۞━⊹༅﷽༅༻𑁍═┄⊹

۞━⊹༅﷽༅༻𑁍═┄⊹

أنجمن علمی_فرهنگی أنصار المهدی عج


« اولین مجموعه تخصّصی مهدویت و نقد مدّعیان دروغین »

┄┅❁🌸🍃 ┄┅❁🌸🍃

پاسخ به شبهه ❄️ #یااباالعباس_انت_امام_الناس #خطبة_البیان🔆

احمد بصری با استناد به روایت ذیل میگوید که منظور از عبارت «اَلْمُكَنَّى بِعَمِّهِ» 💢کسی که هم کنیه عمویش هست💢خود احمد بصری میباشد:

📜حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اَللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى اَلْعَطَّارُ قَالَ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَالِكٍ قَالَ حَدَّثَنِي حَمْدَانُ بْنُ مَنْصُورٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عِيسَى اَلْخَشَّابِ قَالَ: قُلْتُ لِلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنْتَ صَاحِبُ هَذَا اَلْأَمْرِ قَالَ لاَ وَ لَكِنْ صَاحِبُ اَلْأَمْرِ اَلطَّرِيدُ اَلشَّرِيدُ اَلْمَوْتُورُ بِأَبِيهِ اَلْمُكَنَّى بِعَمِّهِ يَضَعُ سَيْفَهُ عَلَى عَاتِقِهِ ثَمَانِيَةَ أَشْهُرٍ.

         ●━━━━━━●

ترجمه:

         ●━━━━━━●

♦️عيسى خشّاب گويد:به امام حسين عليه السّلام گفتم:آيا شما صاحب الامر هستيد؟فرمود:خير،و ليكن صاحب الامر طريد و شريد و خونخواه پدرش و داراى كنيۀ عمويش مى‌باشد او شمشيرش را هشت ماه روى دوش خود مى‌نهد.

کمال الدين و تمام النعمة،ج:۱،ص:۳۱۸

وی میگوید مراد از كنيه،اين است كه بگويی:«ابو فلان»و مراد از عمو در اين روايت «عباس بن علی(ع)» میباشد و به قمستی از خطبة البيان که منسوب به امام علی (ع) است و به شرح ذیل میباشد،برای تایید ادعایش استناد میکند:

... ثمّ قال: لو شئت لأوقرت من تفسير فاتحة الكتاب سبعين بعيرا ق وَ الْقُرْآنِ الْمَجِيدِ كلمات خفيّات الأسرار و عبارات جليات الآثار و ينابيع عوارف القلوب من مشكاة لطائف الغيوب، لمحات العواقب كالنجوم الثواقب، نهاية الفهوم بداية العلوم، الحكمة ضالّة كلّ حكيم، سبحان القديم، يفتح الكتاب و يقرأ الجواب💢 يا أبا العبّاس‏ أنت‏ إمام‏ الناس💢،سبحان‏ من يحيي الأرض بعد موتها و ترد الولايات إلى بيوتها. يا منصور تقدّم إلى بناء الصور ذلك تقدير العزيز العليم.

إلزام الناصب في إثبات الحجة الغائب عجل الله تعالى فرجه الشريف،ج‏:٢؛ص:١٩٧


در مورد روایت اول،در مقاله قبل با عنوان «الطرید_ الشريد_ اَلْمَوْتُورُ بِأَبِيهِ- اَلْمُكَنَّى بِعَمِّهِ- اِبْنُ خِيَرَةِ اَلْإِمَاءِ- يَضَعُ سَيْفَهُ عَلَى عَاتِقِهِ ثَمَانِيَةَ أَشْهُرٍ»،مفصلا توضیح دادیم و ثابت کردیم که صفات یاد شده،مختص امام مهدی(عج) میباشند و احمد بصری سعی در سرقت آنها داشته است.

🔖لینک مقاله:


🔅حال میخواهیم ادعای احمد بصری مبنی بر روایت دوم،که قسمتی از «خطبة البيان» هست و احمد بصری طبق آن روایت خود را مصداق عبارت «یا ابالعباس انت امام الناس» می‌داند، بررسی کنیم.

🔘اولاً:این روایت «خطبة البیان» را علی یزدی حائری[متوفی ١٣٣٣ هـ قـ،قبل از حدود ١٠٧سال] در کتاب «الزام الناصب» برای اولین بار نقل کرده،و روایت منقول از کتب عامه[مخالفین] است پس روایت از طرق شیعه نیست،بلکه قبل از تنها صد سال در کتب یکی از علما،از مخالفین نقل شده است؛پس روایت عامی است واز این جهت نمیشود به آن استناد کرد و از اخذ روایات عامه از سوی معصومین (ع) نهی شده ایم.

🔘خطبة البيان:

خطبة البیان،خطبه مشهوری است که به امام علی(علیه‌السلام) نسبت داده می‌شود.این خطبه به پیش‌گویی‌هایی درباره آینده و معرفی امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) به نقل از خود آن حضرت و هم‌چنین تبیین آخرالزمان و نشانه‌های ظهور حضرت مهدی(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) می‌پردازد.این خطبه در مصادر حدیثی اصلی ذکر نشده و دسترس‌ترین منبع آن،کتاب« الزام الناصب است».با توجه به سند و منبع ضعیف«خطبة البیان» و اشکالات اساسی که به آن وارد می‌شود،بزرگان علمای شیعه از انتساب این خطبه به امام علی (علیه‌السلام) خودداری کرده و در کتاب‌های خود نیاورده‌اند و بعضی آن را ساخته و پرداخته غلات و صوفیه می‌دانند.

در منابع روایی و تاریخی،خطبه‌هایی به امام علی(علیه‌السلام) منسوب است که خالی از فصاحت و بلاغت نیست؛ولی در‌عین‌حال در نهج‌البلاغه نیامده است؛ازجمله آنها، «خطبة البیان»و یا «خطبه افتخار» منسوب به حضرت علی (علیه‌السلام) می‌باشد. 

ــــــــــــــــ

🔘مضمون خطبة البیان:

مضمون این خطبه به پیش‌گویی‌هایی درباره آینده و معرفی امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) به نقل از خود آن حضرت و هم‌چنین تبیین آخرالزمان و نشانه‌های ظهور امام مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) اختصاص دارد.

ـــــــــــــــــــ

🔘روایتی از عبدالله بن مسعود:

عبدالله‌بن مسعود،به اسنادی که در متن خطبه مذکور است،می‌گوید: زمانی که امیرالمؤمنین امر خلافت را عهده‌دار گردید،پس از سه روز به بصره آمد و به مسجد جامع شرفیاب شده،بر فراز منبر قرار گرفت و در ضمن خطبه‌ای به مناسبت حوادث و مصائبی که بعد از رحلت پیامبر برای امت روی می‌دهد، اشاره‌هایی فرمود. در این بین،منکری به نام "سوید‌ بن نوفل هلالی" از بزرگان خوارج،سخن امام را قطع کرد و پرسید که وی این چیزها را از کجا می‌داند؟حضرت به دیده خشم به وی نگریست و در باب اوصاف خود و احاطه علم خویش،عبارت‌هایی مسجع بر زبان آورد که بیان احوال وی بود؛ مثل: «انا سرّ الأسرار» ، «انا شجره الأنوار» ، «انا دلیل السموات» ، «انا انیس المسبّحات» و غیر اینها.

📒الزام الناصب فی اثبات الحجة الغائب،ج:۲،ص: ۱۴۸-١٩١

ـــــــــــــــــــ

🔘بررسی سند خطبة البيان:

این خطبه بسیار طولانی تنها در منابع متأخر، یافت می‌شود.شاید دسترس‌ترین منبع آن،کتاب الزام الناصب،نوشته «علی یزدی حائری» (م ۱۳۳۳ق)»باشد.در این کتاب، سه نسخه و به عبارتی سه متن برای «خطبة البیان» ذکر شده که هر یک با دیگری تفاوت‌های زیادی دارد.برای دو نسخه اول آن،منبعی ارائه نشده و نسخه سوم را به کتاب «الدر المنظم فی السرّ الاعظم» نوشته «محمدبن طلحه شافعی» (م ۶۵۲ق) منتسب می‌کند که وی از عالمان عمریه است. 

ــــــــــــــــــــ

🔘سلسله سند خطبة البیان:

افرادی که در این کتاب به‌عنوان سند حدیث معرفی می‌شوند،غیر از «طوق‌ بن مالک» که او نیز محدث نیست و روایتی از او نقل نشده؛بلکه یکی از فرماندهان «هارون‌الرشید» بود و در سال «۲۱۶ق» از دنیا رفت،همگی مجهول هستند. 

📕تاریخ الطبري،ج:۸،ص:۳۲۳

📕تاریخ الیعقوبي،ج:۲،ص:۴۲۴

🔘نکته‌هایی درباره «عبدالله بن مسعود»:

مهم‌تر از سلسله سند،راوی اصلی،یعنی «عبدالله‌ بن مسعود» است که چند نکته درباره وی قابل توجه است:

 📌ایراد خطبه پس از خلافت امام علی:

وی پیش از خلافت امیرمؤمنان (علیه‌السلام) از دنیا رفت و با توجه به تصریح خطبه که امام علی (علیه‌السلام) خطبة البیان را پس از خلافت خود در بصره یا کوفه ایراد کرده، نمی‌توان گفت که در زمان حیات «ابن‌ مسعود» بیان شده باشد.

ـــــــــــــــــــــ

📌مرفوع بودن سند:

جالب‌تر از این، «مرفوع بودن سند» است؛ یعنی بین «ابن‌ مسعود» و «شنونده خطبه»، شخص یا اشخاصی وجود دارند و این مطلب،جای هیچ‌گونه توجیهی درباره نادرستی سند خطبه باقی نمی‌گذارد.ـ

ــــــــــــــــــــ

📌روایت نکردن «ابن‌مسعود» از امام علی(ع):

به اعتراف علمای عمریه،در شرح حال «عبدالله‌ بن مسعود» آمده است که وی در کتب حدیثی،هیچ‌گاه از امام علی (علیه‌السلام) روایت نکرده است.

📕تهذیب الکمال فی اسماء الرجال،ج:۱۶،ص:۱۲۱

ــــــــــــــــــــــ

⭕️ثابت نشدن وثاقت «ابن‌ مسعود»:

وثاقت «ابن‌ مسعود» هم در نزد ما ثابت نیست؛چراکه درباره وی گفته می‌شود که او در نقل حدیث،دقت نداشته است.

📒رجال الکشي،ص:٣٨

پس با این اوصاف و توضیحات،جای اعتماد‌ی نسبت به سند این خطبه،باقی نمی‌ماند.

🔘بررسی متن خطبه:

⭕️دیدگاه میرزای قمی:


🔘میرزای قمی و رد خالقیت اهل بیت علیهم السلام:

🌸میرزای قمی در «شرح خطبة البیان» [مرکز احیا، شماره نسخه: ۳۶۲۶/۱] عباراتی مانند«أنا خالق السماوات والأرض»و«أنا الرزاق»و.. که به امیرالمؤمنین علیه السلام نسبت داده شده می‌گوید:نسبت این خطبه به آن جناب ثابت نیست و در احدی از کتب معتبره امامیه و در کلام هیچ عالمی که بر او اعتمادی باشد ندیده‌ام،بلی این خطبه و نظیر آن در کلام بعضی صوفی مسلکان هست از جمله در کتاب رجب برسی.

میرزای قمی سپس اشاره به استناد فیض کاشانی در کتاب قرة العیون به این خطبه می‌کند و ضمن بی‌اعتبار دانستن آن می‌گوید ظاهرا تکیه فیض بر کتاب برسی است.

ایشان ضمن ذکر اینکه خطبة البیان و خطبه طتنجیه هیچ سندی ندارد محتوای آن را نیز خلاف عقل و نقل می‌شمارد.

🌺میرزای قمی اشاره‌ای نیز به ادعای قاضی سعید قمی می‌کند که مدعی است این خطبه ومضمونش به دلیل شیوعش نیاز به سند ندارد و بخاطر همین برای آن سندی ذکر نشده است.

البته باید افزود این ادعا درحالی است که امثال این خطبه جز در کتب صوفیه و شیخیه و بعض اخباریین منحرف پیدا نمی‌شود و علامه مجلسی در رساله اعتقادات می‌نویسد اعتباری بر این سخنان «برسی» نیست.

📌دیدگاه علامه مجلسی:


علامه مجلسی رحمه الله: 

خطبة البیان جز در کتاب غلات و همفکران ایشان نیامده است. 

📒مرآه العقول،ج:۳،ص:۱۳۳


📌دیدگاه مصطفی آل‌حیدر:

مؤلف کتاب «بشارة الاسلام» (سید مصطفی آل‌حیدر) می‌نویسد:مستند صحیحی برای این خطبه نیافتم و هیچ‌کدام از محدثان بزرگ مانند «کلینی»، «صدوق» و «شیخ طوسی» آن را نقل نکرده‌اند و از این‌ که «علامه مجلسی» با همه اطلاع و احاطه بر احادیث،این خطبه را نیاورده است، نشانگر بی‌اعتمادی وی به این خطبه است...

📒بشارة الاسلام،ص:۷۵


📌دیدگاه جعفر مرتضی عاملی:

در سال‌های اخیر نیز،علامه «جعفر مرتضی عاملی»،از مطالب این خطبه برآشفته و بخشی مهم از کتاب «دراسة فی علامات الظهور و الجزیرة الخضراء» را به رد «خطبة البیان» اختصاص داده است که در این‌جا جهت اختصار، صرفاً به بعضی ایرادات ایشان به متن این خطبه اشاره می‌کنیم:


♨️معاصر نبودن افراد حاضر در خطبه با امام:

در «خطبة البیان» از افرادی چون «عمر بن صالح» ، «سلمان» ، «مقداد» و «ابن یقطین» نام برده می‌شود که در آن‌جا حضور داشته‌اند؛ در‌حالی‌که «سلمان» و «مقداد» ، سال‌ها پیش از خلافت امام از دنیا رفتند و «عمر بن صالح» و «ابن‌ یقطین» معاصر آن حضرت نبوده‌اند.


♨️وجود خارجی نداشتن «سوید بن نوفل»:

«سویدبن نوفل هلالي» که به‌عنوان بزرگ خوارج در این خطبه نام برده شده، در تاریخ وجود خارجی ندارد.


♨️فرود آمدن جبرئیل بر صخره بیت‌ المقدس:

در نسخه اول خطبه می‌خوانیم که جبرئیل برای اعلام ظهور بر صخره بیت‌المقدس فرود می‌آید؛در‌حالی‌که این محل،قبله یهودیان است و بنی‌امیه روایاتی در فضیلت آن جعل کرده‌اند.در نسخه دوم هم به هیکل که گویا هیکل سلیمان است،سوگند یاد شده است.


♨️تجهیز حضرت مهدی(عج)،به‌دست حضرت عیسی(ع):

براساس روایات اسلامی،امام حسین (علیه‌السلام) پس از رجعت، متکفل تجهیز امام مهدی (علیه‌السلام) می‌شود؛اما این خطبه می‌گوید:حضرت عیسی(علیه‌السلام)، امام مهدی(عج) را دفن خواهد کرد.


♨️وجود کلمات مبهم و بی‌معنا:

در این خطبه کلمات مبهم یا بی‌معنای فراوانی وجود دارد؛ مانند: «انا مصحف الانجیل» ، «انا شعر الزبرقان» ، «انا عنق السبطین» ، «أنا عطارد التعطیل» ، «انا ناسخ المری» ، «انا غفران الشرطین»... .


♨️وجود مطالب دالّ بر عقیده حلول:

کلمات غلو‌آمیز و مطالب دالّ بر عقیده حلول در «خطبة البیان» فراوان است؛مثل: «أنا علانیة المعبود» ، «انا الظاهر مع الانبیاء» ، «انا سبب الاسباب» ، «أنا الاول و الآخر» ، «انا الظاهر» ، «انا الباطن» ، «انا واضع الشریعة» ... .


♨️وجود غلط‌های دستوری:

اغلاط دستوری و کلمات نادرست از نظر ادبیات عرب و هم‌چنین ترکیب نادرست جملات در این خطبه زیاد به چشم می‌خورد؛چنان‌که برخی کلمات، به‌صورت غلط،با «الف و لام» آمده یا کلماتی فارسی (مانند کیوان) به خطبه راه یافته است.


♨️تعیین زمان ظهور:

با این‌که در روایات بسیاری قید زمان ظهور را مردود می‌شمرند،در متن سوم،با ذکر علائمی عجیب برای ظهور،وقت آن را به سال «۱۱۸۴ق» ، تعیین می‌کند.

♨️وجود عبارت‌های تکراری:

در «خطبة البیان» عبارت‌های تکراری فراوان است.

♨️دشمن بودن سازنده خطبه با اهل بیت:

از این‌ که در جمله‌ای از نسخه سوم خطبه گفته شده «ضیّعتُ الارض و حُکم الفرض» ، احتمال می‌رود که سازنده آن فردی ناصبی و دشمن اهل بیت(ع) بوده است.

📒دراسة في علامات الظهور،ص:۷۵


📌دیدگاه مرحوم سیّد إسماعیل طبرسی نوری:

«خطبة البیان» را اصحاب ما نقل ننموده اند،و گفته اند:این خطبه را بعضی غُلات موضوع(جعل) نمودند و آن را نسبت دادند به حضرت أمیرالمؤمنین(علیه السلام)،و اصل ناقلین این خطبه هم نیز بعضی از عامّه میباشند!

📒کفایة الموحّدین؛ج:۱،ص:۵۱۶


📌دیدگاه آیت الله خویی:

مرجع فقید آیت الله خویی(ره) و شاگرد گرانقدرشان مرحوم آیت الله میرزا جواد تبریزی(ره) حدیث معروف به «خطبة البیان» که حاوی عبارات کفر آمیز و مورد استناد غالیان میباشد را بی اساس دانسته اند:

⁉️ما رأیکم بــ«خطبة البیان» المنسوبة للإمام عليّ(علیه السلام)؟

🌳السیّد الخوئي(ره):

لا أساس لها !

📒صراط النجاة؛ج:۲، ص:۴۵۳(مع تعلیقات المرجع الفقید المیرزا جواد التبریزي،و لم یعلّق المیرزا التبریزي علَی جواب أُستاذه)


📌دیدگاه آیت الله شیخ جواد تبریزی:

⁉️س:هل خطبة البيان و الخطبة التطنجية صحيحتان؟ و هل حديث الخيط الأصفر و حديث النورانية المرويان في «البحار» صحيحان؟ ...

ج: لم يثبت عندنا صحة نسبة الخطب المذكورة للإمام أمير المؤمنين عليه السلام...

⁉️سؤال: آیا خطبة البیان و خطبه تطنجیه صحیح اند و آیا حدیث خیط اصفر و حدیث نورانیت که در بحار نقل شده صحیح اند؟

پاسخ: نزد ما صحّت نسبت خطبه های مذکور به امام امیرالمؤمنین علیه السلام ثابت نشده است ...

📒صراط النجاة،دار الصدیقة الشهيدة،ج:٩،ص:٧٠


📌دیدگاه آیت الله سیّد محمّد سعید حکیم:

مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیت الله سیّد محمّد سعید حکیم(دام‌ ظلّه) در پاسخ به سؤالی پیرامون اعتبار «خطبة البیان» و «الخطبة الکوثریة»،این دو خطبه را فاقد سند معتبر دانسته اند:

⁉️ما مدی صحّة «خطبة البیان» و «الخطبة الکوثریة» المرویتان عن الإمام عليّ(علیه السلام)؟

سماحة المرجع الدیني السیّد محمد سعید الطباطبائي الحکیم(دام ظلّه):

لم تثبت الخطبتان المذکورتان عندنا بطریق معتبر !

📒الفتاویٰ(أسئلة و أجوبة)،ج:۱،ص:۴۰۲


📌دیدگاه سیّد محمد صادق روحانی:

لم يثبت لدينا سند صحیح لنسبة هاتين الخطبتين إلَى أمير المؤمنين(سلام الله عليه)،بل الثابت عدمه! فإن لخطبة البيان ثلاثة نصوص،إثنان منها مرسلة،و المسند رواية محمد بن أحمد الأنباري عن ابن مسعود رفعه إلَى عليّ(علیه السلام) قائلا:

لما تولّى الخلافة بعد الثلاثة أتي إلَى البصرة فرقی جامعها و خطب الناس خطبة،إلَى أن قال ابن مسعود:و كان قد أوصى إليه أمير المؤمنين أن يخطب الناس خطبة البيان...

و لكن ابن مسعود قد مات في سنة ۴۲ او ۴۳ في عهد عثمان،و لم يعش إلَى زمن خلافة عليّ(عليه السلام)،يضاف إلَى ذلك ما في متن الخطبة علَى طولها من الأمور التي يقطع الإنسان عدم كونها لأمير المؤمنين(علیه السلام) !

📒کتاب ألف فتویٰ و سؤال(التقلید و العقائد)، ص:۲۰۷-۲۰۸

الشبهات و الاجوبة:

⭕️📌دیدگاه علامه قزوینی:


🌲🌸از جمله روايات دروغ که مخالفان امير المؤمنين(ع) آورده اند،خطبه‏‌اى است كه غُلات افترا كرده‏ اند و بر امير المؤمنين(ع) منسوب نموده و آن را «خُطْبَةُ الْبَيَان‏» می نامند.


 📒صافى در شرح كافى (ملا خليل قزوينى)،ج:٢، ص:۴۴٠


⭕️📌علامه نور الله شوشترى:


🌲🌸هنوز ایمان راوى خطبة البیان بر ما ظاهر نشده است، ضمن اینکه عبارات «خطبة البیان» بر وجهی که علماء معنی آن را فهمیده اند موافق قرآن و أصول مذهب نیست.پس بالضروره می یابد که نسبت آن عبارات بحضرت امیر باطل باشد و چون راویان «خطبة البیان» مجهول است می توان گفت که آن خطبه را یکی از ایشان به آن حضرت نسبت داده باشد و یا به احتمال قوی، بعضى از عامه یا معتزله آن عبارات را به نام آن حضرت مشهور ساخته باشند تا عوام شیعه بنقل آن اقبال نمایند آنگاه اقبال ایشان را به نقل و روایت آن موجب تشنیع و تجهیل طایفه شیعه سازند و بر علماء ظاهر است که جمیع این اختلافات که در دین پیدا شد از أحادیث کاذبه و اخبار موضوعه خارجیان و غلات است و در کتب رجال شیعه تنبیه بر روایات بسیار از غلات شیعه کرده اند. 


📒الصوارم المُهرقة فی نقد الصواعق المُحرقة (لابن حجر الهیثمی)،ص:٨٩


⭕️📌در این‌جا دو نکته باید مورد توجه قرار گیرد:



⚠️♨️۱.نکته اول:


💡👈اخبار هم مانند آیات محکم و متشابه،عام و خاص،مطلق و مقید،مجمل و مفصل،و تنزیل و تأویل دارد. پس بر شخص منصف است که به مجرد دیدن حدیث یا خبری که ظاهر آن در نظر او به‌ظاهر با اصول و قواعد،هم‌سویی ندارد تأمل و تدبر نماید و فوراً به انکارش کمر همت نبدد.شیخ مفید (م ۴۱۳ ق) درکتاب اختصاص حدیثی از حضرت صادق (علیه‌السلام) به نحو مسند روایت کرده که حضرت فرمود:


👇👇👇👇

 


📜 أَحْمَدُ وَ عَبْدُ اَللَّهِ اِبْنَا مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَلنُّعْمَانِ اَلْأَحْوَلِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: أَنْتُمْ أَفْقَهُ اَلنَّاسِ مَا عَرَفْتُمْ مَعَانِيَ كَلاَمِنَا إِنَّ كَلاَمَنَا يَنْصَرِفُ عَلَى سَبْعِينَ وَجْهاً .📜


✳️♦️همانا سخنان ما به هفتاد وجه باز می‌گردد.♦️✳️



📒الإختصاص،ج:۱،ص:۲۸۸


❄️🔘در نتیجه اگر کلامی در سخنان ایشان دیده شد که از متشابهات بود،فوراً نباید آن را رد کرد؛بلکه سزاوار است که سکوت و توقف کرد که این روش موافق با احتیاط است.


⚠️♨️نکته دوم:


💡👈برخی خواسته‌اند عبارات این خطبه را که به‌ظاهر غلو‌آمیز می‌آید،به کتب معتبر شیعه،از قبیل کتاب «بصائر الدرجات» محمدبن حسن بن فروخ صفار (م ۲۹۰ ق) یا «البدء و التاریخ مقدسی» ، «تاریخ طبری» و «رجال الکشی» منتسب کنند که اگر مقصود ایشان فقط چند کلمه یا جمله از «خطبة البیان» است،باید گفت آنها را «سید رضی» هم در نهج‌البلاغه آورده است؛ولی قطعاً سازندگان «خطبة البیان» ، آن کلمات یا جملات را از نهج‌البلاغه یا منابع معتبر دیگر گرفته‌اند.


❄️🔘و اینها دال بر اعتبار این خطبه نمی‌تواند باشد.نهایت این‌که مضامینی از این خطبه که در کتب ذکرشده آمده است،بر فرض داشتن سایر شرایط وثاقت متن و سند،به اعتبار همان کتب مورد قبول واقع می‌باشد.


❄️🔘پس با توجه به سند و منبع ضعیف «خطبة البیان» و اشکالات اساسی که به آن وارد می‌شود، بزرگان علما‌ی شیعه از انتساب این خطبه به امام علی (علیه‌السلام) خودداری کرده و در کتاب‌های خود نیاورده‌اند و بعضی آن را ساخته و پرداخته غلات و صوفیه می‌دانند.


❄️🔘احمد الناصبی بصری قبل از ذکر روایت دوم گفت:«این روایت نزد شیعه و اهل سنت روایت شده(!!!)» ولی نگفته چگونه نزد شیعه روایت شده؟زیرا اینچنین تک روایتی که تنها یک قرن پیش توسط یک عالم در یک کتاب نقل شده،نمیشود گفت توسط «شیعـه» روایت شده.

پس اگر مقصود وی اغلب شیعه است،این دروغۍ است که دلیلۍ بر آن نیست ونمیشود بر نقل یک عالم از کتب اهل سنت عمر گفت:«شیعـه روایت کردند» واین خلاف اصطلاح واستعمال عرفی عبارت است!

زیرا زمانی گفته میشود شیعه نقل کردند که طرقی نزد شیعه داشته باشد واین روایت طریق شیعی ندارد بلکه تنها در کتاب «الزام الناصب» وجود دارد؛پس چگونه امامی است که بدیهیات روایات و کاربرد اصطلاحات را نمیداند؟ وبه کاربردن این عبارت جز تدلیس وتلبیس نامیده نمیشود وهمه ی اینها ادعای این مدعی را ابطال میکند.


❄️🔘ثانیاً:این خطبه درباره ی امیرالمؤمنین (ع) سخن میگوید،وجز درباره ی خویش کسی را ذکر نکرده،پس احمد بصری از کجا آمده تا این اشاره ای به کنیه اش باشد؟

وآیا از آن ذکری در روایت به میان آمده تا این فراز به وی منصرف باشد؟پس به چه دلیلۍ این کنیه را به وی نسبت میدهید و روایت را تأویل میکنید؟


❄️🔘ثالثاً:ظاهر از این خطاب قول مستمعین به امیرالمؤمنین (ع) است که هنگامی که وی را خطاب میکردند،به نام فرزندش عباس مکنیٰ میکردند[ابوالعباس]؛پس حاضرین امیرالمؤمنین (ع) را خطاب قرار میدادند که وی امام آنهاست،ودر آن زمان احمد بصری درکار نبود تا آنکه وی را مخاطب قرار دهند وبه امامتش شهادت دهند!

مضافاً بر اینکه احمد بصری ادعا میکند [امر مهدیین وامامتش] از اسرار بود،لذا اگر مردم این کلام را گفتند و احمد بصری را میشناختند پس سری درمیان نیست! پس حسب ظاهر کلام مردم،خطاب به امیرالمؤمنین (ع) بود.


❄️🔘رابعاً:اگر تسلیم کردیم که امیرالمؤمنین(ع) ابوالعباس[عباس بن علی ع] را خطاب قرار داده بود_اگرچه ما تسلیم نمیکنیم و وی متولد نشده بود_ پس دلیل چیست که مراد از آن احمد بصری است؟

واگر گفته شد مراد احمد بصری است میگویم که ممکن نیست زیرا که او عمویش نیست،کما اینکه در سابق آشکار شده نسب وی به ائمه برنمیگردد و طایفه ی او علوی نیست.

🔘┄┅❁🌸🍃 ┄┅❁🌸🍃

◈ ڪانال انجمن علمے تحقیقاتے انصارالمهدے عج ↓↓ https://t.me/ansar_almahdi_ngo


◈ڪانال سید محمد مهدے الحجازے ↓↓

https://t.me/alhejazi

 

◈فهرست ڪانال سید محمد مهدے الحجازے (الإثنے عشریة) ↓↓ 

https://t.me/esnaasharieh


◈ اینستاگرام انجمن انصار المهدے عج ↓↓

https://instagram.com/ansar_almahdi_ngo?igshid=1sisfu7z722kt


کتابخانه تخصّصی أنصار المهدي عجّل اللّه فرجه 

https://t.me/kotobenaghdedajal


 

Report Page