.....

.....

فاحشه بی گناه

پارت_3


به عادت همیشه ام،لباس زیر ستی از کمدم برداشتم،

شورتم از پشت تورو بندی بود،سوتینمم که کلا تور بود.

این جور لباس ها رو مخصوص مردهای جوون و جنلتمن می پوشیدم.

جلو آیینه قدی تو اتاقم ایستادم.

به لطف باشگاهی که میرفتم، بدن خوش فرمی داشتم و مردا ناخواسته جذب می شدن.چه فایده!

بدنی که هرروز یکی لمس می کرد،اندامی که هر ساعت زیر یکی جون می داد.

لذتی جز عذاب نداشت.

فقط پول بود.بعد از سشوار کشیدن،

موهای لختم رو سامورایی بستم.اسپری خوشبو کننده ام و برداشتم،باهاش دوش گرفتم.

کوروش پسر سوسول و باکلاسی بود که حسابی برام خرج می کرد.

کفش های پاشنه 7 سانت سفیدم رو به پام کرده تا همرنگ با شورت و سوتینم بشه.

از دیدن خودم حس غرور بهم دست داد.

چرخی تو اتاقم زدم تا پاکت سیگارم رو پیدا کنم.

پوف نبود.

بی حوصله سمت پذیرایی رفتم.

پاکت سیگارم رو اوپن چشمک می زد.

یک نخ روشن کردم،عمیق کام گرفتم.

رو کاناپه لم دادم،خودم رو ولو کردم.

پا رو پا انداختم،چشم به در دوختم تا مشتری بعدی بیاد.

با آسودگی مشغول کشیدن سیگارم بودم

زنگ زد به صدا دراومد ، چه سرعتی؟

من تو طبقه ی اول ساختمانی 5 طبقه سکونت داشتم.

سیگارو تو جا سیگاری خاموش کردم. 

ایفون و زده، در و باز کردم.نفسی کشیدم تا کمی ریلکس باشم.

بازم رابطه ی اجباری دیگه.قبل از رسیدن کوروش به اتاق رفتم.

 رو تخت و نشسته و منتظر شدم کوروش بیاد.