玄鸟

玄鸟

@SimpingZone
پرنده جاودان (شوان نیائو)، تم سانگ شخصیت تان‌تای جین


قلب خالی‌ـم در آرزوی چیزی نیست،

همیشه تنها هستم و نمیتوانم آرامشی پیدا کنم.

خاطرات مثل رود در حرکتند، 

بعضی سرد و بعضی گرم هستند.

باد می‌وزد و حسرت‌ها را با خود میبرد.

در میان سختی‌ها جایی ندارم که برای این سرنوشت نامعلوم گریه کنم.

در سیاه چال که زمان و مکان به دنبال هم حرکت میکنند، قلبم صدا میزند:

"در تاریکی، تنها تو روشنی بخش راهم هستی."

به گذشته نگاه میکنم،

آه و افسوس

که از دیدِ من دور شدی.



به سمتت پرواز میکنم

اما تو میروی

و من با آخرین توانم نگاهت میکنم.

تو تنها امیدم در ناامیدی هستی.

(عمر) زندگی کوتاه اما عشق طولانی‌ خواهد بود.

راه‌های مختلفی را پیش می‌گیریم،

درست یا غلط، برد یا باخت، گذشته یا حال؛

شکستن، برخاستن، نابود شدن، از نو زاده شدن.

به اشک‌های غمگینم اهمیتی نمیدهم،

سرنوشت مقدر شده زندگیم را دنبال نمیکنم.

زمانی که پرستو برگردد، چه کسی خواهد بود؟



تنها به امید دیدنت، تمام این زندگی دنبالت گشتم.

به نوری تبدیل شدم که در تاریکی سفر میکند.

یک قطره اشک، مقداری خاکستر، سفری که در یک لحظه تمام می‌شود.

زندگی کوتاه‌ست اما یک رویا تا ابد باقی می‌ماند.

تنها به امید دیدنت، تمام این زندگی دنبالت گشتم.

به نوری تبدیل شدم که در تاریکی سفر میکند.

یک قطره اشک، مقداری خاکستر، سفری که در یک لحظه تمام می‌شود.

یک زندگی کوتاه است اما یک رویا تا ابد باقی می‌ماند.


سه زندگی، در آرزوی این لحظه بودم.


Report Page