17shahrivar57
هیچنز
جعفر شریف امامی نخست وزیر شد تا دولت آشتی ملی را تشکیل دهد هنوز ساواک مشعول پرونده سینما رکس و آتش سوزی های آبادان بود که خبر رسید یاسر عرفات تعدادی مسلسل کلاشینکف در جعبه های میوه که از طرف اسرائیل به ایران حمل شده بود جا سازی و از مرز عراق وارد ایران کرده است با پیگیری ساواک مشخص شد که این اسلحه ها به انبار میوه در خیابان سرچشمه تهران رسیده است اما هنوز مشخص نبود علت ارسال این مسلسل ها چیست مامرین ساواک در لباس مبدل بعنوان میوه فروش باربر وانتی کامیوندار تمام انبار های میوه در سرچشمه را زیر نظر داشتند هدف هرچه بود باید در نزدیکی سرچشمه باشد میدان بهارستان و مقابل مجلس شورای ملی همه جا تحت کنترل بود .
پنج شنبه 16 شهریور 57 ایت الله بهشتی در یک راه پیمائی در میدان آزادی قطعنامه ای را قرائت کرد استقلال آزادی جمهوری اسلامی اما در پایان این راهپیمائی گفته شد فردا ساعت 10 صبح میدان ژاله .......
پس مکان مشخص شد این مسلسل ها برای میدان ژاله است نه میدان بهارستان برنامه چیست ؟ هدف آنها برای تجمع در میدان ژاله چیست ؟ خرابکاری در برق میدان ژاله ؟ مسلسل برای چی ؟ به تمام مامورین دستور داده شد مراقب تمام خیابانها اطاف میدان ژاله میدان بهرستان باشند مامورین از ساعت 10 شب مستقر شدند اما حادثه ای متاسفانه روی داد که تمام برنامه های ساواک برای دستگیری متخلفین برباد رفت بدون اینکه ساواک از این ماجرا باخبر باشد .
ساعت 9 شب پنج شنبه 16 شهریور سر انتونی پارکینز به کاخ نیاوران رفت و شاه را در جریان این مسلسل ها و تجمع مردم در میدان ژاله گذاشت و تاکید کرد که با اعلام حکومت نطامی از فردا صبح در تهران از کشته شدن مردم حلوکیری کنید اگر ارتش مستقر شود مردم از ترس حکومت نظامی اقدامی نخواهند کرد ساعت 10 شب ارتشبد اویسی فرماندار نظامی ایران در تهران و 12 استان شد انگلستان کار خودش را کرد از صبح جمعه 17 شهریور آشوب های خیابانی به جنگ خیابانی مبدل خواهد شد و هر اتفاقی بیفتد ارتش شاه مقصر خواهد بود ساعت 12 شب رادیوحکومت نظامی را اغلام کرد وقتی این خبر به ثابتی رسید دو دستی زد تو سر خودش وگفت برای مقابله با 10 قبضه مسلسل نیازی به ارتش نبود فردا تعداد تظاهرات کننده بیشتر خواهد شد ما چه کسی رو بگیریم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
قسمت هفتم ....ساواک منحل شد
جمعه 17 شهریور 57 تهران میدان ژاله 3 گروهان از لشگر گردان 140 پیاده گارد که آموزش جنگهای خیابانی و ضد چریکی را دیده بودند از 6 صبح در اطراف میدان
ژاله مستقر شدند گروه کیهان کمیته مشترک با لباس شخصی در تردد بودند اما خبری از ازدهام و تظاهرات نبود تا اینکه حدود ساعت 1/5 بعداظهر گزارش رسید تعدادی در سه را شکوفه تجمع کرده اند پرویز ثابتی با تیمسار اویسی در تماس بود و از اوخواسته بود کسی تیر اندازی نکند تیمسار اویسی هم گفته بود نگران نباشید تمام سربازان فشنگ مشقی دارند فقط درجه داران و افسران مسلح به فشنگ حنگی هستند همه چیز تحت کنترل است تعداد جمعیت هر لحظه بیشتر میشد اما از گروه کیهان با لباس شخصی در میان مردم بودند جمعیتی حدود 700 تا 800 نفر از سه را شکوفه به طرف میدان ژاله در حرکت بودند وشعار میدادند استقلال آزادی حمهوری اسلامی هنوز به میدان نرسیده بودند که رگبار مسلسل از پشت بامهای مقابل اداره برق میدان ژاله بطرف آنها شلیک شد تعدادی رگبار مسلسل هم بطرف سربازان شلیک کردند مردم پا بفرار گذاشتند تعدادی هم از میان مردم شلیک میکردند همه مانده بودند که چکار کنند فورا مامورین به داخل ساختمان ها رفتند
وکسانیکه شلیک کرده بودند از پشت بام ها پا بفرار گذاشتند
فورا تعدادی هلکوپتر از هوا نیروز به میدان ژاله اعزام شدند تمام این حادثه شاید فقط 10 دقیقه طول کشید تمام جمعیت پا به فرار گذاشتند و از کوچه های اطراف سه راه شکوفه متفرق شدند مردم درب خانه های خود را باز میکردند وبه فراریان پناه میدادند طبق آمار پزشکی قانونی تعداد کل کشته ها 87 نفر و مجروهین 250 نفر بود که با آمبولانس به بیمارستان ها اعزام شدند گروه کیهان در ساعت 4 بعداظهر یعنی مامورینی که با لباس شخصی در میان جمعیت بودند یک خبر مهمی را گزارش کردند کسانیکه به مردم شلیک کردند بسیار در تیراندازی مهارت داشتند آنها چریک فلسطینی بودند و تعلیم دیده بودند ......افراد عادی جنین مهارتی در تیراندازی با مسلسل را ندارند فورا بنا بدستور پرویز ثابتی پوکه فشنگها از روی پشت بامها جمع آوری وگلوله ها نیز که بمردم اصابت کرده بود در پزشکی قانونی و بیمارستان ها فورا جمع آوری شد تمام پوکه فشنگ ها و گلوله ها از مسلسل کلاشینگف شلیک شده بود اسلحه سازمانی ارتش ایران مسلسل ژ3 بود و در ارتش ایران از مسلسل کلاشینکف استفاده نمیشددر حادثه 17 شهریور تعداد 11 نفر سرباز و درچه دار گارد کشته و 8 نفر هم در اثر تیراندازی مجروح شدند عکس آنها با لباس گارد در کف سالن پزشکی قانونی بود و در روزنامه ها بچاپ رسید تیراندازی از پشت بام ها و داخل جمعیت به مردم و سربازان بودتیراندازی از پشت بام روبروی اداره برق و داخل جمعیت بود عکس سربازان کشته شده میدان ژاله در بعد اظهر شنبه 18 شهریور در روزنامه کیهانو اطلاعات بود اما تلویزیون قطبی این جنازه هارونشان نداد تلویزیون قطبی فقط عکس شهدای غیر ارتشی وتیراندازی های ارتش رانشون میداد وخون گوسفندان را که مردم بخود میمالیدند
اما تفاوتی نمیکرد
دشمن به هدف خود رسید جمعه سیاه 17 شهریور میدان ژاله پای ارتش شاه نوشته شد بعد از 17 شهریور شعار ها تند تر ومردم در مقابل ارتش قرار گرفتند در حقیقت آشوب خیابانی به جنگ خیابانی مبدل شد .همه به خانه های خود رفتند قائله 17 شهریور خوابید اما آنکه در خیابان ها ماند ارتش شاه بود .
نخست وزیر آشتی ملی به مجلس احضار شد نمایندگان
مجلس که تا آنروز بله قربان صحیح است را در صحن مجلس میگفتند رنگ عوض کردند ومعترض دولت شدند احمد بنی احمد نماینده تبریز بعنوان مخالف دولت پشت تریبون مجلس قرار گرفت و چنین گفت آقای شریف امامی من روزه سیاسی دارم بعد از 17 شهریور نهارو شام نخورده ام من رای کبود خود را به دولت شما میدهم روزیکه فرانکو در اسپانیا قدرت را به خوان کارلوس واگذار کرد چنین گفت خوان جان پسرم انهائی که من از اسپانیا تبعید کردم دشمن من بودند نه دشمن اسپانیا آنها را به اسپانیا بازگردان (منظور بازگشت آیت الله خمینی به ایران بود )
شریف امامی در پاسخ استیضاح چنین گفت من هنوز امضای فرمان نخست وزیریم خشک نشده که مجلس من را استیضاح میکند آقایون دعوا سر آمدن و رفتن من نیست تعدادی از کنسرسیوم آمدند که نفت مردم را ببرند شاهنشاه بیرونشان کرد حالا فرانکو به خوان کارلوس چی گفته من نمیدانم همینقدر میدانم که اگر مردم با هم نباشند همه ما رفتنی هستیم آقایان بگذارید کارمان را بکنیم مملکت در وضع بحرانی قرار گرفته است من هنوز کابینه ام را معرفی نکرده ام که استیضاح شدم شما اگر نماینده مردم هستید با مردم باشید
روزهای سختی در پیش رو بود ایت الله خمینی بعد از جکومت نظامی اعلامیه میداد آقای شاه با ارتش این مردم مسلمان را نکشید به ارتش بگوئید این مردم مسلمان هستند ارتش مسلمان که مسلمان را نمیکشد مگر ارتش شما مسلمان نباشد اگر اسلام را قبول دارند در اسلام برادر برادر خود را نمیکشد ........
با اعلام حکومت نظامی واستقرار ارتش در خیابانها دیگر هر حادثه ای در ایران اتفاق میافتاد بدون شک پای شاه و ارتش شاه نوشته میشد واین درست همان چیزی بود که دشمنان شاه و ایران برایش روز شماری میکردند .
پرویز ثابتی متوجه تماس های مکرر تیمسار ناصر مقدم رئیس ساواک با ایت الله بهشتی شده بود و از طرفی تماس ها اوبا سولیوان سفیر امریکا و بعد از جکومت نظامی و استقرار ارتش عملا نیازی دیگر به اداره اطلاعات و امنیت کشور نبود خود ارتش رکن 2 داشت ضمن اینکه مقدم دستور داده بود نه کسی دستگیر شود نه معترض مردم شوید به اندازه کافی کشور در التهاب است .
خیلی ها از پرویز ثابتی خواستند از ایران نرود بیشتر امرای ارتش چون میدانستند که او چه زحمتی برای استقرار امنیت کشور کشیده است اما تصمیم ثابتی رفتن از ایران بود اونامه ای برای شاه نوشت که کسی از متن آن باخبر نیست و توسط امیر اصلان افشار آجودان مخصوص شاه به کاخ نیاوران فرستاد رابطه ثابتی در دربار فقط با امیر اصلان افشار خوب بود در قسمتی از چرکنویس این نامه که در اتاق ثابتی بعد از رفتنش پیدا شده خداحافظی از شاه جهت ترک ایران در تاریخ7/7/57
بعد از رفتن پرویز ثابتی از ایران خیلی ها که شاهد زحمات او بودند متاثر شدند اما خیلی ها هم خوشحال شدند یکی از کسانیکه بسیار خوشحال شد رضا قطبی بود بعد از پخش دادگاه خسروگلسرخی از تلویزیون ثابتی به قطبی توهین بدی کرده بود وگفته بود از اینها قهرمان نساز به اندازه کافی ما مشکل داریم کار ما را سخت تر نکن اینبار جوری تو گوشت میزنم که جد پدریت جلوی چشمات بیاد البته تا هویدا بود کسی جرات اعتراض به ثابتی را نداشت درست یکهفته بعد از رفتن ثابتی اتفاق ناگواری افتاد معمولا سخنرانی ها ونطق های شاه رومعینیان رئیس دفتر شاه یا شجاعدین شفا مینوشتند اما اینبار نطقی را که قرار بود شاه برای مردم قرائت کنند سید جسن نصر و رضا قطبی نوشته بودند بگفته آقای امیر اصلان افشار شاه اصلا مایل به قرائت این نطق نبود اما سید جسننصر و رضا قطبی گفته بودند اگر شما این نطق را قرائت کنید وبگوئید من اشتباه کردم و جبران میکنم مردم ساکت میشوند و همه میروند خانه هاشون و در گیری بین ارتش ومردم بوجود نمیاید ودیگر کسی بیگناه کشته نمیشود .
نقطعه ضعف شاه همیشه همین بود مردم اسیبی نبینند این بازی های سی
سیاست تمام میشود مردم صدمه نبینند .
اولین کسیکه روی تظاهرات و آشوب ها خیابانی مردم نام انقلاب را گذاشت خود شاه بودتوسط سخنرانی که سید حسن صدر رئیس دفتر شهبانونوشته بود و اینکه اشتباهات گذشته را جبران میکنم منظور کدام اشتباه بود .
37 سال ساختن ایران ؟ این اشتباه شاه بود ؟
چند روز بعد از نطق شاه خمینی از نجف به فرانسه رفت و در ده نوفل لوشاتو اقامت گزید فرانسه بعنوان یک کشور آزاد جای مناسبی بود که خمینی چون کاری که نداشت صبح یک نوار کاست پر میکرد عصری بعد از نماز مغرب یک نوار دیگر پر میکرد ایران پر شده بود از نطق های خمینی هرچه صدای شاه کوتاه تر میشد که درگیری پیش نیاید صدای خمینی رسا تر میشد ایرا ن براستی ملتهب شده بود خمینی مردم را به آشوب و مقابله با ارتش شاه ترغیب میکرد روزهای 13 و 14 آبان در گیری شدیدی بین مردم و ارتش بوجود آمد تا اینکه شریف امامی بعلت ناراحتی قلبی استعفا داد قرار بود بعد از شریف امامی اویسی نخست وزیر شود حتا حکم نخست وزیری هم به او ابلاغ شده بود اما در بعداظهر روز 14 آبان با دیداری که سفرای امریکا و انگلستان با شاه داشتند ارتشبد ازهاری که در ارتش افسر میانه روئی بود نخست وزیر شد واین مسئله زیاد برای امرای ارتش خوشایند نبود زیرا ارتش پس از 2 ماه حضور مداوم در سطح شهرها بدون اینکه اجازه داشته باشند تعرضی بمردم بکنند خسته شده بودند 2 ماه آماده باش کامل در خیابان ها آنها را فرسوده کرده بود
ارتشبد ازهاری کابینه نظامی خود را معرفی کرد اما شاه ازانها خواست سعی کنند که بمردم آسیبی نرسد و از درگیری با مردم خوداری کنند .
ارتشبد ازهاری یک نظامی بود و از سیاست چیزی نمیدانست در اولین اقدام لیستی به شاه داد و درخواست کرد اگر تعدادی از کسانیکه قبلا در دولت بودند دستگیر و به زندان بروند مردم شاید ساکت شوند و با ارتش درگیر نشوند .
امیر عباس هویدا و ارتشبد نصیری و نیک پی و ولیان و منوچهر آزمون و داریوش همایون از چهره های شاخص دستگیر شدگان بودند که بلکه مردم ساکت شوند حدود 40 نفر از خدمت گذاران صدیق کشور به زندان افتادند .
البته شاه 22 بار از هویدا خواسته بود که از ایران برود هم توسط امیر اصلان افشار هم توسط معینیان حتا به هویدا پیشنهاد سفیر ایران در بلژیک را داده بود اما هویدا قبول نکرده بود از دولت ازهاری هم کاری ساخته نبود روز بروز موج
اعتصابات و تظاهرات بیشتر میشد تا جائیکه مردم اقدام به کشتن نظامی ها کردند