002

002


فصل دوم

نظریه روانکاوی = زیگموند فروید ،

نظریه رفتارگرایی = جان واتسون و بی .اف.اسکینز ،

نظریه گشتالت = ولفگانگ کهلر، کورت کافکار ، و ککورت لوین.

این پیشگامان نظریه پردازی اغلب نظریه های خود را بر مبنای نظریه های علوم فیزیکی بنا کرده اند . هدف انها تبین و پیشبینی همه رفتار های انسان بود و می خواستند نظریه هایی جامع ، جهانی و کامل ، مثلا همانند نظریه اتمی در فیزیک عرضه کنند .

بسیاری از این نظریه ها برای تحلیل رفتار اجتماعی و پژوهشهای روان شناسی اجتماعی به کار رفت.

انواع اصلی نظریه های یادگیری : اندیشه و ایده اصلی این رویکرد ان است که رفتار شخص محصول یادگیری های پیشین اوست

نظریه های یادگیری را ایوان پاولوف در مورد شرطی شدن پاسخگر و بی . اف اسکینز در مورد شرطی شدن کنشگر مطرح شد.

کاربرد این نظریه در مورد رفتار های اجتماعی به وسیله البرت بندورا منجر به ایجاد نظریه ای دیگر شد با نام نظریه یادگیری اجتماعی .

مکانیسم یادگیری : سه مکانیسم اصلی برای وقوع و تحقق یادگیری وجود دارد :

1- تداعی یا شرطی پاسخگر است .

2- یادگیری ، تقویت یا شرطی کنشگر است . مردم یاد می گیرند تا رفتار خاصی را انجام دهند زیرا با انجام ان رفتار، یک نتیجه خوشایند یا ارضا کننده یک نیاز به دست می اورند .

3- یادگیری ، تقلید یا یادگیری مشاهده ای است .

ویژگیهای سه گانه رویکرد یادگیری :

1) فرض می شود که علت رفتار ها اساسا در تاریخچه یادگیری گذشته شخص نهفته است .

2) رویکرد یادگیری گرایش به این دارد که علت رفتار را عمدتا در محیط بیرونی و نه در تعبیر و تفسیر ذهنی فرد از انچه روی می دهد بیابد ، یعنی ، یا بر رویدادهای از قبل تداعی و مربوط شده با یک محرک ، یا بر وابستگیهای تقویت گذشته که در ایجاد یک پاسخ دست اندرکار بوده اند و یا بر نقش سرمشقها والگوهایی که شخص در معرض انها قرار گرفته است تاکید می ورزد .

3) رویکرد یادگیری معمولا هدفش تبین رفتار اشکار است نه حالتهای روانی و ذهنی .

اصول اصلی نظریه های شناختی : اندیشه اصلی در رویکرد شناختی به روان شناسی اجتماعی ان است که رفتار یک شخص بستگی به شیوه درک او از موقعیتهای اجتماعی دارد

اصول اصلی : این رویکرد به روان شناسی اجتماعی قویا تحت نفوذ اندیشه های کافکا ، کهلر و دیگر روان شناسان المانی است. از دیدگاه انان مردم موقعیتها یا رویدادها را به صورت حاصل جمع تعداد زیادی عناصر جداجدا درک نمی‌کنند ، بلکه تصور انها از هر موقعیت به صورت یک کل پویاست . این تاکید بر درک محیط به صورت یک کل که چیزی بیش از مجموع اجزای خود است ، به روان شناسی گشتالت معروف است

کورت لوین این اندیشه های گشتالتی را در مورد روان شناسی اجتماعی به کار برد ، و به اهمیت محیط اجتماعی به صورتی که از سوی فرد درک می شود یا به اصطلاح لوین میدان روان شناختی ، تاکید ورزید .

یکی از اندیشه های محوری در این دیدگاه این است که مردم تمایل به گروه بندی یا مقوله بندی اشیا دارند

طبق نظر روان شناسی گشتالت ما اشیا را مطابق چند اصل ساده گروه بندی می کنیم بعضی از این اصول عبارتند از: مشابهت ، مجاورت و تجربه های گذشته .

حوزه های تحقیقات روانشناسی:

1- اسناد علی : یک حوزه مهم تحقیقات روان شناسی ، مطالعه اسناد علی ، است یعنی اینکه چگونه مردم از اطلاعات به دست اورده برای تعیین علل رفتار اجتماعی استفاده می کنند مثلا چگونه می فهمیم که رفتار دوستانه و گرم یک فروشنده واقعا از تمایل اصیل او برای کمک به مشتری سرچشمه می گیرد یا تملق مشتری را می گوید تا کالایی را بفروشد .

2- شناخت اجتماعی : به مطالعه چگونگی پردازش اطلاعات به ویسله مردم می پردازد در حوزه روان شناسی اجتماعی تحقیق روی شناخت اجتماعی بر این نکته که ما اطلاعات اجتماعی درباره مردم ، موقعیتهای اجتماعی و گروههای را چگونه پردازش می کنیم ، تاکید دارد .

محققان شناخت اجتماعی جریان اطلاعات را از محیط به انسان بررسی می کنند.  سه حیطه تحقیق زیر در این رویکرد مورد تاکید است: 

1- ادراک اجتماعی : تحقیق در این حوزه طرقی را که مردم محرکهای اجتماعی را ادراک و رمزگردانی می کنند را بررسی می کند

2- حافظه اجتماعی : تحقیقات مربوط به حافظه اجتماعی به بررسی چگونگی اندوزش اطلاعات درباره مردم و رویدادهای اجتماعی می پردازد

3- قضاوت اجتماعی : تحقیق در این زمینه طرق تلفیق و ترکیب اطلاعات را به وسیله مردم برای رسیدن به نتایج یا استنباطهایی درباره محیط اجتماعی برسی می کند .

تفاوت های رویرد یادگیری و رویکرد شناختی :

1) رویکرد شناختی بر زمان حال تمرکز دارد ، نه به گذشته .

2) رویکرد های شناختی بر اهمیت ادراک یا تعبیر و تفسیر فرد از واقعیتها تاکید دارند ، نه بر واقعیت یک موقعیت ، انسان که ممکن است از سوی یک مشاهد گر بی طرف دیده شود .

نظریه های انگیزشی : بر عوامل انگیزشی که رفتار انسان را هدایت می کنند ، تمرکز دارد دیدگاه فروید درباره ماهیت انسان این است که رفتار از درون و به وسیله سایقها ، تکانشها یا نیازهای نیرومند درونی برانگیخته می شود

انواع نظریه های انگیزشی :

1 - ارضای نیاز : رویکرد انگیزشی بر ارضای نیازهای مهم انسان تاکید می ورزد

2- تصمیم گیری عقلایی : دیدگاه مخالف دیدگاه پیشین مبتنی بر این فرض است که مردم تصمیم گیرنده هایی منطقی و عقلایی هستند انها سود و زیان احتمالی هر عملی را محاسبه می کنند این نظریه تصمیمات را بر مبنای دو اصل قرار داده است ارزش بازده های تصمیمهای مختلف احتمالی . احتمال حصول هر بازده بر اثر گرفتن یک تصمیم احتمالی

3- تبادل اجتماعی : وقتی دو نفر با هم در تعامل هستند مبادله پاداش یا تنبیه بین انها انجام می گیرد .

ویژگیهای نظریه انگیزشی : رویکرد های انگیزشی تاکید می کنند که مردم بر مبنای انچه با انجام یک رفتار به دست می اوردند یا از دست می دهند ، دست به عمل می زنند بعضی اوقات تحلیل از سود و زیان حاصله در هر موقعیت انجام می گیرد تا بر تعارضی که فرد برای انتخاب از میان دو رفتار با ان روبرو می شود غلبه کند در این زمینه فرد مورد بحث در نظر می گیرد که ایا پیامد های هر یک از رفتارها مثبت اند یا منفی ، و به چه میزان مثبت یا منفی هستند تعارض گرایشی- گرایشی ، تعارض اجتنابی – اجتنابی ، تعارض گرایشی – اجتنابی .

تفاوت نظریه انگیزشی با با رویکرد های یادگیری : نظریه های انگیزشی با مزایا و معایب نسبی پاسخهای احتمالی به موقعیت کنونی سر و کار دارند نه با عادتهای اموخته شده از گذشته ها رویکردهای شناختی ، تحلیلهای انگیزشی بسیار به حالتهای درونی و نه فقط محیط بیرونی متکی هستند .

انوع نظریه های جامعه شناختی :

1- تعامل نمادین : انچه انسانها را از حیوانان متمایز می کند قابلیت عظیم ما در ساختن و کاربرد نمادهاست دست به انتخاب بزنیم در تفکر خود را تغییر دهیم . تعامل اجتماعی فرایندی است که طی ان مردم معنی هایی را که در ذهن دارند به یکدیگر انتقال می دهند یک مفهوم مهم در تعامل نمادین تعریف موقعیت است : وقتی مردم تعامل می کنند ، به درک مشترکی از معنی رفتارهای یکدیگر می رسند . مفهوم مهم دیگر در نظریه تعامل نمادین مفهوم خود یا نفس است : اینکه چه کسی هستیم و چگونه هستیم این مفهوم ، از تعاملهای ما با دیگران به وجود می اید . بازخوردهایی که مردم درباره خودمان می گیرند به ما می فهمانند چالز کولی اصطلاح خود اینه ای را مطرح می کند ما خود را در اینه رفتار دیگران با خودمان می بینیم .

2- نقش های اجتماعی : نقش اجتماعی به هنجارها یا حققوق و مسئولیتهایی اطلاق می شود که در یک نظام اجتماعی به یک سمت ویژه تویض می شوند .

انواع نظریه های زیست شناختی :

1- غریزه : بحث این نیست که ایا این ویژگیهای ذاتی بر رفتار اجتماعی ما اثر دارند یا نه بلکه بحث در این زمینه است که اهمیت نقش هر کدام از انها چیست و هر کدام چه نوع اثری بر رفتار ما می گذارند .

2- جامعه شناسی زیستی : این رویکرد نظریه تحولی را برای تبین رفتار اجتماعی حیوانات به کار می برد در این دیدگاه رفتار تا حدودی به وسیله ژنتیک تعیین می شود و الگو های رفتاری در طول زمان به وسیله انتخاب طبیعی ژنهای خاص تحول پیدا کرده اند فرایند تحولی انتخاب ژنتیک ، نه تنها بر ویژگیهای جسمی ، بلکه بر گرایشهای رفتاری نیز حاکم اند .

3- تفاوت های فردی : رویکرد دیگر زیست شناختی بر این نکته متمرکز است که تفاوتهای زیست شناختی بین مردم چگونه ممکن است تفاوتهایی در رفتار انها ایجاد کند .

تعریف نظریه نقش : کارکردهایی که یک شخص هنگام اشتغال یک پست یا مقام در یک زمینه اجتماعی خاص باید انجام دهد . در یمینه هایا جتماعی نقش یک فرد تا حدودی وابسته است به نقشهای افراد دیگر که در ان زمینه اجتماعی قرار می گیرند . کمک های نظریه نقش به روان شناسی اجتماعی : کاربرد این مفهوم به ما امکان می دهد تا درک کنیم که چرا رفتار مردم ممکن است با تغییر یافتن نقش انها در جامعه تغییر کند .

وضعیت نظریه ها در روانشناسی اجتماعی امروزی چگونه است : روان شناسان اجتماعی به سوی ایجاد و وضه نظریه برد متوسط گرایش پیدا کرده اند این نظریه ها می کوشند تا در گسترده ای محدود پدیده ای ویژه ای از قبیل تغییر نگرش ، پرخاشگری ، یا کسسهای میان فردی را توجیه و تبیین کنند .