🍑

🍑

「JEON SAMA」


دمای داخل خونه‌اش به‌قدری بالا بود که اگه کسی از بیرون وارد می‌شد، شک می‌کرد از اینکه توی فصل زمستون قرار دارن و هوا منفی بیست درجه‌ست. البته نباید از این موضوع هم غافل می‌شد که اون دو با نزدیکی‌هاشون به‌هم این گرما رو تشدید می‌کنن و حتی قطرات عرق روی بدن‌هاشون نقش می‌بست.

+مطمئنم بعدا... قراره مدام بابت این... سرم غر بزنی!

با هر ضربه‌ی پی‌درپی مرد، تن پسر زیرش به جلو پرت می‌شد و جونگکوک برای جلوگیری ازش، پهلوی تهیونگ رو گرفت و از شدتش کم کرد. نمی‌دونست قراره در پایان روز با چه کتک‌خوردن‌ها و فحش‌هایی مواجه بشه پس باید از لحظه‌ لذت می‌برد. روی بدنش خم شد و لب‌هاش رو روی کتف سمت چپش قرار داد.

_قبل از اینکه فرصتی برای غر زدن پیدا کنم، جین با دیکم از همین لوستر آویزونم می‌کنه!

با خنده گفت و گازی از شونه‌ی لختش گرفت.

×شکی توش نیست.

امروز قرار بود همراه با مدیر برنامه‌اش به دیدن فردی برای بستن قرارداد برن؛ اما تهیونگ حین خوردن صبحونه با بعضی حرکت‌های اغواگرانه‌اش باعث تحریک شدنش شد و حالا توی همچین شرایط خجالت‌آوری قرار گرفته بودن.

+باید حقوقش رو زیاد کنی.

_همین الانش هر ماه دارم به‌اندازه‌ی یک‌سال حقوقش، بهش می‌دم.

هردو با صدای بلندی به خنده افتادن و جونگکوک با ضربه‌ای که به پروستاتش زد، ناله‌ی عمیقی کرد و انگشت‌هایی که به‌خاطر فشردن بیش‌ازحد کاناپه بی‌حس شده بودن رو جلوی‌ لب‌هاش مشت کرد.

+چطوره براش از بهترین محصولات مراقبت پوستی سفارش بدی؟

به‌ فکر فرو رفت و لحظه‌‌ی بعد لبخندی روی لب‌هاش شکل گرفت که اگه جین اون دندون‌های خرگوشیش رو می‌دید به احتمال زیاد نرم می‌شد.

_عشق باهوش من!

سرش رو کج کرد تا به لب‌های مرد دسترسی داشته باشه و جونگکوگ با فهمیدن قصدش خم شد و شروع به بوسیدنش کرد.

+اومم...

میون بوسه ناله‌ی کوتاهی کرد و کامی از لب بالایی جونگکوک گرفت. هردوشون به‌خوبی جین رو می‌شناختن و برای همین از واکنشش می‌ترسیدن، توی هر پنج دقیقه از این یک‌ساعت بارها به گوشی‌هاشون زنگ زده بود و اون دو برای اینکه یکم تلافی اذیت‌های جین رو دربیارن، به تماس‌هاش جواب نمی‌دادن و تهیونگ احتمال می‌داد تا چند دقیقه دیگه پشت در اون خونه باشه. جین فقط یک کارمند ساده نبود، توی تمام این سال‌ها مثل اعضای خانواده همیشه و توی هر شرایطی کنارشون بود.

_تندتر...

به ضرباتش سرعت داد و باسن خوش‌فرمش رو میون انگشت‌هاش فشرد. لب‌هاش رو توی پایین‌ترین مهره‌ی ستون‌فقراتش نشوند و بوسه‌هاش رو تا پشت گردنش ادامه داد.

×هی مردک بی‌خاصیت، من رو معطل می‌کنی؟

چرخیدن کلید توی قفل، نیشخندی رو روی لب‌های دو مرد به‌وجود آورد. جونگکوک کلید خونه‌اش رو محض احتیاط و برای مواقعی که مشکلی پیش میاد به جین داده بود و حالا اون مرد بدون اینکه خبر داشته باشه قراره با چه‌چیزی روبه‌رو بشه داشت وارد خونه می‌شد.

+فاتحه‌مون خونده‌ست!

×چرا به تماس‌هام جواب نمی...

جین با اولین چیزی که موقع ورودش به سالن دید و از شدت شوکی که بهش وارد شده بود توی جاش خشکش زد. چشم‌هاش تا آخرین درجه درشت شدن و کیف سامسونتی که توی دستش قرار داشت، از میون دست‌هاش سر خورد و روی زمین افتاد.

+هیونگ؟

×مسیح... این چه صحنه‌ای بود که من رو لایقش دونستی؟!

به‌سرعت برگشت و دستی روی صورت بی‌نقصش کشید‌.

×جونگکوک به‌خاطر اینکه باعث شدی چشم‌های پاک و خوشگلم شاهد همچین صحنه‌ای باشن، با دیکت از همین لوستر آویزونت می‌کنم.

گوش‌هاش رو برای اینکه خنده‌های ریز اون دو مرد رو نشنوه گرفت و با کلی سختی با پاهاش کیفش رو به بیرون هدایت کرد و قبل از اینکه از در بیرون بره به رئیسش تذکر داد.

×تا ده دقیقه دیگه میای پایین... ببین نیم ساعت نه ده‌ دقیقه دیگه پایین باش وگرنه...

_هیونگ بهتر نیست بری بیرون تا کارمون هم زودتر تموم بشه؟

×لعنت بهتون!

با کوبیده شدن در جونگکوک هم ضرباتش رو از سر گرفت و بعد از گذشت دقیقه‌ای با لمس پروستات تهیونگ کام شد و پسر با حس اون مایع گرم و سفید درونش، عضوش تکونی خورد و به ارگاسم رسید.

Link:

https://t.me/SAMADownloadBot?start=UMZrysggMZJ0fJu

Report Page