Dissociative identity disorder (DID)

Dissociative identity disorder (DID)


به عنوان " اختلال چندشخصیتی " بین عموم شناخته شده. فردی با این دیسوردر، ممکنه چندین شخصیت جدا از خود اصلیش داشته باشه و هر شخصیت متفاوت باشه. شخصیت‌های فرد می‌تونن، سن، اسم، جنسیت، تُن صدای متفاوت، عادت‌های متفاوت یا حتی توانایی‌های فیزیکی-ذهنی متفاوتی نسبت به شخصیت اصلی داشته باشن. خشونت فیزیکی-جنسی می‌تونه یکی از دلایل به وجود اومدن این اختلال باشه و همچنین این شخصیت‌های‌ فرعی می‌تونن یک نوع واکنش برای پاسخ به یه اتفاق تلخ یا یک آسیب باشن. برای مثال توی این داستان، تمام اون جزئیات تصادف رو یکی از شخصیت‌های بومگیو به یاد می‌آورد و خود بومگیو خاطره‌ای از جزئیاتش نداشت. اینجوری ذهنش می‌تونست از خود اصلیش در برابر این آسیب محافظت کنه. با به وجود آوردن شخصیت فرعی‌ای که اون آسیب رو تجربه و احساس می‌کنه و دور نگه داشتن خود فرد از تمام این احساسات. فاصله‌های زمانی بین خاطرات هم یکی از نشونه‌های اختلاله‌. فرد می‌بینه زمان‌های زیادی از زندگیش رو یادش نیست. یا دلیل یه سری از کارایی که انجام داده رو نمی‌دونه که در نهایت با تشخیص درمانگر می‌تونه بفهمه که این اختلال رو داره. ( البته نشونه‌ها خیلی زیاد‌ن ) توی این داستان هم زمانی که بومگیو با یونجون بود نمی‌دونست این اختلال رو داره اما الان سعی در کنترلش داره. الان بومگیو تصمیم گرفته تراپی رو شروع کنه ولی متاسفانه استرس یکی از دلایل شیفت‌شخصیت‌هاست. کنار اومدن با تروماها و آسیب‌ها و چیزی که تا الان فکر می‌کردی عادیه اصلا آسون نیست و بخاطر همین استرس‌ها، توی این پلات بومگیو مداوم شیفت شخصیت رو تجربه می‌کنه.

این اختلال می‌تونه با افکار خودکشی، استرس و اضطراب همراه باشه و فردی که تجربه‌ش می‌کنه ممکنه حس کنه خارج از بدنشه، هویتی نداره و چند‌تیکه شده. البته درمان ( داروی ) خاصی براش وجود نداره و تراپی‌هایی که هست هم تلاشش با این هدفه که بتونه با کمک به فردی که این اختلال رو داره، با پذیرفتن آسیبی که باعث به وجود اومدن شخصیت‌های فرعی شده در نهایت شخصیت‌هارو ادغام کنه و به یک شخصیت واحد برسه. توی این استوری لاین، ما دوتا از شخصیت‌های بومگیو رو دیدیم، یکی که توی زمانی مونده بود که با یونجون توی رابطه بود و بعدی زمانی که یونجون رو از دست داد. خود بومگیو همونجوری که گفتم خاطره‌ای از جزییات تصادف نداره و فقط یادش میاد اون شب تو ماشین کنار یونجون بود. همینطور تا وقتی که بتونه تهیون رو تو زندگیش قبول کنه، یه ددلاین چندساله هست. در آخر من تخصصی راجب این اختلال ندارم و هر چی می‌دونم از سرچ و خوندن راجبشه و تا جایی که می‌تونستم سعی کردم شبیه به نشونه‌های خود این اختلال بنویسم. پس اگه جایی وجود داره که از دستم در رفته بدونید به این دلیل بوده♡

Report Page