یین

یین

ParallelLoves

یین: «من و وار هیچ‌وقت با هم وارد رابطه عاشقانه نمی‌شیم.»


یین تأیید کرد که عکس واقعیه و گفت دختری که توی عکس دیده می‌شه دوستشه. اونا موقع فیلم‌برداری یه فیلم با هم آشنا شدن و از دوران مدرسه همدیگه رو می‌شناختن و کم‌کم به دوستای صمیمی تبدیل شدن.


یین گفت اون شب با هم شام خوردن چون داشتن درباره یه سری مسائل شخصی حرف می‌زدن و اون اجازه نداره جزئیاتش رو بگه. وقتی ازش پرسیدن چرا تلفنی درباره این موضوع حرف نزدن، گفت قرار گذاشته بودن حضوری و با جزئیات بیشتر صحبت کنن.


در مورد لباس پوشیدنش هم گفت:


«وقتی با آدم‌های نزدیکم هستم، راحت لباس می‌پوشم. ولی اگه بخوام با کسی که بزرگ‌تره یا موقعیت مهم‌تری داره صحبت کنم، رسمی‌تر لباس می‌پوشم.»

بعدش یین درباره‌ی شایعه‌های دیگه‌ای که مربوط به فیلم The Fabric بودن هم توضیح داد. بازیگرهای فیلم بعد از بیشتر از یه ماه که با هم توی چیانگ‌مای بودن، خیلی به هم نزدیک شده بودن. بعد از تموم شدن فیلمبرداری، هفت نفر از اعضای گروه با هم به پاتایا رفتن و موقع برگشت توی Khao Sam Muk توقف کردن.


اونجا موقتاً به سه گروه تقسیم شدن و یین هم رفت تا از آسمون عکس بگیره. گیجی هم یه عکس مشابه منتشر کرده بود و همین باعث شد مردم توی اینترنت این دو تا عکس رو به هم ربط بدن. یین گفت همون اول درباره‌ی قضیه توضیح نداده چون نمی‌خواسته برای دخترهای گروه دردسری درست بشه.


بعد یین رو به طرفدارها گفت:


«پس برای اینکه سوءتفاهمی پیش نیاد و کسی رو گول نزده باشم، می‌خوام بگم که یه روزی حتماً دوست‌پسر یا دوست‌دختر خواهم داشت. من با کسی که خودم انتخاب کنم یه رابطه‌ی خوب و قشنگ خواهم داشت. پس چیزی که امروز اتفاق افتاده، ممکنه در آینده هم اتفاق بیفته و من تأیید می‌کنم که چنین چیزی حتماً پیش میاد. پس از من ناامید نشید و نگید که فریبتون دادم.


من همه‌ی اینا رو می‌گم چون می‌خوام طرفدارام رو به خودشون بیارم. میشه لطفاً منطقی‌تر فکر کنید؟ ما این‌همه ساله همدیگه رو می‌شناسیم. وقتی آدم‌های بد مدام تحریک‌تون می‌کنن، آخرش خودتون هم دنبالشون می‌رید. یکم منطقی‌تر باشید.


الان هِیترها برنده‌ان و بازنده ما هستیم، همونایی که داریم به همدیگه آسیب می‌زنیم. یه قدم عقب برید و ببینید واقعاً چی داره اتفاق میفته. من کار اون‌قدر بدی کردم که این‌همه ناراحتتون کرده؟ اگه این شخص واقعاً این بار با من قرار می‌ذاشته، مگه من به کسی حمله کردم؟ مگه باعث بارداری کسی شدم؟ مگه به کسی خیانت کردم؟ مگه مواد مصرف کردم؟ یا کار اون‌قدر چندش‌آوری انجام دادم که کارمون به اینجا رسیده که از هم متنفر بشیم؟ چرا همه‌چیز این‌قدر بزرگ و جدی شده؟


در مورد زندگی شخصی‌ام خارج از کار، خودم تصمیم می‌گیرم و خودم کنترلش می‌کنم. پدر و مادرم هیچ‌وقت با تصمیم‌هایی که برای زندگی‌ام گرفتم مشکلی نداشتن. اونا منو به دنیا آوردن، بزرگم کردن و هیچ‌وقت ازم انتظار نداشتن که حتماً طبق خواسته‌ی اون‌ها زندگی کنم.


از این به بعد، تا وقتی کاری غیرقانونی نکرده باشم، دیگه قرار نیست درباره‌ی زندگی شخصی‌ام توضیح بدم. یکم به خودتون فکر کنید. من خیلی دوستتون دارم و دقیقاً به خاطر همین دارم سعی می‌کنم دوباره شما رو به عقل و منطق برگردونم.»


در آخر هم یین درباره‌ی وار صحبت کرد:


«من و وار برای همیشه کنار هم می‌مونیم. ما دیوونه‌وار همدیگه رو دوست داریم، این واقعیه. حتی اگه امروز همه‌تون منو کنار بذارید، ما باز هم دوست، برادر و آدم‌هایی می‌مونیم که عمیقاً همدیگه رو دوست دارن. پس هیچ نگرانی‌ای نداشته باشید.


اون منو به اون معنی‌ای که دوست‌پسرم باشه دوست نداره، متوجه‌اید؟ من و وار هیچ‌وقت با هم زوج نمی‌شیم. ولی یه چیز کاملاً مطمئنه، هر وقت من روز سختی داشته باشم، اون کنارمه. و روزی هم که اون شرایط سختی داشته باشه، من کنارش خواهم بود.




Report Page