👀🔞
「JEON SAMA」عاشق گریمش شده بود، شاخهای سیاهی که با رنگ مشکی بالای ابروهاش کشیده بودن و لبخند دلقکی که گوشههای لبش رو به سمت گوشش کشیده بود قرار بود قیافهی ترسناکی ازش بسازه؛ اما جونگکوک از نظر دوستپسرش با اون گریم فقط شبیه به یه بانی سکسی و کیوت شده بود.
جونگکوک میدونست مردش به هیچ عنوان از لباسش راضی نیست و بابت کراپ بدننمایی که پوشیده بود و زاپهای بیش از حد شلوارش که رونهای سفید و تپلش رو نشون میداد قرار بود تنبیه بشه؛ اما اهمیت نمیداد و سعی میکرد خوشبگذرونه.
تهیونگ که برای جشن هالووین خودش رو شبیه به جادوگر کرده بود همراه با پارتنرش وسط پیست رقص خودشون رو به هم میمالوندن و میرقصیدن.
+تهیونگا... هوای اینجا خیلی گرمه، با این حجم میکاپ احساس سنگینی میکنم... بیا برگردیم.
تهیونگ که انگار منتظر این حرف بود سریعا دست جونگکوک رو گرفت و از مهمونی خارج شدن.
.
.
.
.
+آههه... اومم تهیونگا آرومتر.
تهیونگ هیچ توجهی به حرف جونگکوک نکرد و ضربههاش رو همچنان عمیق و محکم داخل سوراخ پسر میکوبید.
میدونست که کوک داره از ضربههاش روی پروستاتش لذت میبره و تمام این حرفهاش برای مظلومنمایی و دلبری از خودشه.
_هیشش آروم بیب... فاک نمیگی وقتی با اون کراپ لعنتی خودتو میمالی بهم چه حالی میشم؟
کمر سفید پسر رو گرفت و باز هم سرعت کمرزدنش رو بیشتر و بیشتر کرد، دیکش رو مستقیم روی پروستات پسر فشار میداد و باعث میشد صدای نالههای جیغ مانند جونگکوک تمام اتاق رو پر کنه.
با لذت هومی کشید و اسپنکی روی باسن پسر نشوند، به رد انگشتهاش روی بوت پسر و باز و بسته شدن حفرهاش دور دیکش نگاه کرد و فاکی زیر لب گفت.
_فاک اگه بدونی چقدر این صحنه سکسیه اون موقع میفهمی چرا میگم دیوونم میکنی.
+آههه... ته نزدیکم، فاک محکمتر اومم
خودش هم نزدیک بود، پس کمر کوک رو گرفت و عمیق و خشن داخل سوراخش میکوبید.
بعد از چند ضربه صدای نالهی پسر کوچیکتر بلند شد و بعد از اون کام شیری رنگش ملحفه تخت رو کثیف کرد، ثانیهای بعد از ارضا شدن کوک تهیونگ هم خودش رو داخل پسر خالی کرد و آروم دیکش رو از حفرهی ملتهب پسر بیرون کشید.
خم شد و بوسهای رو لبهای جونگکوک گذاشت و آروم زمزمه کرد:
_بدنت برای منه... کل وجودت برای منه، و من دوست ندارم کسی چیزی که برای من هست رو ببینه... در میارم چشمی رو که رو تو باشه دردونه پس من رو روانی نکن.
Link: https://t.me/SAMADownloadBot?start=TQy3FRhrkfTtsxT