𝚬clipse

𝚬clipse

𝚨𝖽𝗐𝗂𝗇

در ژرفای زیباییِ جهان، ناپایداری‌هایی وجود داشت...

چیزهایی بودند که در لحظه‌ی شکفتن، بویِ زوال می‌گرفتند؛

روشنایی‌هایی که سرانجام به افول می‌رسیدند،

و وجودهایی که ردی از خود بر جای می‌گذاشتند؛

نه آن‌قدر آشکار که بتوان نامش را درد گذاشت،

و نه آن‌قدر محو که بتوان فراموشش کرد.

و برخی، شبیه ماه بودند؛

تمامِ روشناییِ خویش را به دیگری می‌سپردند،

بی‌آنکه بدانند آن دیگری،

به‌جای در آغوش گرفتنِ نورشان،

آن را به مُحاق خواهد سپرد.

شاید تراژدیِ بعضی روشنایی‌ها همین بود؛

این‌که پیش از خاموش شدن،

به کسی اعتماد می‌کردند

که خود، معنای تاریکی را خوب می‌دانست.

Report Page