003

003


فصل سوم:

 نفوذ اجتماعی : حضور دیگران چگونه رفتار فرد را تحت تاثیر قرار می دهد ؟ حضور دیگران حتی اگر عملا به صورت یک گروه عمل نکنند نیز می تواند در رفتار فرد موثر باشد .

اثرات گروه تماشاچیان : بسیاری از مردم در حضور یک عده تماشاگر احساس ترس و اضطرابمی کنند اما در بعضی موارد حضور تماشاچیان می تواند به ما انرژی اضافی بدهد . الگوی تاثیر اجتماعی نظریه ای که نقش تماشاچیان را بر عملکرد افراد توضیح داده است نظریه تاثیر اجتماعی خوانده می شود طبق این نظریه تاثیر و نفوذ تماشاچیان به چند عامل بستگی دارد (لاتانه در این مورد سه عامل را نام می برد:)

1- تعداد افراد تماشاچی 2- بلاواسطه بودن تماشاچیان 3- نیرومندی (پایگاه) افراد تماشاچی .

الگوی انگیزشی تاثیر حضور دیگران : عمل تماشاچیان سبب بالا بردن سطح عملکرد فرد است و در بعضی موارد دیگر سبب کاهش دادن ان توجیه این تناقض به یک نظریه نیاز پیدا می کند

اسان سازی اجتماعی اصطلاحی که به وسیله فلوید الپورت مطرح شد و به بهتر شدن عملکرد فرد به علت حضور افراد دیگر اطلاق می شود بر عکس اصطلاح بازدارای اجتماعی به کاهش در عملکرد فرد به علت حضور افراد دیگر اشاره دارد.

کوترل معتقد است که حضور دیگران یک منبع سایق اموخته است این حضور صرف دیگران نیست که سبب برانگیختگی می شود بلکه انتظار قضاوتی است که شخص فکر می کند تماشاگران نسبت به عملکرد او خواهد داشت .

تماشاچیان فعال : یک گروه همکوش، مبنایی برای مقایسه ایجاد می کند و ممکن است به ایجاد رقابت کمک کند ویژگیهای تکالیف و موقعیت نیز ممکن است بر تاثیرات گروه همکوش روی عملکرد شخص موثر باشد . افراد در یک گروه همکوش می تواند از یکدیگر به عنوان منبع اطلاعات نیز استفاده کنند

مشخصه های گروه

1- ترکیب گروه : در اینجا به ویژگیهایی نظیر اندازه توجه داریم .

2- نگریستن به گروهها بر حسب ساختار: مثلا در داخل گروه چه کانالهای ارتباطی برقرار است .

3- فرایند عملی گروه یا پویایی گروه : اعضای یک گروه چگونه به یکدیگر پاسخ داده و چگونه بر یکدیگر نفوذ و تاثیر دارند.

4- عملکرد گروه : یعنی گروه در رسیدن به هدف خود تا چه اندازه خوب یا بد عمل می کند .

 اندازه : موضوعی که بیش از همه مطالعه شده رابطه بین اندازه گروه و عملکرد ان بوده است . کوششهایی به عمل امده است تا اندازه ایده ال گروه را برای یک گروه حل مسئله مشخص کنند

اسلیتر: به این نتیجه رسیده است که گروه های مرکب از پنج نفر مناسب ترین تعداد برای انجام کارهای فکری است مبتکر تصطلاح بارش مغزی معتقد است که اندازه مطلوب برای چنین گروههایی بین 5 تا 10 نفر است .

امکانات ارتباط : وقتی اعضای گروه از نظر برقراری ارتباط دچار دشواریهایی باشند اندازه گروه بی معنی جلوه می ند بعضی مواقع ، گروه های جهان واقعی کانالهای مشخص و محدودی تعیین می کنند که پیام فقط از ان کانالها می تواند عبور کند شبکه های ارتباطی بسیار اهمیت دارند ، زیرا این شبکه ها فرایند های مختلفی را که در گروهها ایجاد می کنند به عنوان مثال شبکه ارتباطی چرخی قدرت کنترل زیادی به فردی که در مرکز قرار گرفته است می دهد .

شبکه ارتباطی زنجیری و وای شکل هر دو منجر به سازمان متمرکز می شود زیرا فرد مرکزی به صورت محور در خواهد امد بر عکس

شبکه های دایره ای امکان ایجاد یک رهبر مسلط را تسهیل نمی کند

در گروههایی که دارای شبکه ارتباطی دایره ای یا همپیوندی هستند و در ان هر عضو می تواند با هر یک از اعضای دیگر ارتباط برقرار کند ، نمی توان پیشبینی کرد که کدام یک موقعیتها و افراد به رهبری و تسلط منجر خواهد شد .

انسجام : روح نزدیک بودن یا عدم وجود ان در یک گروه می تواند اثر مهمی روی رفتار اعضای ان داشته باشد (تیم فوتبال) نزدیکی – ای حتی وجود دشمنیها در میان اعضای تیم در عملکرد رضایت بخش تیم اختلال ایجاد می کند .

عملکرد گروه : با این سوال شروع می شود ایا افراد وقتی که به صورت گروهی با هم کار میکنند ، عملکردی موفقیت امیز دارند یا وقتی که در تنهایی کار می کنند دو نوع عملکرد وجود دارد:

1- قضاوت ( بهتر است یک نفر داور در مورد موضوعی قضاوت کند یا تیمی از داوران

2- حل مسئله : گروه ها راه حلهای بهتری برای مسائل فراهم می کنند ، هر چند تفاوتهای گروه و فرد از نظر کل زمان مورد نیاز هر یک برای حل مسئله کاملا روشن نیست اما وقتی که شخص – زمان برای حل مسئله مورد نظر باشد برتری غالبا با افراد است .

بارش مغزی را سیلان فکر مطرح کرد شواهد تجربی به روشنی نسان می دهد که ازمودنیهایی که در گروههای بارش مغزی کوچک قرار می گیرند اندیشه های کمتری عرضه می کنند تا همان تعدا افرد وقتی به تنهایی بارش مغزی انجام می دهند .

تغییر مخاطره امیزجلوه ای از نفوذ گروه بر اعضای خود : وایت در کتاب مشهور خود انسان سازمانی بیان می کند که رویکرد گروهی در کار تجارت به شکل اجتناب ناپذیری باعث کاهش جسارت ، تهور و خطر کردن می شود .

فرضیه اشنا شدن : تغییر مخاطره امیز یک اثر گروه واقعی نیست بلکه یک شبه اثر گروهی است یعنی اثری که در گروه رخ می دهد اما در واقع حاصل فرایندهای گروهی نیست طبق این فرضیه ، هر شیوه عملی که اشنایی با موضوعی مخاطره امیز را افزایش دهد ، باعث می شود که افراد نسبت به ان موضوع خطر کنند تر شوند.

فرضیه لوث مسئولیت : بحث گروهی ممکن است بین اعضای گروه پیوند هایی عاطفی ایجاد کند و ممکن است منجر به این شود که فرد در مورد تصمیم مخاطره امیز احساس مسئولیت کمتری داشته باشد زیرا این مسئولیت بین اعضای گروه پخش می شود .

فرضیه رهبری : بر صفاتی از اعضای گروه تاکید می ورزد که اعضای دیگر انها را به عنوان رهبران گروه تصور می کنند .

فرضیه خطر : تمایل به اتخاذ یک تصمیم که حداقل به میزان متوسطی مخاطره امیز باشد ، در برخی فرهنگ ها یک ارزش تلقی می شود این فرضیه توسط کلارک و ارچر مورد بررشی قرار گرفت .

گروه های ویژه : عملکرد های گروهی در چندین زمینه خاص مورد توجه قرار گرفته است علاوه بر شیوه معروف به گروه درمانی که در ان نابهنجاریهای روانی با دور هم نشستن و بحثهای جمعی مورد بررسی قرار گرفته و به راه حلهایی برای انها می رسند گروه های دیگری هم هستند همچون حساسیت اموزی ، اموزش روابط انسانی و یا گروه تی و در نهایت گروههای رویارویی که هر چند تفاوتهایی با هم دارند اما هدف انها همه یکی است یعنی مطرح کردن مشکلات فردی در جمع بدون هیچ گونه خجالت و یا ترس ، بحث روی مشکلات و رسیدن به راحلهای احتمالی برای انها

این گروه ها در سه ضمینه مفید خواهند بود:

1- در نتیجه شرکت افراد در این گروه ها از فاصله و اختلاف بین خودارمانی و خود تصویری انها کاسته می شود یعنی افراد به واقع بینی بیشتری در مورد خود می رسند

2- تغییراتی در احساسات و رفتار خود بر اثر شرکت در فعالیتهای گروهی گزارش می کنند

3- مشاهده کنندگانی که شرکت کنندگان را زیر نظر داشتند نیز تغییراتی در رفتار انها نیز صورت گرفته است در گروه تی تکیه بر جنبه های کلامی است

در گروههای رویارویی که جناحی افراطی تر نهضت توانایی های بالقوه انسان است، تماسهای فیزیکی را عامل عمده تغییر در احساسات و رفتار و ایجاد بینش در شخص نسبت به خود می دانند .