریه باشد، ضعف بزرگی خواهد بود اگر نخواهید یا نتوانید ببینید که در نص صریح این قانون زنان از حقوق مدنی و شهروندی مساوی مردان برخوردار نیستند. همانگونه که در هر کشور با نظام حکمرانی مدرن زنان و مردان حق برابری در انتخاب پوشش، انتخاب کار، حضانت فرزند، طلاق، سهم برابر در ارث و.. دارند. شما در بهترین حالت میتوانید مجری قانونی باشید که در ذات خود حق نیمی از جامعه را تضییع میکند. نیمی از جامعه که پانزده درصدشان به شما رای دادهاند و شصت درصدشان حتی پای صندوق رای نیامدهاند زنانند و بخشی از این زنان - لااقل در شهرهای بزرگ، در طبقه متوسط، در میان همان متخصصانی که شما میخواهید کار را به آنها ارجاع دهید- به این نابرابری، تضییع حقوق انسانی، و مهمتر از این دو تحقیر دائم نفس انسانی معترضند. به عنوان کسی که مدعیست دروغ نمیگوید، در مقابل نخبگان گوش شنوا دارد و قصد برقراری عدالت را دارد باید بتوانید این نقص قانونی را ( به تبعیضهای دیگر در نص قانون اشاره نکردم) به رسمیت بشناسید حتی اگر توان یا تمایلی به رفع این نقصان ندارید. عدم به رسمیت شناختن این نقصان، فروکاستن نارضایتی مردم به مشکلات اقتصادی یا برخوردهای خیابانی ریشخند مبارزه برابریخواهان جنسیتی در دو سال اخیر است. این فروکاستن از دید معترضین به نابرابری دور نمیماند.
دوم شما قصد برقراری عدالت را دارید. من میپرسم گروه هدف شما یا لااقل گروه هدفی که اولویت اول شماست چه کسانی هستند. رقبای شما در مناظرههای انتخاباتی بارها اشاره کردند که شما دولت سوم روحانی هستید. حلقه اطرافیانتان این ادعا را کم و بیش تایید میکند. مشخص کنید اتاق فکر استراتژیهای اقتصادی شما را چه کسانی میسازند. سیاستهای اقتصادی کشور از بعد از جنگ ایران و عراق همواره سیاست بازار آزاد بوده است. بازار آزاد در نبود یک جامعه مدنی قوی، نهادهای مردمی قوی از جمله رسانههای نسبتا آزاد، تعدد صدا در جامعه، آزادی بیان، نظام قضایی سالم، سطح مطالعه و سواد عمومی بالا به سمت و سویی جز سوداگری نمیرود. دولت خاتمی تا حدودی توانست با ایجاد تنفسگاهی برای رشد جامعه مدنی امکان ساختن بسترهای لازم برای بازار آزاد فراهم کند. در هشت سال دولت احمدینژاد همه چیز ویران شد. اعتراف میکنم که نخبگان آن زمان هم در روند خودزنی حیرتآوری همراه دولت جدید شدند. با برچیدهشدن نظارتهای قانونی راه برای انواع دزدی باز شد. در هشت سال دولت روحانی شهوت افسارگسیخته سوداگران بازار آزاد به چنان تبعیضها و مسئولیتناپذیریهایی از طرف دولت منجر شد که وزیر بهداشت دولت وقت در واکنش به رهاسازی مردم در مقابل هزینههای سرسامآور درمان جملهای ایراد فرمودند که تا ایران ایران است بوی گندش بر صفحات تاریخ این کشور خواهد ماند. دروغهای پیاپی، سانسور متفکرین داخلی، بستن دست نویسندگان داخلی و اصحاب رسانه، به شبکههایی مثل من و تو و ایراناینترنشنال میدان داد تا با محتوایی دستکاری شده، سوگیری شده و اغلب در خلاف جهت منافع ملی سطح سواد عمومی را نه تنها تنزل دهند که ذهن مردم را با اطلاعاتی مخدوش پر کنند. بخشی از نخبگان طبقه متوسط که طی ۱۶ سال گذشته سقوط اقتصادی را تجربه کردهاند و حالا مفهوم تبعیض را خوب میفهمند میدانند که استراتژیستهای دولت روحانی همچنان راهی را میروند که در نهایت منتفعینش سوداگردان بازار سرمایهاند. سیاستهای اقتصادی دولت روحانی نه تنها به چاق شدن سوداگران و رانتبازان بازار ارز و بورس منجر شد که تبعات فرهنگی آسیبرسانی هم داشت. این کشور ضعیف است. در فرهنگ، در سواد عمومی، در آداب زیست جمعی، در اقتصاد، در صنعت ضعیف است. در حالیکه دولتمردان چنین کشوری باید طبقه نخبه را ترغیب به کار و تولید مضاعف کنند، دولت روحانی در جهت گسترش سوداگری حرکت کرد. ایده یک شبه پولدار شدن، بازی کردن با عدد و رقم و پول ساختن بدون آنکه ”چیزی“ تولید شده باشد که نیازهایمان را برآورده کند محصول دولت هشت ساله روحانی بود. لشسازی طبقه متوسط، بیتفاوتی نسبت به دیگران و فلسفه خودت بمال محصول آن دوران است. برقراری عدالت یک بام و دو هوا نمیشود. بخشی از جامعه نخبه که میتواند به شما رای بدهد و میتواند در حلقههایش دیگران را پای صندوق رای بیاورد خواهان دولت رفاه است یا لااقل به دنبال دولتیست که دولت بازار هار (من اسمش را بازار آزاد نمیگذارم. بازار آزاد چارچوبی دارد) نباشد. به جای شعار دادن و منبرنشینی اتاق فکر اقتصادیتان را معرفی کنید. شما که معتقد به کارشناسی هستید این لحظه باید بتوانید در میان مکتبهای اقتصادی-سیاسی رایج در جهان امروز بگویید در کدام سو ایستادهاید.
سوم شما قصد برقراری عدالت را دارید و این امکانپذیر نیست مگر اینکه به جنگ فساد بروید. فساد گسترده بیماری امروز جامعه ماست. نه تنها بخشی از جامعه که به منابع قدرت و ثروت متصل است فاسد است که ما مردم هم فاسدیم. چینیها روایتی دارند که میگوید شیر سلطان جنگل است و سلطانی عاقل است که با موشها دوست بماند. نه شغالها حریف شیر میشوند و نه ببر و فیل اما آنجا که شیر در دام انسانها بیفتد فقط موشهای کوچکند که میتوانند بندها را دور از چشم شکارچی بجوند و شیر را آزاد سازند. بیایید فرض را بر این بگذاریم که قانون طبق ادعای شما کارآمد است، نظام قضا عزم بر مبارزه با فساد دارد و شما با اجرای قانون میتوانید شیرهای فاسد را در بند قانون گرفتار کنید. موشها در کارند. ما مردم، در سمتهای نه چندان مهم همان جوندگانی هستیم که سهممان را میگیریم و بندها را میجویم. شما برای مقابله با فساد به حمایت تمام قد آن گروه از نخبگان نیاز دارید که در این فضای فاسد بر اساس باور دینی یا انسانی یا هر چیز دیگر تن به بازی در بدنه فاسد ندادهاند. این گروه همانهایی هستند که در بند اول و دوم به آنها اشاره کردم و شما هنوز نتوانستهاید اعتمادشان را جلب کنید. بدون این گروه مبارزه با فساد - با پیشفرض کارآمد بودن قانون که به گمان من پیشفرض غلطیست- راه به هیچجا نمیبرید.
علیرغم همه حرفهایی که زدم مایلم یک بار دیگر تکرار کنم به نام شما رای میدهم، اما رایم به شما نیست، به اصلاحطلبان که حساب پس دادهاند هم نیست، به بقای ایران عزیزم رای میدهم. امیدی به آبادانیاش در کوتاه مدت ندارم اما باشد که بماند برای آیندگانش حتی نیمه ویران.