...
S Rیک
«شاید جنبش روشنایی، پیشتازتر از روند رشد مدنی و خواستهها و مقولههای شهروندی در افغانستان زاده شده بود»
کوچهبازاریها ص ۶۳۰
دو
به این نکته دقت کنید. این حرف را یکی از دکاندارانی میگوید که مربوط به تبار غیر از هزاره بوده و نظارهگر انفجار دهمزنگ: خوب میشوید شما مردم کَچَه. (در جامعه هزاره کچه را به معنای گیج، کمعقل، سادهلوح و نفهم به کار میبرد، و شکی وجود ندارد که منظور گوینده هم بیان همین مفاهیم بوده است). این حرف ظاهرا احساسات ما را تحریک میکند و به احتمال زیاد وادارمان میکند که اگر در آن موقع میبودیم مشتی به دهان گوینده میکوبیدیم؛ نشان دادن چنین واکنشی، آنهم در آن وضعیت اسفبار طبیعی است. اما نفس همین نوع برخورد بیانگر این است که عقل جمعی ما چگونه است. چه کسی تا به آن زمان به این نکته فکر کرده بود که ما در مواجه با مسایل کلان و در برخورد با رهبران سیاسی ساده تشریف داریم؟ شاید هیچکس. بد نیست اندکی نسبت به دلسوزیهای رهبران پوپولیستمان بدگمان باشیم. چطور ممکن است یک جنبش مدنی به سرانجام مطلوب برسد وقتی که اکثریت رهبران آن به فکر امتیازگیری سیاسی، و یا هم بهدنبال تحققبخشیدن این هدف که باید چرخشی در سطح رهبری هزارهها صورت بگیرد و نسل نو جای نسل کهنه را بگیرد، میباشد؟
اینها سویههای تلخ ماجرا است. روایت کردن یک فاجعه نهایت دردناک است. اما در این میان امیدواریهایی هم وجود دارد. مثلا همین نوشتن کتاب از جانب آقای کریمی. اگر جنبش روشنایی سراسر یأس را در جامعه حاکم کرد، روایتکردن این فاجعه، بهدلیل نجاتیافتن از چنگ آن و آگاهکردن مردم برای حفاظت از خودشان در برابر چنین فجایع، میتواند امیدوارکننده باشد.
ممکن است یادآوری این نکته که نویسندهی کوچهبازاریها از بیریاترین و صادقترین اعضای جنبش بوده، برای عموم قابل قبول نباشد، اما واقعیت همین است. حتا نفس روایتکردن این رویدادها نشان از صداقت او دارد. همین که کریمی -به قول خودش آدم بیستوشش ساله- میآید کتابی چون «کوچهبازاریها» را مینویسد خودش نوعی «رخداد» است، چون این اولین بار است که کسی از میان نسل جوان و جوزدهی هزاره با این انرژی و جدیت وارد میدان میشود. گویا کریمی با نوشتن این کتاب همنسلان خودش را به مبارزهی جدی علیه سیاستِ ناکارآمد رهبران هزارهها فرا میخواند: «من از خیابان میآیم»، «تغییر از اینجا آغاز میشود». این من «فرد» نیست، بلکه «جمع» است، جمعی که میخواهد سیاست باید بر مبنای «منافع» جمعی شکل بگیرد، «خیر» جامعه غایت آن باشد و «عقلانیت» در آن حاکم باشد.
عباس اسدیان، اطلاعات روز
https://www.etilaatroz.com/84327/%D8%AC%D8%AF%D8%A7%D9%84-%DB%8C%D8%A3%D8%B3-%D9%88-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%9B-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%DA%86%D9%87/